پیامبر اعظم (ص) :

«  سلمان منا اهل البیت »

پیش درآمد :

پان ترکیسم در پیشبرد سیاست های فرهنگی خود همواره می کوشد تا با هر آنچه نام « پارس » یا « فارس » بر آن است مقابله و مبارزه کند مبادا که این موارد موجب گردد آذری زبانان ایران بر پایه های هویت ایرانی خود همراه با سایر ایرانیان تکیه کنند و به ایرانی بودن خود ببالند. خواه این امر سلسله ای حکومتی از تاریخ باشد ، خواه زبان و ادبیات باشد و خواه شخصیت های ارجمند و بزرگان و مفاخر این سرزمین. آنچه برای پان ترکیسم وحشت زا و خشم آفرین است نام « پارس » است.

در این اثنا یکی از اموری که این سردمداران جهل و جعل و فریب و فحاشی  را بیش از پیش برآشفته کرده است  وجود نازنین شخصیت بی همتا و افتخارآمیز « سلمان فارسی » است. سلمان که منزلت و جایگاه معنوی او برای تمامی مسلمانان جهان و نه تنها ایرانیان به واسطه احادیث متعدد و متواتر پیامبر و ائمه اطهار ، روشن است ، متاسفانه دستاویز کینه افکنی ها و ستیزه جویی های پان ترکیسم گشته است.  بدین گونه که پان ترکیست ها می کوشند تا وجود این شخصیت عظیم جهان اسلام را زیر سوال ببرند و منکر وجود چنین شخصیتی شوند و یا شخصیت او را تحریف و تحقیر کنند.

آنان با بستن گوش و چشم خود بر حقیقت تلاش می کنند تا باز هم خود را به نادانی زنند و به پیاده نظام خود چنین القا کنند که در تاریخ شخصی به نام « سلمان فارسی » وجود نداشته است و این دروغی است که فارسی زبانان برای فریب آنان ساخته اند. !!!! این همه در حالی است که آرامگاه سلمان در عراق همواره زیارتگاه مسلمانان از سراسر جهان اسلام است . به راستی جهل پراکنی و فریب در راهکارهای پان ترکیسم چه نقش مهم بازی می کند. حقیقت را منکر شدن به راستی که تنها از عهده پانترک ها برمی آید و بس. از این رو در ادامه اندک مطالبی پیرامون معرفی این شخصیت بزرگ تمدن اسلامی آورده شده است به امید آنکه در این جبهه جهل پراکنی مفید و مؤثر افتد.

سلمان کیست ؟

سلمان فارسی که نام اصلی آن « روزبه »  است در کازرون فارس یا به روایتی در منطقه جی اصفهان دیده به جهان گشود. او کودکی خود را در ناحیه جی در اصفهان گذرانید و در آنجا بزرگ شد. او از فرزندان اشراف پارسی دهقانان یا اسواران بوده، پدرش فروخ بن مهیار یکی از روحانیون زرتشتی (بدخشان کاهن ) بود و کار همیشگی اش هیزم نهادن بر شعله آتش بود. وی در کودکی بر اثر از دست دادن مادر خود تحت سرپرستی عمه اش درآمد.

سلمان ، بعد از آنکه دریافت قرار است او را شش ماه با اعمال شاقه زندانی سازند و پس از آن اگر به آیین نیاکانش ایمان نیاورد اعدامش کنند، با همکاری عمه‏اش گریخت و روانه بیابان شد. در بیابان کاروانی دید که به سوی شام می‏رفت; پس به مسافران پیوست و رهسپار سرزمینهای ناشناخته گردید.

سرانجام سلمان ، در همان آغاز هجرت گمشده‏اش را یافت و در حالی که برده یک یهودی بود، در محضر رسول خدا(ص) مسلمان شد. (1)

ادامه زندگینامه سلمان را بخوانید.

