تبلیغات پاینده باد سرزمین مادری ام ایران
شنبه 18 مهر 1388
دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند برگزار می کند :
کنفرانس شاهنامه و هویت پارسی ( ایرانی )
CALL FOR PAPERS
April 2010, University of St Andrews, St Andrews, Scotland 12- 9
A conference focusing on the Shahnameh and the development of Persianate
identity in historical perspective.
Organised by
Institute of Iranian Studies, University of St Andrews and the Iran Heritage
Foundation.
Covened by
Prof. Ali Ansari (St Andrews)
Introduction
A millennium after his death, the Shahnameh of Ferdowsi remains the single most
important literary source of the construction and definition of Persianate
identity. Ferdowsi’s magisterial achievement in collating and versifying the
history and myths of the Iranian peoples ensured not only the preservation of a
canon of shared historical memory and experience, but crucially secured the
renaissance of the Persian language for future generations.
This conference will focus on the political, social and historical legacy of the
Shahnameh in the development of identities in the Persianate world. Moreover, it
will welcome papers which look at aspects of identity beyond ethnic or national
characterisations. What, if any, are the ethical bases of the Shahnameh? Does
it serve as a moral guide for human behaviour which transcends ethnic
affiliation or can it be best understood as the creation myth of a particular
people? How are we to understand its mythical and historical relevance? How do
we explain its continued – political - appeal to this day?
The conference will seek to address these questions, amongst others in
historical context, looking at the origins and development of the Shahnameh in
Sasanian Iran and its aftermath, particularly in the post-conquest period when
Persianate historians struggled to reconcile their inherited narratives with
those resulting from the Muslim conversion. How did these historians seek to
reconcile these competing traditions, and why did the Shahnameh remain popular
with governing elites from Delhi to Istanbul, from the mediaeval to the modern
world?
The organisers welcome papers on a broad range of topics but will be guided by
the following thematic areas:
1- Reconciling competing traditions: Persianate historians in the Islamic era
2- The idea of Iranshahr
3- Hero & King in the Shahnameh: the chivalric ethos
4- The epic in comparative perspective
5- Myth and history: historical mythology in the modern Persianate world
Proposals for papers should send an abstract of no more than 250 words, along
contact details, a brief biography including an institutional affiliation, to
the Organising Committee, Shahnameh Conference, School of History, University
of St Andrews, St Andrews, Fife, KY16 9AL, by November 15th 2009. Alternatively
proposals may be sent in electronic format to the email below. All proposed
papers must constitute unpublished new research. Authors of papers presented at
the conference must commit themselves to publish their papers in the publication
described below, if the editors of the publication select their papers for
inclusion in the publication.
Confirmed Speakers:
1- Professor Dick Davis (Ohio)
2- Professor Charles Melville (Cambridge)
3- Professor Robert Hillenbrand (Edinburgh)
4- Professor Dick Bulliet (Columbia)
5- Professor Parvaneh Pourshariati (Ohio)
6- Dr Hussein Kamaly (Columbia)
7- Dr Paul Luft (St Andrews)
8- Professor Robert Hoyland (St Andrews)
9- Professor Hugh Kennedy
Publication:
A book, edited by Ali Ansari, of selected papers from the conference will be
published by I. B. Tauris Publishers, in the series “Iran and the Persianate
World”.
Organising Committee:
Professor Ali Ansari
Dr Tim Greenwood
Dr Pedram Khosronejad
Professor Robert Hoyland
Dr Paul Luft
Professor Nick Rengger
Dr Angus Stewart
Regular updates can be found on http://www.st-andrews.ac.uk/~iranian
چهارشنبه 15 مهر 1388
استفاده خالد مشعل از عبارت جعلی « خلیج ع ر ب ی »
خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین ( حماس ) از عبارت جعلی خلیج ع ر ب ی در سخنرانی خود در قلعه صلاح الدین دمشق استفاده کرد.
به گزارش یک سایت خبری نزدیک به دولت ، وی جمعه شب در سخنرانی خود به مناسبت جشن « قدس ، پایتخت فرهنگی جهان عرب » در سال 2009 گفت : « امیدوارم همه کشورهای اسلامی از شمال آفریقا ، مصر ، عربستان ، سوریه ، خلیج عربی ، ایران و اندونزی تا مالزی ، در یک صف در بابر دشمن بایستند. »
چهارشنبه 15 مهر 1388
ارکستر 70 نفره ارمنستان به رهبری « سرگی سامباتیان » برای اولین بار در ایران کنسرت می دهد.
محمدرضا ظزیف مدیرعامل شرکت هنرطلایی ظریف گفت : در این کنسرت که آذرماه برزگار می شود ارکستر 70 نفره ارمنستان به همراه امیر مهیار مرادی به عنوان نوازنده پیانو در ایران به روی صحنه می رود. وی ادامه داد : در این اجرا ارکستر ارمنستان قطعاتی از آهنگسازان برجسته جهان از جمله سمفونی دنیای نو اثر دورژاک و کنسرتو پاینو چایکوفسکی را اجرا خواهند کرد.
