ایران از هزاران سال گذشته بر بسیاری از جزیره های ارزشمند و استراتژیك از جمله بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك، در تنگه هرمز و دهانه خلیج فارس حاكمیت و مالكیت دارد.

دولت ایران در چند سال گذشته تلاش گسترده یی در راستای استقرار آشتی و پایداری در منطقه و تنش زدایی انجام داده است، ولی حاكمان امارات عربی متحده باز هم بر تكرار ادعاهای نادرست درباره جزیره های تنب و بوموسا، پایداری می ورزند؛ و این ادعاهای بیهوده، روندی جدی و فراگیرتر از گذشته به خود گرفته است.

سه دهه از ایجاد كشور امارات عربی متحده توسط بریتانیا نمی گذرد و بایستی دانسته شود، سرزمینی به نام امارات بخشی از خاك ایران به شمار می رفته است كه در اثر عدم شایستگی رژیم های پیشین ایران از خاك میهن جدا شده و همراه با زمینه سازی كه برای امروز ایران فراهم آمده بود، نام امارات عربی متحده به خود گرفت.

بنابراین تاریخ این كشور كوچك نه تنها در برابر فرهنگ باشكوه ده هزار ساله و بیشتر ایران جایی برای سخن گفتن ندارد، بلكه با توجه به پیشینه كوتاه تاریخی، جمعیت اندك و نداشتن توان سیاسی و نظامی، هیچ گاه توان رویارویی با ایران را نخواهد داشت. در این میان، پیشینه تاریخی، نقش ژئوپولتیك كرانه یی یك هزار و هشتصد كیلومتری ایران و وزن بازرگانی اقتصادی ایرانیان امارات هم توسط شیخ های عرب، قابل پرده پوشی نیست، توان هایی كه می تواند در هنگام بایسته در راستای بهره مندی ملی ایران به كار آید.

جزیره های بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك، دارای جایگاه كلیدی، ژئوپولتیك و استراتژیك، در نگهداری امنیت و آزادی كشتیرانی بر پایه حقوق بین الملل هستند.

تمامی صادرات نفت ایران و ۸۰ درصد بازرگانی خارجی ایران از راه خلیج فارس و تنگه هرمز انجام می شود؛ به همین رو، جزیره های ایرانی از دیدگاه آزادی كشتیرانی جهانی، پشتیبانی از صادرات نفتی ایران و در سطح كلان، بازرگانی خارجی از ارزش ویژه یی برخوردارند. بنابراین كنترل آنها توسط ایران در راستای تضمین آزادی كشتیرانی جهانی، پشتیبانی از بهره مندی های ملی ایران و كشورهای منطقه خلیج فارس است.

بررسی ها، پژوهش ها، كاوش های باستان شناسی و اسناد تاریخی و حقوقی انجام شده تاكنون، نشانگر آن است كه از هزاره دوم پیش از میلاد، جزیره های بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك همانند دیگر جزایر دریای پارس توسط ایرانیان اداره می شده و در قلمروی امپراتوری ایران بوده است.

خلیج فارس و جزیره های آن در دوران عیلامی زیر چیرگی این دودمان بوده است. همچنین از دوران های ماد، هخامنشی، اشكانی، ساسانی، اسلامی و بعد نیز پیوسته بخشی از خاك ایران بوده اند كه اسناد نوشتاری و سنگ نوشته های هخامنشی بیستون و تخت جمشید ایران و سنگ نوشته های تل المسخوته مصر، گواه بر این ادعا است.

جزیره های تنب و بوموسا در خلیج فارس بر پایه اسناد تاریخی و حقوقی از روزگار باستان در حاكمیت و مالكیت ایران بوده و هست، ولی به هنگام ناتوانی ایران، پرتغالی ها در سال ۱۵۰۷ م، جزیره های هرمز، كیش، قشم، بحرین، بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك را اشغال و بر همه كرانه ها و جزیره های دریای پارس حاكم شدند. حاكمیت آنان بر این كرانه ها و جزیره ها نزدیك به یك سده ادامه یافت و این دوران بسیار درازتر از دورانی است كه قبیله های كرانه های مسندم، از جمله قاسمی ها، از كرانه ها و جزیره های مورد ادعای امارات عربی متحده بازدید می كردند تا اینكه با توانمند شدن امپراتوری صفوی، چیرگی پرتغالیان در خلیج فارس و دریای عمان پایان یافت.

