پانترکیسم و ایران

نویسنده : دکتر حمید احمدی

همانگونه كه در بخش پیشین اشاره شد، ایدئولوژی پانتركیسم از همان آغاز همیشه نگاهی نیز به ایران داشته است. نظریهپردازان پانتركیسم/ پانتورانیسم، كه خود اساسا از نوشتههای شرقشناسان اروپایی متحد انگلستان (كه در گرما گرمبازی بزرگ یعنی رقابت امپریالیستی میان روسیه و انگلستان، بر سر آسیای میانه، ایران، افغانستان و هند، طرح دامن زدن به احساسات قومی ترك گرایانه در محورهای جنوبی روسیه را علیه این امپراتوری ارائه دادند) الهام میگرفتند، بخشهای شمالی ایران، شامل آذربایجان، گیلان و شمال خراسان را بخشی از امپراتوری آرمانی آینده تركها میپنداشتند، و در این رابطه نوشتههایی را در نشریات پانتركی استانبول انتشار میدادند. 12

 

در سالهای دهه 20 ـ 1910 تعداد اینگونه نوشتهها پیرامون آذربایجان ایران افزایش یافت و نویسندگان آن براساس استدلالهایی كه بیشتر از ماهیت احساسات غیر عقلایی شدید نژاد پرستانه و تخیلی برخوردار بود، و نمونههای آن در هیچ یك از نوشتههای معتبر تاریخی غربی (چه در عهد باستان و چه در قرون بعد)، اسلامی و ایرانی به چشم نمیخورد. این نوشتهها، بر ریشههای تركی ـ و نه ایرانی بودن ـ آذربایجان اصرار میورزیدند و آن را جزیی از توران آینده میدانستند. ضیاء گوك آلپ در استراتژی سه مرحلهای پانتركیسم، كه پیش از این به آن اشاره یافت، آذربایجان ایران و بخشهای شمال غربی و شمال شرقی ایران را بخشی از «دوغوزستان» موعود بر میشمرد كه با پیوستن به تركیه و قفقاز یك دولت بزرگ ترك تشكیل خواهند داد. 13

محافل پانتركیست دولت عثمانی و جمهوری ترك بعدی، چه در اقدامات عملی و چه در نشریات گوناگون خود،آذربایجان ایران را بخشی از منطقه تبلیغاتی و عملیات خود جهت ترویج پانتركیسم در نظر میگرفتند. سازمان پرقدرت مخفی تحت نظر انورپاشا (تشكیلات مخصوصه) كه اندكی قبل از آغاز جنگ جهانی اول به منظور فراهم ساختن زمینه ترویج پانتركیسم و الحاق مناطق شمال غرب ایران، قفقاز، شمال شرق ایران و افغانستان و آسیای میانه تشكیل شده بود، واحدهای تبلیغی و عملیاتی متعددی را به ایران اعزام كرد.14كه در شهرهای تبریز و تهران مستقر شده بودند. گروههای عملیاتی و تبلیغی فوق در طول دوران اشغال آذربایجان از سوی عثمانی پس از انقلاب اكتبر 1917 روسیه، برای تبلیغ و سازماندهی هستههای پانتركی در تبریز تلاش كردند، اما مخالفت شدید ایران دوستان تبریز، به ویژه شیخ محمد خیابانی و احمد كسروی، تلاشهای آنها را خنثی كرد.

 

 سقوط امپراتوری عثمانی و از میان رفتن رهبران ثلاثه پانترك (انور، طلعت و جهان) باعث توقف موضعگیریهای مداخلهجویان محافل پانتركیستی و جمهوری نوین تركیه نسبت به ایران نشد. در این رابطه میتوان اقدامات سازمان «ترك اجاقی» و رهبران روشی بیك اشاره كرد كه در كنفرانس 1923 استانبول، آذربایجان ایران را بخشی از جهان ترك دانست و خواستار پیوستن آذربایجانیها به جمهوری تركیه شد.14 سازمان ترك «اجاقی» در سالهای دهه 1930 نیز در راستای تبلیغات گسترده خود پیرامون برتری نژاد ترك بر سایر نژادهای جهان، مطالب عمدهای را علیه ایران انتشار داد. این نوع احساسات و ادعاها را میتوان بیش از همه در نوشتههای رشید صفوت یكی از مورخین و نظریهپردازان سازمان مذكور پیدا كرد. 15

 

در اوایل سالهای دهه 1940، گروههای پانتركیستی كه از سوی سفارت آلمان در استانبول و خارج از تركیه حمایت میشدند، به عملیات خود علیه ایران افزودند در جریان تلاش محرمانه نمایندگان گروههای پانتركیست با ماموران اطلاعاتی آلمان نازی در برلین، پانتركیستها در صدد برآمدند كه نظر آلمانها را به آذربایجان ایران جلب كنند. براساس اسناد محرمانه آلمان نازی، نوری پاشا برادر انورپاشای معروف، در جریان یك ملاقات با نمایندگان نازی در جبهه شرقی در 1941 (پیش از هجوم آلمان به شوروی) پیشنهاد ایجاد جمهوریهای ترك در آذربایجان ایران و شمال عراق را كه متحدان تركیه خواهند شد، به نازیها ارائه داد. 16 در طول سالهای 44 ـ 1941 كه فعالترین دوران تحركپانتركیستهای «تركیه» بود، فشارهای زیادی برای حمایت تركیه از راهاندازی حركتهای پانتركی در ایران صورت گرفت. محافل پانتركیست بخشی از تلاشهای خود را بر دانشجویان ایرانی مشغول به تحصیل در استانبول و آنكارا و گرایش دادن آنها به فعالیتهای پانتركیستی متمركز ساختند. (برخی از فعالان بعدی پانتركیستهای فرهنگی و سیاسی ایرانی نظیر جواد هیات و حمید نطقی ـ كه پس از انقلاب اسلامی نشریه وارلیق را به زبان تركی و فارسی، اما با محتوی پانتركیسم فرهنگی منتشر كردند، در این سالها به دعوت دوات تركیه در استانبول به تحصیل مشغول بودند). 17