ظریف در ادامه خاطر نشان کرد : کنسرت ارکستر ارمنستان با همکاری سفارت ارمنستان ، سفارت ایران و ئزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران برگزار می شود.
شنبه 11 مهر 1388
ثبت نوروز و موسیقی ردیفی ایران
در میراث معنوی یونسکو

نوشته : شبنم رحمتی
سرانجام پس از طی چهار سال انتظار، «نوروز» در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت و این آیین جهانی شد. این اتفاق ساعت 11 روز هشتم مهرماه و در کشور ابوظبی رخ داد و طی آن نوروز به فهرست میراث ناملموس جهان پیوست.
پرونده ثبت نوروز از سوی کشورهای فلات ایران به یونسکو ارائه شده است و علاوه بر کشورمان، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه نیز سایر کشورهای تشکیل دهنده این پرونده بوده اند. پرونده نوروز به صورت چندملیتی برای ثبت در این فهرست آماده شده و مسوولیت تدوین آن برعهده محمد میرشکرایی مردم شناس و رئیس سابق پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی بوده است. یک فیلم 10دقیقه یی، یک فیلم یک ساعته و کتابچه یی حاوی مستندات درباره نوروز به اضافه یک برنامه اجرایی، محتویات این پرونده را تشکیل می دهند. برنامه اجرایی دارای زیرفصل های چگونگی حفاظت، چگونگی حمایت، چگونگی احیا و چگونگی اشاعه است. اجلاس میراث ناملموس یونسکو از 28 سپتامبر (ششم مهرماه) در ابوظبی کشور امارات آغاز شده است و تا دوم اکتبر (دهم مهرماه) ادامه می یابد.
مسعود علویان صدر معاون حفظ و احیا و ثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی در پاسخ به این سوال «میراث خبر» که چرا کشورهای تاجیکستان و افغانستان که مراسم نوروز در آنها برگزار می شود در تشکیل این پرونده نقش نداشتند، گفت؛ «تاجیکستان هنوز به عضویت کنوانسیون میراث ناملموس جهانی درنیامده است و افغانستان نیز به تازگی به این کنوانسیون ملحق شده و نتوانست خود را برای همکاری در این پرونده آماده کند.»نوروز مجموعه آیینی چند هزارساله است که از روز چهارشنبه سوری آغاز می شود و غروب سیزدهم فروردین پایان می یابد.
فهرست میراث ناملموس یونسکو
جمعی از کارشناسان فرهنگی در مقر یونسکو در پاریس در سال 2003 کنوانسیون میراث معنوی را برای حمایت و حفاظت از آیین ها و آداب و رسوم ملل مختلف بنیان گذاشتند.تاکنون حدود 90 اثر در این کنوانسیون ثبت شده است.ایران همچون بسیاری از کشورهای جهان برای حفاظت از میراث معنوی خود در سال 1384 به این کنوانسیون پیوست و چهار سال پیش طرح ثبت نوروز در فهرست یونسکو را درانداخت. اما از آنجا که نوروز مجموعه آیین هایی است که در چند کشور همسایه با اندکی تفاوت جشن گرفته می شود، قرار شد به صورت پرونده یی مشترک از سوی این 10 کشور ارائه شود. سه سال پیش ایران که میزبان نخستین اجلاس کشورهای حوزه تمدنی نوروز بود، پرونده یی با همکاری این کشورها تهیه کرد که در آن دوره موفق نشد نظر موافق یونسکو را جلب کند و رد شد. رد این پرونده در حالی که رسانه ها فراوان به آن پرداخته بودند و گزارش های متعددی از روند آماده سازی و تحویل پرونده به یونسکو منتشر کرده بودند، بازتاب های زیادی میان اهالی فرهنگ کشور داشت و برخی در آن دنبال پیدا کردن سرنخ های سیاسی میان کشورهای منطقه گشتند. کار آنقدر بالا گرفت که سیدمحمد بهشتی رئیس سابق این سازمان نیز گفت؛ «به ثبت نشدن نوروز مشکوک هستیم.» اما تیم آماده سازی پرونده اعلام کرد فقط نقص فیلم 10 دقیقه یی و برنامه اجرایی کشورها مانع ثبت نوروز شده است.همزمان با این اتفاق یونسکو هم ضوابط قبلی را کنار گذاشت و برای پرونده های میراث معنوی ضوابط جدیدی تدوین کرد و قرار شد کشورهایی که درخواست ثبت اثری در حوزه میراث معنوی را دارند تا سپتامبر سال 2008 پرونده هایشان را ارسال کنند. پیرو این قانون، دومین اجلاس کشورهای حوزه تمدنی ایران بدون شرکت افغانستان و ترکمنستان از دوم تا چهارم شهریور سال گذشته در تهران برگزار شد. در این اجلاس مقرر شد یک فیلم 10دقیقه یی، یک فیلم یک ساعته و کتابچه یی حاوی مستندات درباره نوروز آماده و به یونسکو ارسال شود. سال گذشته میرشکرایی به «اعتماد» گفت؛ «احتمال موفقیت این پرونده بسیار بالاست و به عنوان کارشناس معتقدم این پرونده صددرصد تایید خواهد شد.» نظری که روز گذشته حقانیت آن ثابت شد.