بنابراین می توان گفت چرا یك ادعای خیالی از سوی كشور پرتغال در آن دوران یا در دوران كنونی نسبت به هر بخش در دریای پارس به دلیل اینكه نزدیك به یك سده در آن جا حاكمیت داشته اند، حتی قابل تصور نیست، ولی یك ادعای همانند از سوی امارات عربی متحده بر رهنمونی یكسان می تواند قابل پذیرش باشد؟ و آن اینكه نیاكان قبیله یی آنان و به گفته سرآرنولد ویلسن انگلیسی، امرای جزء خلیج فارس كه توانایی و شكوه نادرشاه افشار آنها را بر سر جای شان نشانده و از ترس او جرات تجاوز نداشتند، چند سده پیش برای زمان كوتاهی از بخش های مورد ادعای امروزی آنان دیدن كرده یا برای زمان اندكی در آنجا سكونت و از سوی ایران حكومت كردند آن هم در دوران كوتاهی پس از كشته شدن نادرشاه افشار در سال ۱۷۸۰ م، كه ایران سر و سامان درستی نداشت.دسترسی به تنگه هرمز و ارزش نظامی چیرگی بر این مجموعه جزیره ها، انگیزه یی شد تا انگلستان از آغاز سده ۱۹ م، بر این جزیره ها چشم طمع بدوزد.اشغال موقت و در دست گرفتن جزیره های تنب و بوموسای ایران در سال ۱۹۰۳ م، توسط دولت انگلستان، به دو سازه؛ بازسازی و نیرومند شدن نیروی دریایی ایران و تلاش روسیه تزاری برای دست یافتن به آب های گرم دریای پارس، بستگی داشته است.ایران با وجود نداشتن توان بایسته برای رسیدن به آرمان های خود دست به كارهایی زد كه انگلستان را نگران ساخت. در ۱۱ سپتامبر ۱۸۸۷ م، دولت ایران حاكم بندرلنگه را كه از قبیله قاسمی راس الخیمه و خراجگزار ایران بود و جزیره های بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك را در اداره خود داشت بركنار كرد.

ایرانیان در درازای سال ها، همواره به این اشغالگری ها، به گونه نوشتاری رسمی و نیز حضور نظامیان و كاركنان دولت و برافراشتن پرچم ایران در جزیره ها و همچنین به روش حقوقی به ویژه از دیدگاه حقوق بین الملل، واكنش نشان داده اند. تا آنكه بریتانیا در شانزدهم ژانویه ۱۹۶۸ م، تصمیم گرفت خلیج فارس را ترك كند.مهمترین دلیل ایران برای بازستاندن جزیره های تنب و بوموسا، حقوق تاریخی ایران بر پایه حقوق بین الملل نسبت به آنها بود زیرا جزایر تا آخر سده نوزدهم میلادی در حاكمیت ایران بود. در اسناد و مدارك دولت بریتانیا شامل گزارش ها و نشریه های رسمی نقشه های رسمی و نیمه رسمی كه از سوی وزارتخانه های جنگ و خارجه و همچنین نیروی دریایی دولت انگلیسی هند و شركت هند خاوری تا سال ۱۹۰۲ م تهیه شده تعلق جزایر تنب و بوموسا به ایران مورد تایید قرار گرفته است.در سال ۱۸۸۶ م، نقشه ایران به دستور وزیر امور خارجه بریتانیا در وزارت جنگ این كشور تهیه و نسخه یی از آن تقدیم ناصرالدین شاه قاجار شد. هنگامی كه شاه جزایر تنب و بوموسا را در نقشه به رنگ ایران دید، گفت كه به گواهی بریتانیا این جزیره ها بخشی از ایران است. وزیر مختار بریتانیا كه نقشه را به شاه پیشكش كرده بود در برابر سخنان شاه سكوت اختیار كرد. بریتانیا نه تنها هیچ گونه اعتراضی درباره تفسیر ناصرالدین شاه از نقشه نكرد بلكه این نقشه دو بار دیگر نیز در سال های ۱۸۹۱ و ۱۸۹۸ م، چاپ شد. در این چاپ ها نیز تغییری در رنگ جزایر داده نشده بود.

