غیبت ایران در نشست آتی سران کشورهای ساحلی دریای مازندران
گامی در مسیر پیگیری فرمول چهار به‌علاوه یک
 در دریای مازندران

 

نویسنده : دکتر الهه کولایی

 متاسفانه به دلیل فقدان رویکرد مناسب در سیاست خارجی کشور، فرصت‌های بی‌نظیری در تعامل‌های منطقه‌ای و ایفای نقش تاثیرگذار ایران در روند بهره‌بردای از این دریاچه مورد غفلت قرار گرفت.

موضوع رژیم حقوقی دریای خزر و سهم ایران در منافع و منابع این دریاچه یکی از مباحث مهمی است که طی سال‌های بعد از فروپاشی شوروی روابط کشور ما را با کشورهای ساحلی دریای خزر تحت تاثیر قرار داده است.

موضوع عدم حضور ایران در نشست آتی کشورهای ساحلی در مورد رژیم حقوقی خزر در قزاقستان به خوبی نشان می‌دهد که این کشورها مایل هستند فرمول چهار به علاوه یک را در این دریاچه اجرا کنند و ایران را با توجه به شرایط بین المللی و مسائل دیپلماسی‌اش به ویژه در ارتباط با پرونده هسته‌ای در انزوا قرار داده و مسائل میان خود را بر اساس چهار جمهوری بازمانده از اتحاد جماهیر شوروی در برابر ایران حل و فصل نمایند.

اقدامی که در دعوت نکردن از جمهوری اسلامی ایران در نشست آکتاوا در قزاقستان صورت گرفته نشانه بارزی از سیاست این کشورها برای حذف و انزوای ایران در مسائل این بزرگترین دریاچه جهان است، نمی‌توان نقش و جایگاه برجسته ایران را در پیوند دادن کشورهای ساحلی این دریاچه به آب‌های آزاد نادیده گرفت و بر توانایی قابل توجه ایران برای حل و فصل مسائل این دریاچه چشم بست.

عدم دعوت از ایران برای نشست بررسی رژیم حقوقی خزر در شهر آکتاوا به معنی آشکار شدن امکان بهره برداری کشورهای دیگر از رویکردهای حاکم بر سیاست داخلی و خارجی ایران را فراهم می‌کند، در پرتو تحولات جاری در داخل کشور و آثار این تحولات در عرصه مناسبات خارجی، کشورهای ساحلی خزر اینک مجال آن را یافته‌اند تا نقش بایسته و شایسته ایران و ظرفیت‌های قابل توجه آن را در این منطقه نادیده انگارند و تلاش کنند با به حاشیه راندن تهران ملاحظات و دیدگاه های خود را در این دریاچه محقق سازند.

لازم به یادآوری است، با اینکه روسیه و قزاقستان و آذربایجان برای تقسیم منابع زیر بستر و تعیین مرزهای دریایی خود توافق هایی را بدست آوردند اما به زودی پیرامون پیامدهای حاکمیتی آن دچار اختلاف جدی شدند. همین موضوع بین آذربایجان و ترکمنستان در هفته‌های اخیر سرنوشت خط لوله ناباکو را با ابهام و تردید جدی مواجه کرده است.

هرچند قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تلاش کردند با پمپاژ کمک‌های مالی و حمایت‌های سیاسی انزوای ایران را محقق و این کشور را از ایفای نقش موثر در منطقه بازدارند اما بدون تردید هیچ فرمولی در غیاب ایران برای بهره برداری مناسب وعقلانی از منافع و منابع این دریاچه کارساز نخواهد بود و این نوع رفتارها می‌تواند برای تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بیانی از هشدارها و ابراز نگرانی‌هایی باشد که در سال‌های اخیر همواره مطرح شده است.

با تخلیص