ردیف های موسیقی سنتی ایران
در گوش جهان
پرونده «ردیف های موسیقی سنتی» ایران نیز روز گذشته پس از بررسی در اجلاس یونسکو، به تایید اعضا رسید و به عنوان دومین پرونده میراث ناملموس ایران در فهرست جهانی ثبت شد. این پرونده از سه سال گذشته در حال جمع آوری و آماده سازی از سوی خانه موسیقی بود و با ارائه فهرست جدید ضوابط ثبت میراث معنوی از سوی یونسکو، پرونده تکمیل شد. یکی از مهم ترین بخش های این پرونده به فیلم مستندی مربوط است که درباره ردیف موسیقی سنتی ایران باید تهیه می شد. این فیلم با حضور بزرگان ردیف آوازی مانند محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، حاتم عسگری، فرهاد فخرالدینی، کیانی، طلایی، ظریف و دیگر استادان حوزه آوازی و با کمک استادان دانشگاه تهران و استادان خانه موسیقی و یکی از مستندسازان آماده شد.
سه شنبه 7 مهر 1388
پنجشنبه 2 مهر 1388
وصیت نامه شهید باکری ، فرزند راستین آذربایجان

بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا الله، یا محمّد ،یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین
یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی
یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!
و شما ای پیروان صادق شهیدان.
خدایا!
چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.
یا رب! العفو .
خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.
ای وای كه سیه روی خواهم بود.
خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!
هیهات كه نفهمیدم!
یا اباعبدالله شفاعت.
آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه كنم كه تهیدستم. خدایا! تو قبولم كن!
سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،عصر كفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.
عزیزانم
اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.
ای عاشقان اباعبدالله!
بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛
بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.
وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛ بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید كه سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.
خدایامرا پاكیزه بپذیر.
مهدی باكری
چهارشنبه 1 مهر 1388
یکشنبه 29 شهریور 1388

Ramazan bayramı mübarek olsun
عید سعید فطر بر همه مسلمانان مبارک باد.
شنبه 28 شهریور 1388
نقدی بر یک نام گذاری
چند سالی است که روز 27 شهریور ماه ، در تقویم ملی ایران ، روز شعر و ادب ایران نام گذاری شده است. این نام گذاری که با تلاش های فراوان علی اصغر شعردوست نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی ، انجام شد از همان ابتدا مورد اعتراض های فراوانی قراراگرفت. در میان اهل شعر و ادب کمتر کسی بود که این روز را بپذیرد. نه از آن جهت که مقام استاد شهریار مورد احترام نباشد اما برای چنین نام گذاری ای شاعران بی همتایی چون فردوسی بزرگ و حافظ گزینه های نخست بودند که هیچ در شاعری یارای رقابت با آنان نیست ، حضور داشتند. ضمن آنکه بی پرده هویدا بود که این نام گذاری با اهداف دیگری رقم می خورد.
فردوسی بزرگ ، زنده کننده زبان فارسی و سراینده یکی از بزرگ ترین میراث ادبی ایران و جهان است. می دانید که شاهنامه تنها اثری است که در آن حماسه یی ملی شکل گرفته و در بقیه آثار بزرگ ادبی بیشتر به یک منطقه یا یک جنگ یا یک شاه پرداخته است. در ایران نیز اولین اثر ادبی در آن دوره است که حول نام ایران شکل گرفته و از ایران نام برده است. جالب این است که پیش و پس از آن نیز تا مدت ها در شعر شاعران بزرگ ایران نامی از ایران نیست، حتی در شعر شاعرانی مانند حافظ و سعدی. یا مثلاً اگر قرار بود چنین روزی نسبت به نام یکی از شاعران تعریف می شد رقیب بزرگ دیگری مثل حافظ بود، به این اعتبار که دیوانش در کنار قرآن مجید بر لب تاقچه بیشتر ایرانیان است و در زندگی امروز مردم نیز حضور دارد. اگر قرار بود از شاعران معاصر کسی معرفی شود در آن صورت نیما یوشیج را هم نمی توان نادیده گرفت که پدر شعر جدید ایران است و متحول کننده شعر فارسی.