زندگینامه سلمان بر گرفته از پایگاه اینترنتی حوزه : www.hawzah.net

 

زندگی افتخار آمیز سلمان فارسی

سلمان ، الگوی مسلمانان کمال‏جو، وارسته و خودساخته است و ارزشهای متعالی بسیاری در خویش گردآورده بود. بخشی از این فضایل عبارت است از:

نزدیکی به رسول خدا(ص)

سلمان ، پس از پذیرفتن اسلام، چنان در راه ایمان و معرفت اسلامی پیش رفت که نزد رسول خدا جایگاهی والا یافت و مورد ستایش معصومان(ع) قرار گرفت. بخشی از سخنان آن بزرگان در باره سلمان چنین است:

الف) در ماجرای جنگ خندق، که در سال پنجم هجری رخ داد و به پیشنهاد سلمان پیرامون شهر خندق کندند. هر گروهی می‏خواست‏ سلمان با آنها باشد; مهاجران می‏گفتند:  سلمان از ما است. انصار می‏گفتند: او از ما است. پیامبر(ص) فرمود: « سلمان منا اهل البیت‏» (3) ; سلمان از اهل بیت ما است.

عارف معروف، محی‏الدین بن‏عربی، با اینکه از علمای اهل تسنن است، در شرح این سخن پیامبر اکرم(ص) می‏گوید: پیوند  سلمان به اهل بیت (علیهم السلام) در این عبارت، بیانگر گواهی رسول خدا(ص) به مقام عالی، طهارت و سلامت نفس  سلمان است; زیرا منظور از اینکه  سلمان از اهل بیت (علیهم السلام) است، پیوند نسبی نیست; این پیوند بر اساس صفات عالی انسانی است. (4)

ب) جابر نقل می‏کند که رسول خدا(ص) فرمود:

«همانا اشتیاق بهشت‏به سلمان  بیش از اشتیاق  سلمان به بهشت است; و بهشت‏به دیدار سلمان عاشق‏تر از دیدار سلمان به بهشت است.» (5)

ج) پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«هر که می‏خواهد به مردی بنگرد که خداوند قلبش را به ایمان درخشان کرده، به سلمان  بنگرد.» (6)

د) آن بزرگوار همچنین فرمود:

« سلمان از من است، کسی که به او ستم کند به من ستم کرده است و کسی که او را بیازارد مرا آزرده است.»

و) امام صادق(ع) فرمود:

« سلمان علم الاسم الاعظم‏» (7) ; سلمان اسم اعظم را می‏دانست.

این سخن بدان معناست که سلمان از نظر عرفان، به مقامی رسیده بود که حاصل اسم اعظم الهی بود. اگر کسی چنین لیاقتی داشته باشد، دعایش به اجابت می‏رسد و کرامات عظیمی از او سر می‏زند.

علم سلمان

پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «اگر دین در ثریا بود، سلمان به آن دسترسی پیدا می‏کرد.» (8)

وسعت و عمق آگاهیهای سلمان به حدی بود که برای هر کس قابل هضم نیست. امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) و علی(ع) اسراری را که دیگران قدرت تحمل آن را نداشتند به  سلمان می‏گفتند و او را لایق نگهداری علم مخزون و اسرار می‏دانستند; از اینرو یکی از القاب سلمان ، «محدث‏» است. (9)

سلمان دارای علم بلایا و منایا (حوادث آینده) بود و همچنین از متولمان(قیافه‏شناسان) و محدثان به شمار می‏رفت. جایگاه علمی سلمان چنان بود که امام صادق(ع) در باره‏اش فرمود: «در اسلام، مردی که فقیه‏تر از همه مردم باشد، همچون سلمان، آفریده نشده است.» (10)

پیامبر اسلام(ص) فرمود: « سلمان دریای علم است که نمی‏توان به عمق آن رسید.» (11)

البته دانش سلمان ، به معارف فکری محدود نمی‏شد و آگاهیهای فنی او نیز در حد بالایی بود. در جنگ خندق، طرح کندن خندق را سلمان خدمت پیامبر(ص) پیشنهاد کرد و عملی شد. همچنین در جنگ طائف، طرح ساختن «منجنیق‏» برای درهم کوبیدن قلعه‏های مشرکان از ابتکاراتی است که به سلمان نسبت داده شده است.