پس از ۶۸ سال تلاش دولت ایران برای بازگرداندن جزیره ها سرانجام در سال ۱۹۷۱ م، انگلستان پذیرفت كه در چارچوب توافق های قانونی و بستن پیمان ویژه، این جزیره ها به ایران بازگردانده شوند. در آن زمان دولتی به نام امارات عربی متحده وجود نداشت و انگلستان سرپرست یا قیم امیرنشین های شارجه و راس الخیمه بود و بازگشت جزیره ها به ایران قانونی و بر پایه حقوق بین الملل بوده است. به همین رو امارات عربی متحده به گونه قانونی نمی تواند ادعای سرزمینی را داشته باشد كه پیش از موجودیت یافتن دولت امارات عربی متحده به شیوه قانونی به ایران بازگردانده شده است، یعنی كار جزیره های مورد ادعا پیش از تشكیل امارات، به گونه قانونی روشن شده است. بر پایه سازش به دست آمده ایران می توانست در اجرای یادداشت تفاهم ۲۵ نوامبر ۱۹۷۱ م/ ۴ آذر ۱۳۵۰ خ، حاكمیت خود بر جزایر سه گانه را از سر گیرد. دو روز پیش از پایان زمان پیمان تحت الحمایگی بریتانیا با شارجه و راس الخیمه در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ م/ ۹ آذر ۱۳۵۰ خ، جزیره های بوموسا و تنب بزرگ و تنب كوچك، پس از ۶۸ سال از اشغال بیرون آمده و به میهن بازگردانده شدند.

در درازای ۳۵ سال گذشته پس از انتقال قانونی جزایر سه گانه به ایران در دسامبر ۱۹۷۱ م، كشورهای عراق، لیبی و یمن و یاسر عرفات به نمایندگی از فلسطینی ها، شكایتی علیه ایران به سازمان ملل متحد ارائه كردند كه شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از بررسی، این شكایت را بی اعتبار دانست و رد كرد. پس از این گام مهمترین واكنش عرب ها نسبت به جزایر سه گانه به جنگ عراق علیه ایران بازمی گردد كه صدام حسین در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ خ، در برابر مجلس ملی عراق پیمان نامه ۱۹۷۵ م، خود با ایران را باطل اعلام كرد و در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خ، یورش نظامی خود به ایران را آغاز كرد و در ۵ مهر ۱۳۵۹ خ، یكی از شرایط سه گانه پایان جنگ را افزون بر جداسازی خوزستان و حاكمیت كامل بر اروندرود، واگذاری جزیره های تنب و بوموسا به عرب ها عنوان كرد.

در ۳۱ مرداد ۱۳۷۱ خ/ آوریل ۱۹۹۲ م، كه مسوولان ایرانی از پیاده شدن بعضی افراد در جزیره بوموسا، جلوگیری كردند كوشش های دیپلماتیك تازه یی در این زمینه آغاز شد به منظور حسن اجرای یادداشت تفاهم درباره جزیره بوموسا، ایران و امارات عربی متحده كه عهده دار امور خارجه شارجه است از ۲۷ شهریور ۱۳۷۱ خ، به گفت وشنود پرداختند كه در مهرماه بی هیچ نتیجه یی این گفت وشنودها متوقف شد. از آن زمان این موضوع هر از گاهی در نشست كارشناسان سازمان های منطقه یی مطرح شده و مقام های عربی به آن پرداخته اند.

از دیدگاه ایران دشواری های اجرای یادداشت تفاهم درباره بوموسا را می توان از راه گفت وشنود با امارات عربی متحده برطرف ساخت ولی امارات و دیگر كشورهای عربی بایستی بدانند و بپذیرند كه جزایر سه گانه همواره جزء لاینفك خاك ایران بوده و خواهند بود؛ و هرگونه ادعایی علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران مردود و محكوم است. بنابر نگرش دولت ایران اشغالگری انگلستان در سال ۱۹۰۳ م، حق حاكمیتی به زیان ایران پدید نیاورده است. همچنین سازش سیاسی ۱۹۷۱ م، با بریتانیا كشمكش ارضی بر سر جزیره های ایرانی را كه انگیزه رویارویی با آن دولت شده بود برای همیشه برطرف ساخت.

لازم به ذكر است این مقاله در هفدهمین همایش بین المللی خلیج فارس ارائه شده و همان طور كه ملاحظه كرده اید پژوهشگر محترم نام ابوموسی را بوموسا خوانده است.

 

 

ایرج افشار سیستانی نویسنده وپژوهشگر در زمینه ایران شناسی

منبع : http://www.persiangulfstudies.com/