اما شاید آنچه دیگران را راضی به چنین نامگذاری کرده باشد، چیزی شبیه انسجام ملی باشد. شاید به خاطر اهمیتی که استاد شهریار در نگاه بخشی از هموطنان مان داشته، چنین تصمیمی گرفته شده است تا دل آذری زبانان نیز به دست آید. به هر حال اگر از منظر ادبیات بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم، انتخاب، انتخاب درستی نیست. شاید مصلحت دیگری در میان بوده. نکته دیگری که به نظر می رسد از چنین انتخابی حاصل شده باشد، این است که این روز هرگز حالت مردمی پیدا نکرده است، حتی در میان مردم آذربایجان. مراسم آن بیشتر دولتی است و تا به حال مراسم بزرگ مردمی در این روز برگزار نشده است.
نتیجه آن شده که در پس گذشت چند سال ، نه تنها اهل ادب و شعر از این نام گذاری ناراضی بوده و هستند ، که مردم آذربایجان نیز از این نام گذاری که شاعری آذری زبان " نماد شعر و ادب فارسی " باشد چندان خشنود نبودند و نیستند. هر چند که استاد شهریار 25 هزار بیت شعر به زبان پارسی و تنها 5 هزار بیت به زبان آذری سردوه است اما زبان مادری استاد شهریار آذری است و احترام به زبان مادری یک اصل. اعتراضات پراکنده به گوش برخی مسئولین رسید و نام این روز از " شهر و ادب پارسی " به " شعر و ادب ایران " تغییر یافت اما این خود بر انتخاب اشتباه استاد شهریار برای چینن نام گذاری ای بیشتر دلالت دارد.
به هر روی آنچه که رخ داده مورد پذیرش توده های مردم واقع نشد و هر سال شاهد آن هستیم که نه جشنی مردمی ، که مراسمی دولتی ، هر سال ضعیف تر و حقیرتر از سال گذشته برگزار گردیده است تا به امسال که این روز به کلی فراموش شد.
مراسم دولتی بزرگداشت این روز امسال هم برگزار می شود، البته با 17 روز تاخیر. علت این تاخیر هم تقارن این روز با ماه مبارک رمضان اعلام شده است. تازه سال گذشته هم قرار بوده در این روز مراسمی برگزار شود که آن برنامه هم در فاصله دو روز مانده به مراسم به هفته کتاب موکول می شود تا این روز فقط نامی باشد در تقویم های دولتی و بس.
شنبه 28 شهریور 1388
|
قیام شیخ محمد خیابانی
| |
|
جمعه 27 شهریور 1388
چهارشنبه 25 شهریور 1388
سرزمینهای از دست رفته و حقوق ملی ایران
در دریای مازندران
نوشته : دکتر میرمهرداد میرسنجری
آغاز سخن
همزمان با اجلاس آتی سران کشور های ساحلی دریای مازندران که متاسفانه با عدم دعوت معنا دار از ایران صورت گرفته در روزهای اخیر پس از مدت ها سکوت، سهم 50درصدی ایران از این دریا به یکی از پرسش های اصلی نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی تبدیل شده است.
تردیدی نمی توان داشت که غالب کشور های دنیا اصل منافع ملی را اولویت اصلی تعاملات بین المللی خود قرار می دهند و در این راستا از هر فرصتی برای گسترش قلمرو و استفاده حد اکثی از پتانسیل های موجود برای دستیابی به آن بهره می برند.دراین شرایط برای ایران نیز با همجواری با 16 کشور در مرز های خشکی و آبی خود زمینه های متعددی برای تهدید تمامیت ارضی وجود دارد. تاریخ ثابت کرده کشورهای استعماری در گذشته وبسیاری از همسایگان در حال حاضر مترصدند از هر فرصت تاریخی برای سهم گیری از منافع ملی و تمامیت ارضی ایران استفاده کنند که نمونه بارز آن را می توان از سویی در سخنان جلال طالبانی رییس جمهور عراق درباره ضرورت لغو قرارداد 1975 الجزایرو ادعاهای مستمر امارات علیه حاکمیت ایران در جزایر سه گانه و نام خلیج فارس و از سوی دیگر در زیر پا گذاشتن قرارداد های معتبر 1921 و 1940ایران و شوروی و تضییع حقوق ایران در دریای مازندران توسط کشور های نو استقلال مشاهده کرد.
مروری بر تاریخ روابط ایران با همسایه شمالی می تواند در هوشیاری ایرانیان جهت حفظ و حراست از تمامیت ارضی ایران در خشکی و دریا روشنگر و هشدار دهنده باشد. انکار نمی توان کردکه هر گونه ساده انگاری در این موضوع تهدید جدی منافع ملی و تمامیت ارضی ایران زمین را به دنبال خواهد داشت.
