تبریز، شهر اولین ها یا شهر آزمایش ها ؟

سردرگمی پانترکیسم در افتخار سازی یا کینه افکنی

بی شک در راستای حس تعلق خاطر و عشق به شهر و دیار و زادگاه ، ساکنان همه شهر های ایران و بلکه جهان به دنبال پایه هایی در جهت مستحکم کردن احساس هویت مکانی و حس هویتمندی هستند. از این رو شاخصه های هر شهر از هر نظر ، علامتی نمایان برای تشخیص و شناسایی آن دیار از سایرین و بالیدن مردمان آن دیار به خود از جهت نقش و سهم مؤثر خود در تشکیل و نقش بندی هویت شهری در مقیاس خرد و هویت ملی  در نگاه کلان ، هستند. با نگاهی اجمالی به هر شهر در ایران این امر به خوبی قابل درک است. تبریز نیز به صورت خاص ، از این امر مستثنی نیست. آنگاه که نامی از مکتب معماری آذری ، ارگ تبریز و یا انقلاب مشروطه و یا استاد شهریار و ... به زبان می آید و یا تصویری از بناهای یاد شده در پیش چشمان بیننده قرار می گیرد و یا نوای موسیقی آذری به گوش می رسد ، چیزی جز نقش و اهمیت تبریز در نگاه خرد و آذربایجان در نگاه کلان در شکل گیری یکی از پایه های فرهنگی ایرانیان در ذهن مخاطب شکل نمی گیرد که همواره مایه افتخار هر تبریزی از این بابت است.

اما پانترکیسم که می کوشد این مبانی فرهنگی را ابزار مطامع و فریب کاری های خود قرار دهد تلاش می کند تا نقشی فراتر از واقع برای مردم تبریز و آذربایجان بیافریند و با نیرنگ های خود که همواره مبتنی بر تحریک احساسات نسل جوان آذربایجان پایه گذاری شده است ، هویتی مستقل از هویت ایرانی برای این دیار و این مردمان قائل شود و آنان را نسبت به سرزمین مادری خود بی اعتنا یا بی ارتباط جلوه دهد. یکی از ابزارهای مهم دست آویز آنان ویژه سازی و منحصر به فرد جلوه دادن خصوصیات فرهنگی این دیار است. از این رو بالیدن به خود به عنوان یک آذربایجانی و نه یک ایرانی یکی از مهمترین اهداف پانترکیسم به ویژه در میان جوانان آذربایجان است.

یکی دیگر از اهداف پانترکیسم کینه آفرینی در میان آذربایجانیان نسبت به سایر هم میهنان خود به بهانه ظلم آنان به آذربایجان است. پانترکیسم تلاش می کند این گونه وانمود سازد که همواره به این دیار و این مردمان از جانب سایر ایرانیان به ویژه پارسی زبانان ظلم شده است و آنان همواره عقب ماندگی و عدم رشد و ترقی آذربایجان را خواسته و در سر پرورانده اند .

عنوان « تبریز شهر اولین ها » مدتی است دستاویز پانترکیسم شده است. اما صداهای گوناگون و ضد و نقیضی از اردوگاه پانترکیسم در این رابطه به گوش می رسد. گویی پانترک ها باز هم دچار سردرگمی و یاوه گویی شده اند.

گروهی از پانترک ها عنوان فوق را به واسطه اینکه بسیاری از اتفاقات برای اولین بار در ایران در تبریز رخداده است ، مردم تبریز را پیشرو و مترقی در ایران قلمداد می کنند و سایر ایرانیان را به چوب عقب ماندگی می رانند و در راستای سیاست افتخار آفرینی های کاذب ، چنین تبلیغ می کنند که تبریزیان و آذربایجانیان از ایرانیان برترند و این قیبل سخنان که ما چنین و آنان چنان و ....

حال آنکه پرواضح است تبریز با توجه به موقعیت جغرافیایی ویژه خود گه دروازه ایران به اروپا قلمداد شده است در دروان معاصر که ارتباط ایران با دنیای غرب رو به گسترش گذاشته ، اهمیت ویژه ای در توسعه یافته و بسیاری از اقدامات بنا بر همین اهمیت برای اولین بار در ایران در تبریز انجام گرفته است. حال این سوال پیش می آید که به راستی شهر اولین ها بودن مهمتر است یا شهر بهترین ها بودن ؟ و یا اساساً شهر اولین ها بودن به راستی افتخار است ؟ این افتخار چقدر اهمیت دارد ؟ این امر نمود عقب مانده بودن سایر نقاط ایران است ؟ این عنوان برتری ای برای تبریز و آذربایجان قلمداد می شود ؟

اما دسته ای دیگر از پانترکیسم که اساساً خشم و کینه توزی را اساس کار خود قرار داده اند این مسئله یعنی شهر اولین ها بودن را به گونه ای دیگر ابزار فریب کاری خود قرار داده اند. آنان می کوشند از این عنوان این نتیجه را بگیرند که در راستای سیاست های ظلم به مردم آذربایجان ، تبریز همواره « موش آزمایشگاهی » تلقی شده و هر آنچه را می خواهند بیازمایند که آیا خوب است یا بد ، مفید است یا مضر و ... نخست در تبریز به آزمایش می گذارند و از این روست که تبریز شهر اولین ها نام گرفته است.

گویی این دسته از پانترک ها کمی زیرک ترند زیرا این فریب کاری آنان چه بسا به نتیجه ای بهتر در راستای اهدافشان نایل شود. اما آیا چنین است ؟ به راستی همه چیز برای اولین بار در تبریز اتفاق افتاده است ؟ بدیهی است که چنین نیست و ذهن هر انسان هوشمند و منصفی این چنین قضاوت نمی کند.