بنابراین، سلمان حق دارد از مقام علمی‏اش چنین تعبیر کند:

ای مردم! اگر من شما را از آنچه می‏دانستم مطلع می‏کردم، می‏گفتید، سلمان دیوانه است، یا به کسی که سلمان را بکشد درود می‏فرستادید. (12)

عبادت سلمان

آنچه به عبادت سلمان ارزش بیشتری می‏دهد، علم و آگاهی اوست. چرا که عبادت آگاهانه و پرستش از روی بصیرت از عبادت سطحی و ظاهری ارزشمندتر است.

امام صادق(ع) فرمود: روزی پیامبر اسلام(ص) به یاران خود فرمود: کدام یک از شما تمام روزها را روزه می‏دارد.

سلمان گفت: من، یا رسول الله.

پیامبر(ص) پرسید: کدام یک از شما تمام شبها را به عبادت می‏گذراند؟

سلمان گفت: من، یا رسول الله.

حضرت پرسید: آیا کسی از شما هست که روزی یک بار قرآن را ختم کند؟  

سلمان گفت: من یا رسول الله.

یکی از حاضران که جوابهای سلمان را خودستایی و فخرفروشی می‏پنداشت، گفت: اکثر روزها دیده‏ام که سلمان روزه نیست، بیشتر شب را هم می‏خوابد و بیشتر روز را به سکوت می‏گذراند، پس چگونه همیشه روزه است و هر شب برای نیایش با خدا بیدار می‏ماند و روزی یک بار قرآن را ختم می‏کند؟!

پیامبر(ص) فرمود: ساکت‏باش! تو را با همسان لقمان چه کار؟ اگر می‏خواهی چگونگی‏اش را از خودش بپرس تا خبر دهد.

سلمان گفت: در ماه سه روز روزه می‏گیرم و خداوند فرموده است: «هر کس عمل نیکی انجام دهد پاداش ده برابر دارد. از طرف دیگر، روز آخر شعبان را روزه گرفته و آن را به روزه ماه رمضان متصل می‏کنم و هر که چنین کند، پاداش روزه همیشه را دارد. از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: هر کس با طهارت بخوابد، در ثواب، چنان است که تمام شب را عبادت کرده باشد. اما ختم قرآن، رسول خدا(ص) فرمود: هر کس یک بار سوره «قل هوالله‏» را بخواند، پاداش یک سوم قرآن را دارد و هر که دو بار بخواند، دو ثلث قرآن را خوانده است و هر که سه بار بخواند، گویا قرآن را ختم کرده است. و نیز حضرت فرمود: یا علی، هر کس تو را با زبان دوست‏بدارد یک سوم ایمانش کامل شده، هر که با دل و زبان وستت‏بدارد، دو ثلث ایمان او کامل شده; و هر که با دل و زبانش دوستت‏بدارد و با دست هم یاری‏ات کند، تمام ایمان را به دست آورده است.» (13)

زهد سلمان

آیات و روایات نشان می‏دهد که «زهد» به معنای حرام ساختن نعمتهای الهی بر خود نیست. زهد به معنای عدم دلبستگی به امور مادی است. یکی از مواردی که در تمام زوایای زندگی سلمان، از آغاز تا پایان عمر، دیده می‏شود زهد، پارسایی و بی‏رغبتی او به دنیاست.