دراین نوشتار به مروری از تاریخ دریای مازندران و چگونگی از دست رفتن سرزمین های ایران شمالی ،شامل قفقاز و نیز ساحل شرقی دریا(که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده )می پردازیم و مدارکی که نشان می دهد ایران همواره یکی از دو مالک دریا بوده و حق سهم 50 درصدی ایران، نه یک رویا بلکه واقعیتی عینی داشته و دارد را مرور می کنیم.
دریای مازندران یا دریای خزر؟
به دلایل مختلف تاریخی برای دریای شمال ایران که تا کمتر از 200سال پیش کرانه های شرقی،غربی و جنوبی آن در اختیار ایران بود نام های گوناگونی ذکر شده است که مهم ترین آن ها عبارتند از:
1-دریای کاسپین: این نام در بسیاری از زبانهای جهان برای اشاره به این دریاچه بهکار میرود. کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی) گرفته شدهاست که ابتدا در کرانههای غربی تا جنوب غربی آن ساکن بودهاند و به تدریج تا کرانههای جنوبی آمدند. پژوهش های جدیدی که درباره ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مردمان گیلک زبان (که جوامع مردمشناسی در جهان ایشان را در انگلیسی به نام کاسپین میشناسند) از نوادگان همین اقوام بوده اند.
کاسها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب میشوند، خود به دو دستهٔ کاسسیها و کاسپیها تقسیم میشدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره (مثال: در سیپورد و سیبون و...) و «پی» به معنی جلگه است و به این صورت کاسهای ساکن جلگه کاسپیها نام گرفتهاند.
وجود شهری به نام دروازه کاسپین (یا دربند) در باب ورودی مملکت باستانی تبرستان (که هم اکنون در استان تهران قرار دارد) گواهی دیگر بر این ادعاست. نامهای کاشان و قزوین نیز موید این موضوع اند. در زبان گیلکی، واژههای پایان یافته با حرف /i/ با آوای /en/ جمع بسته میشوند و از این جهت، کاسهای ساکن در جلگه در زبان گیلکی به صورت کاسپیئن (käspien)تبدیل میشود. در واقع، واژهٔ کاسپین، برخلاف تصوراتی که آن را نامی انگلیسی یا صورت یونانی شدهٔ «کشوین» میدانند، نامی گیلکی میباشد.
2 -دریای مازندران یا تبرستان یا هیرکانیا: در اسنادی که در مؤسسات تاریخ شناسی روسیه است آمده، نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشته است که ایرانیان این دریا را قرنها دریای تبرستان میخواندند، ولی چون واژه مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریای مازندران میخوانند ، همچنین در میان دانشمندان قرون پس از اسلام دریای مازندران به روی نقشهها ثبت میگشته، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بودهاست، از طرفی هیرکانیا که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت)، و نامهای جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بروی این دریا بودهاست، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیمانده آن است) برمی گردد.
3-دریای کشوین (قزوین): بنا بر دیدگاه برخی قزوین و کاسپیَن به ترتیب عربیشده و یونانیشدهٔ نام باستانی آن کشوین میباشد. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل بحر القزوین استفاده میشود. در زبان اردو نیز این دریا به نام بحیره قزوین خوانده میشود.
علاوه بر این سه نام اصلی در تاریخ،نام های دیگری نیز به طور مقطعی در کوتاه مدت به کار گرفته شده است که عبارتند از:
دریای باکو که در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان به کار می رفته است، دریای گرگان، دریای آبسکون، دریای تپورستان (تبرستان)، دریای ساری، فراخکرت، دریای دیلم یا دیلمستان، دریای گیلان و دریای خزر
بنابراین نام رسمی و متداول تاریخی و بین المللی این دریا کاسپین بوده که قرن ها با نام دریای مازندران برای ایرانیان و دریای قزوین برای عرب ها شناخته شده است، نام هایی که همه بر ایرانی بودن این دریا دلالت دارند.
دلایل غیرمنطقی بودن کاربرد نام دریای خزر
پرسش مهمی که ذهن هر ایرانی را به خود معطوف می کند این است که چرا تنها ایرانیان در دنیا باید از نام خزر برای دریای شمال ایران استفاده نمایند و اساساآیاخزرها ایرانی بوده اند؟و اگر نه دلیل اصرار بر کاربرد این نام برای دریای شمال ایران توسط ایرانیان چیست؟
پاسخ این پرسش در متون تاریخی قابل دستیابی است:
خزرها مردمی غیر ایرانی، بیابان گرد ،نیمه وحشی و بت پرست از صحرا های آسیای مرکزی بودند که در آغاز به طور مقطعی شهر های ساحلی ایران در دریا را از جمله بادکوبه (باکو) مورد حمله و قتل و غارت قرار می دادند بنای استحکامات بزرگی چون شهر در بند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان ، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست.