 

در همین دوره، یعنی 1942 بود كه یكی از اولین كتابهای پانتركیستی پیرامون آذربایجان ایران توسط شخصی به نام صنعان آذر (نام مستعار) با استفاده از تبلیغات تاریخی محافل پانتركیستی سالهای قبل درباره ایران نوشته شد. 18 در همین دوره یكی از نویسندگان پانتركیست تركیه (صلاحالدین ارتورك) در كتاب خود كمك به « برادران ترك در ایران» را برای كسب استقلال خود، به عنوان نخستین، گام به سوی وحدت در « توران بزرگ» پیشنهاد كرد. 19

 

................

 

بعد از جنگ جهانی نیز مبلغان، روزنامهنگاران و نویسندگان پانتركیست تركیه، نظیر جلالالدین یوسل احمد جعفر اوغلو و یوسف آزمون و فاروق سومر مطالبی مشابهی را كه بیشتر رنگ و بوی احساسی شدید همراه با پرخاشگری داشت و از تخیلپردازیهای ذهنی سرچشمه میگرفت تا منابع تاریخی معتبر، درباره آذربایجان ایران مینوشتند. نشریات پانتركیستی چون ارتوكن با طرح شعار « همه تركها یك ارتش هستند» خواستار تقویت نیروهای مسلح تركیه و آماده سازی آن برای رهاسازی « ترك‌‌های ایران» شدند. 20

با تاسیس حزب پانتركیستی اقدام ناسیونالیست به رهبری آلپارسلان توركش، كه خواستار كمك تركیه به هستههای پانتركی جهان برای آمادهسازی مقدمات تشكیل « توران بزرگ» بود، تبلیغات پانتركی علیه ایران شدت بیشتری پیدا كرد. نشریات حزب مذكور و نشریات بعدی در دهه 1970 (پس از انقلاب اسلامی ایران) نظیر « چاغری» به طرح مطالب نژادپرستانه و چاپ گزارشات اغراق گونه درباره جمعیت « تركهای ایران»، خواستار رهاسازی آنها از به اصطلاح « ستم فارسها» شدند.21

در سالهای دهه 1980 كه موج اسلامگرایی تركیه را نیز در برگفت، تبلیغات ضد ایرانی حزب « اقدام ناسیونالیست» علیه ایران شدت گرفت و پانتركیستهایی نظیر فاروق سومر و محرم ارگین به تلاش برای جذب عناصر ایرانی اهل استان آذربایجان و تبدیل ساختن آنها به مهرههای فعال پانتركیست تلاش كردند. 22 از اوایل دهه 1980 تعدادی از عناصر چپگرای افراطی آذربایجان ایران به تركیه رفتند23و نزد این پانتركیستها به فراگیری آموزههای رمانتیك پانتركی مشغول شدند تا بعدها به ترویج آنها در ایران دست بزنند. در سالهای دهه 1990، به ویژه پس از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری آذربایجان، تعدادی از عناصر با سابقه پانتركیستمتعلق به فرقه دمكرات آذربایجان، كه پس از انقلاب اسلامی وارد ایران شده بودند به محافل سابق الذكر پیوستند تا در لحظه مناسب به كمك عناصر ماركسیست پانتركیست ایران (به ویژه چهرههای فعال مسئول نشریه وارلیق) آمده و فعالیتهای سیاسی و سازمانی خود را در ایران آغاز كنند.

باز شدن فضای سیاسی ایران در 1376 و جنگ قدرت میان نیروهای چپ و راست (موسوم به اصلاحطلبان و محافظهكاران) جمهوری اسلامی، فرصت مناسبی دست داد تا عناصر گوناگون پانتركیست ایرانی (حلقههای باكو و استانبول) و هستههای فعال چپ و راست (در اروپا و آمریكا) با حمایتهای مالی و سیاسی تركیه و جمهوری آذربایجان، به انتشار نشریات گوناگون محلی در استانهای آذربایجان ایران بپردازنند و ضمن تبلیغات گسترده پانتركی به سازماندهی هستههای فعال در سطوح گوناگون (به ویژه در سطح دانشگاهها) دست بزنند.

استقلال منطقه مسلماننشین قفقاز معروف به جمهوری آذربایجان نقطه عطف بسیار مهمی در سیاستهای پانتركیستی، به ویژه در رابطه با ایران محسوب میشود. به این خاطر از اوایل دهه 1990 به بعد دوره جدید و مهمی از تبلیغات، تلاشها و سازماندهیها در رابطه آذربایجان ایران شروع شد كه در آن شعار « آذربایجان واحد» و هدایت تلاشهای پانتركی جهت دامن زدن به احساسات تركی و طرح تضاد و كشمكش قومی میان « ترك و فارس» به عهده جمهوری آذربایجان و عناصر افراطی پانترك آن گذاشته شد. بررسی نقش محوری باكو در این زمینه ضروری است.

برگرفته از : تبریزنیوز:سرویس مقاله:ماهنامه طرح نو-شماره شانزدهم تیرماه 1387

منبع : مجموعه مقالاتهایش تاریخی و ادبی فراق ـ به اهتمام موسسه فرهنگی آران ـ ارومیه: 28 آذر ماه 1380