سلمان ، که پیرو راستین پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بود، راه آنان را پیش گرفت و حتی وقتی فرماندار مدائن بود، ساده‏زیستی را رها نکرد. زهد و وارستگی سلمان از ایمان عمیق او سرچشمه می‏گرفت; زیرا هر کس ایمان قویتر داشته باشد، از جاذبه‏های دنیوی آزادتر است. امام صادق(ع) فرمود:

«ایمان ده درجه دارد، مقداد در درجه هشتم و ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم ایمان است.» (14)

سلمان، خانه نداشت و هرگز دل به خانه‏سازی نمی‏داد. شخصی از او خواست تا برایش خانه‏ای بسازد ولی سلمان راضی نشد. سرانجام به سبب اصرار شخص نیکوکار اجازه داد برایش خانه بسازد، ولی سفارش کرد خانه چنان باشد که هنگام ایستادن سر به سقف آن بخورد و هنگام خوابیدن پا به دیوار برسد. (15)

سلمان پارسا، حتی حقوق اندک سالانه (16) خود را هم به نیازمندان می‏داد و بسیار اندک برای خود برمی‏داشت.

نقش سلمان در تشیع ایرانیان

یکی از کارهای بسیار مهم سلمان ، که بخش اعظم زندگی او را فرا گرفته بود، تلاش پیگیر او در معرفی اسلام ناب و تشیع راستین بعد از رحلت رسول خدا(ص) است. او در این راستا در مدینه جهاد کرد و از هر فرصتی بهره برد. وقتی به مدائن آمد، همین عقیده را دنبال کرد و نقش بسیاری در تشیع ایرانیان داشت.

می‏پرسند: با اینکه اسلام در عصر خلافت‏خلیفه دوم وارد ایران شد، چرا اکثریت قاطع مردم ایران، شیعه حضرت علی(ع) هستند؟

در پاسخ باید گفت: عوامل متعددی سبب این گرایش است. از نخستین عوامل این گرایش، وجود سلمان در مدائن و رفت و آمد او به کوفه و حوالی آن و حتی اصفهان و ... بود. سلمان پیام‏آور اسلام ناب، منادی تشیع و نویدبخش مذهب اهل بیت (علیهم السلام) بود و اکثر ایرانیان این ندا و نوید را شنیدند و پذیرفتند. (21)

وفات

سلمان سرانجام، پس از عمری طولانی و بابرکت، در اواخر خلافت عثمان در سال 35ه .ق وفات یافت. (22) حضرت علی(ع) پیکرش را غسل داد، کفن کرد و بر آن نماز گزارد. همراه آن حضرت، جعفر بن‏ابی‏طالب و حضرت خضر، در حالی که با هر یک از آن دو هفتاد صف از فرشتگان بودند بر پیکر سلمان نماز گزاردند. (23) بعضی از راویان چنین نقل کرده‏اند که حضرت علی(ع) بر کفن سلمان شعری نوشت که معنای آن چنین است:

«بر شخص کریم و بزرگواری وارد شدم، بی‏آنکه توشه نیک و قلب پاک داشته باشم; ولی بردن توشه نزد شخص کریم و بزرگوار، زشت‏ترین کار است.» (24)

مرقد شریف حضرت سلمان (س) در مدائن، در پنج فرسخی بغداد، نزدیک تاق کسری قرار دارد.

در این دنیای پرتلاطم و پرزرق و برق که انسان را در گرداب گناه غرق می‏کند، هر کس الگویی می‏خواهد تا با سرمشق قرار دادن روش و کردارش کشتی وجودش را سالم به ساحل سعادت برساند; و زندگی سلمان فارسی برای ما ایرانیان الگویی شایسته است.

پی‏نوشتها:

1- بحار، ج 22، ص‏366.

2- الدرجات الرفیعه، ص‏203.

3- مجمع‏البیان، ج 2، ص‏427.

4- شرح نهج‏البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج 18، ص‏36.

5- بحار، ج 22، ص 341.

6- احتجاج طبرسی، ج 1، ص 150.

7- اعیان الشیعه، ج‏7، ص‏287.

8- شرح نهج‏البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج 18، ص‏36.

9- بحار، ج 22، ص 331.

10- تنقیح المقال، ج 2، ص‏47.

11- اختصاص شیخ مفید، ص 222.

12- رجال کشی، ص 20.