پس از کوچ از صحراها به ساحل شمالی دریای مازندران،خزرها در سدههای آغازین پس از اسلام (سده هفتم میلادی) در شمال دریای مازندران و جنوب روسیه و بخشهایی از اوکراین کنونی و شمال قفقاز امپراتوریای را پایه گذاردند. آن ها همسایهٔ خلیفهگری اسلامی و پادشاهی روم بودند. طبقه حاکم آنان پس از مدتی از میان سه دین اسلام ،مسیحیت و یهودیت ،دین یهود را برگزیدند تا خود را از دید عقیدتی در برابر حملات اسلام و بیزانس مسیحی مدافعه کنند.
خاقانات خزرها از اتحاد قبایل گوناگون تشکیل شده بود و در اوج قدرت خود (سده نهم میلادی) شامل غرب قزاقستان کنونی، جنوب روسیه، شرق اوکراین و بخش بزرگی از قفقاز (شامل داغستان، آذربایجان و گرجستان و غیره) و شبه جزیره کریمه میشد. خزرها در اکثر موارد متحد امپراتوری بیزانس بر علیه شاهنشاهی ساسانی بوده اند. بر اساس نظر برخی مورخان، آنها بوده اند که به دلیل ایستادگی در برابر حملات اعراب مانع یورش اعراب به اروپای شرقی شده اند.
یهودیهای اشکنازی روس خزرها را نیاکان خود میدانند ولی از دید گروهی از ژنشناسان هرچند یهودیان اشکنازی ژنهای بسیاری از اروپای شرقی گرفته اند، پذیرش اینکه آنها عمدتاً از خزرها هستند بعید است.
در سده دهم میلاد این امپراتوری به دست اسلاوهای شرقی (روسهای کیف) به نابودی گراییدو در طول 1100 سال تا به امروز که ما ایرانیان از نام این قوم غیر ایرانی برای دریای شمال ایران استفاده می کنیم هیچ حضوری در عرصه تاریخ منطقه نداشته اند.
رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به پس از اشغالگری روسها در دوره قاجاریه و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمی گردد. (منبع: کتابخانه دیجیتالی دید)که متاسفانه در چند سال اخیر مجددا شاهد رواج کاربرد این نام غیر متعارف هستیم.

ادامه مطلب را حتماً مطالعه کنید.
سه شنبه 24 شهریور 1388
زادروز ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی
گرامی باد
ابوریحان محمد بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی15 سپتامبر (روزی چون امروز) در سال 973 میلادی درمنطقه خوارزم كه در قلمرو دولت سامانیان بود به دنیا و امروز زادروز اوست. زادگاه او كه در آن زمان روستای كوچكی بود بعدا به «بیرونی» تجدید نام داده شده است. بیرونی كه 75 سال عمر كرد در 13 دسامبر سال 1048 میلادی (22 آذر) در شهر غزنه (افغانستان امروز) وفات یافت.
بیرونی در ریاضیات، هیات (علوم فضایی) ، فیزیك، زمین شناسی و جغرافیا سرآمد دانشمندان عصر خود بوده است. دائرة المعارف علوم چاپ مسكو ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده است. در بسیاری از كشورها نام بیرونی را بر دانشگاهها، دانشكده ها و تالار كتابخانه ها نهاده و به او لقب «استاد جاوید» داده اند.
بیرونی گردش خورشید، گردش محوری زمین و جهات شمال و جنوب را دقیقا محاسبه و تعریف كرده است. خورشید گرفتگی هشتم آوریل سال 1019 میلادی را در كوههای لغمان (افغانستان كنونی) رصد و بررسی كرد و ماه گرفتگی سپتامبر همین سال را در در غزنه به زیر مطالعه برد.
در زمان بیرونی، سامانیان بر شمالشرقی ایران شامل خراسان بزرگتر، خوارزم و همه منطقه "فرارود" به پایتختی بخارا، زیاریان بر گرگان و مازندران و مناطق اطراف، بوئیان بر سایر مناطق ایران تا بغداد، بازماندگان صفاریان بر سیستان و غزنویان بر جنوب ایران خاوری (مناطق مركزی و جنوبی افغانستان امروز) حكومت می كردند و همه آنان مشوق دانش و ادبیات فارسی بودند و سامانیان بیش از دیگران در این راه اهتمام داشتند. بیرونی كه در جرجانیه خوارزم نزد ابونصر منصور تحصیل علم كرده بود مدتی نیز در گرگان تحت حمایت مادی و معنوی زیاریان كه مرداویز سر دودمان انها بود به تحقیق پرداخته بود و پس از آن تا پایان عمر در ایران خاوری آن زمان به پژوهش های علمی خود ادامه داد. با این كه محمود غزنوی میانه بسیار خوبی با بیرونی نداشت و وسائل كافی برای تحقیق در اختیار او نبود ولی این دانشمند لحظه ای از تلاش برای تكمیل تحقیقات علمی خود دست نكشید.

بیرونی كه بر زبانهای یونانی، هندی، عربی و حتی «بربر» هم تسلط داشت كتب و رسالات متعدد كه شمار آنها را زائد بر 146 گزارش كرده اند نوشت كه جمع سطور انها بالغ بر 13هزار است . مهمترین آثار او «تفهیم» در ریاضیات و نجوم، «آثار باقیه» در تاریخ و جغرافیا، «قانون مسعودی» كه نوعی دائرة المعارف است و كتاب «هند» در باره اوضاع این سرزمین از تاریخ و جغرافیا تا عادات و رسوم و طبقات اجتماعی آن. بیرونی كتاب دائرةالمعارف خود را به نام سلطان مسعود غزنوی حاكم وقت كرد، ولی هدیه او را كه سه بار شتر سكه نقره بود نپذیرفت و به او نوشت كه كتاب را به خاطر خدمت به دانش و گسترش آن نوشته است، نه پول.
به قلم دکتر نوشیروان کیهانی زاده ( تاریخ نگار )
دوشنبه 23 شهریور 1388
سهم ما از دریای مازندران
نقد عملکرد ضعیف دولت نهم
|
نوشته : مرتضی کاظمیان
میان اخبار و حوادث رنگارنگ پس از 22 خرداد، یک خبر کوچک اما بسیار مهم به حاشیه رفته است. بازی جدیدی که روس ها آن را بار دیگر آغازیده اند؛ بازی که واجد این مضمون است که حق ایران از خزر به اندازه طول مرزش با خزر، یعنی 11درصد منابع و پتانسیل های خزر است. اینچنین هفته پیش، روسیه؛آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان را در کنار خود نشاند تا در مورد همکاری های منطقه یی و موضوعات مشترک (طبیعتاً با محوریت خزر) به گفت وگو نشینند. و البته به گونه یی کاملاً غیرمترقبه و حتی وهن آلود، دعوتی از تهران انجام نمی گیرد. اتفاق چنان تاسف بار و ناگوار است که حتی متکی وزیر امور خارجه احمدی نژاد را نیز به واکنش تند وامی دارد. اما آیا رخداد اخیر، دستپخت کسی جز دولت نهم است؟ سهم ایران از خزر، که شماری از صاحبنظران و کنشگران سیاسی و مدنی، با تکیه بر قراردادها میان ایران و شوروی سابق، به گونه یی بس جدی مدعی آن هستند، پیشکش؛ دولت احمدی نژاد در عمل نشان داده از «یک پنجم» خزر (سهم 20درصدی هر همسایه از خزر) به 11درصد سهم آن رضایت داده است. این را حتی متکی سال گذشته در اظهارنظری به تلویح و تصریح بیان کرد؛ هنگامی که تاکید کرد؛ «سهم خزر نه منطقی است و نه قراردادی... و بهره برداری ایران از دریای خزر هرگز از 3/11 درصد فراتر نرفته است.» تصحیح ها و تلاش های رسمی بعدی، برای جمع و جور کردن عوارض این سخن و دیدگاه، تغییری در اصل موضوع ایجاد نکرد؛ «نزدیکی»های روزافزون تهران به مسکو، مجال انتقادهای جدی و مطالبه راسخ منافع ملی را به حاشیه برده است. اتفاقات اخیر - به شکلی اندوهبار - نشان می دهد تهران بیش از پیش به یک «بازیگر» حاشیه یی در تحولات و همکاری های مربوط به خزر، تبدیل می شود و کاش کسی پیدا می شد از جمع آقایان تریبون به دست که مفهوم «منافع ملی» را برای افکار عمومی ایران، تبیین می کرد. آنچه در صحبت های مسوولان ارشد دیپلماسی و سیاست جمهوری اسلامی کمرنگ و کمرنگ تر شده، تاکید بر ضرورت استفاده و بهره برداری «مشاع» از منابع نفت، گاز و... کف دریای خزر است. مجموعه گفت وگوهای طولانی و مکرر تهران با همسایگان خزر (قریب به 30 جلسه در سطح معاونان و وزیران خارجه، چند جلسه در سطح وزیران و دو سه جلسه در سطح سران) تنها این دستاورد را برای مردم ایران در بر داشته که در عمل به سهم 5/11 درصدی از خزر رضایت دهند و شاهد بهره برداری های دیگر همسایگان خزر و بلع سیری ناپذیر منابع این دریاچه مشاع توسط ایشان باشند. استدلال آذربایجان و ترکمنستان (که قسمت عمده منابع نفت و گاز در بستر سواحل آنهاست) عملاً جاری و محقق شده است. دو جمهوری یاد شده مدعی اند سهم هر یک از کشورهای ساحلی خزر باید به تناسب مرز ساحلی آنان تعیین شود. اینچنین، سهم ایران 5/11 درصد تعیین می شود، آن هم شامل قسمتی از خزر که فاقد منابع زیرزمینی قابل توجهی است. مسکو البته با توجه به پیشینه تاریخی مشترک اش با آذربایجان و ترکمنستان دغدغه و مشکل خاصی در این خصوص ندارد؛ همکاری های گوناگون اقتصادی میان این کشورها (و از جمله پروژه خط لوله انتقال نفت و گاز) مفروض است و منافع روس ها تامین شده. اما منافع ملی ایران و ایرانیان چه می شود و چه کسی دغدغه آن را دارد و پیگیر تحقق آن در دریای خزر است؟ بده بستان ها و تعاملات و مناسبات سیاسی نزدیک تهران - مسکو، بیش از پیش یاران پوتین را به هرگونه سوء استفاده و امتیاز گیری ترغیب کرده است.
چنان که در «دهن کجی» اخیر، حتی ضرورتی برای دعوت از ایران در نشست کشورهای همسایه خزر، نمی بیند (نمی بینند)؛ اتفاقی بس غیرمترقبه و قابل تامل. مسکو نیک می داند که نیاز تهران به همراهی و همدلی روسیه با ایران، به ویژه در شرایط حساس کنونی که بحث پرونده انرژی هسته یی جمهوری اسلامی گشوده تر و مطرح تر از قبل است، چنان اهمیتی دارد که مجال مناسب برای هرگونه «اقدام» و «درخواست» را - هرچند وهن آلود - فراهم می آورد. قابل اشاره است که در دوران حیات اتحاد جماهیر شوروی، تهران و مسکو براساس دو قرارداد سال های 1921 و 1940 توافق کرده بودند در این دریاچه به گونه یی منافع خود را پیگیری کنند که حقوق برابر دو کشور مورد توجه قرار گیرد. با فروپاشی امپراتوری شوروی اینک روسیه عملاً تکلیف خود را با آذربایجان و قزاقستان و مرزهای ساحلی و منابع زیربستر خزر مشخص کرده است و ایران را با آذربایجان و ترکمنستان در مورد توافق و تقسیم حقوق و حدود خود، واگذاشته است. آشکار است آنچه در خزر و پیرامون آن می گذرد، نشأت گرفته از ملاحظات حقوقی نیست، بلکه ریشه در معادلات قدرت و مناسبات دولت ها دارد. از همین زاویه است که مسکو با سیاستی به شدت عمل گرایانه، پیگیر تحقق حداکثری منافع روسیه است و هر روز «بازی» جدیدی را کلید می زند و پی می گیرد. هر زمان که احساس کرده نمی تواند مانع حضور و فعالیت بازیگران فرامنطقه یی شود، از سیستم تقسیم حمایت کرده و هرگاه که با جمهوری های سابق خود، به توافق نرسیده، سیستمی دوگانه را مطرح کرده است (سیستم مشاع در بستر برای دریانوردی و کشتیرانی و سیستم تقسیم منابع برای زیر بستر). دولت احمدی نژاد نیز در عمل، چونان ناظری منفعل، به اقدامات مسکو می نگرد. همراهی ها و پالس های سیاسی گاه و بیگاه تیم پوتین، در شرایط کنونی آنقدر واجد اهمیت ارزیابی شده که بر سر موارد «ناچیزی» چون حق مردم ایران از خزر، چالش خاصی کلید نخورد. نیاز دولت احمدی نژاد به «پشتگرمی ها و حمایت های کرملین»، «منافع ملی» ایران و ایرانیان را با پرسش های جدی روبه رو ساخته است. اتفاقات هفته های اخیر نیز نشان می دهد کسی ضرورت چندانی برای ارائه «پاسخ» قانع کننده به افکار عمومی قائل نیست. حتی در مورد «سهم ما از خزر». |
شنبه 21 شهریور 1388
یونسکو : مولانا جلال الدین بلخی – رومی ،
شاعر و فیلسوف پارسی زبان است
دو سال پیش ، مقارن با هشتصدمین سالگرد زادروز مولانا جلال الدین محمد بلخی بود. در آن سال و از آن زمان تا کنون پانترکیسم بر اساس تفکرات نژادپرستانه و شوونیستی خود و در راستای سیاست های تاریخ و مفاخر سازی های خود ، همواره تلاش کرده است تا این شاعر و فیلسوف نامدار جهانی را " ترک زبان " معرفی کند. در آن سال البته با تلاش های دولت ترکیه ، یونسکو سال 2007 را " سال مولانا " نام نهاد تا بر درجه رفیع و مقام این شاعر جهانی ارج نهد.
اما سازمان یونسکو که نهاد فرهنگی ، آموزشی و تربیتی وابسته به سازمان ملل متحد است همواره بر سیاست دوستی میان ملت ها و احترام متقابل به همه فرهنگ ها و زبان ها و ملل پای فشرده است و به همه میراث بشری و همه ارکان فرهنگی ملل مختلف به یک میزان احترام گذاشته و همه را ارزشمند و ارجمند دانسته است.
بر اساس همین سیاست نیز بوده است که این سازمان با تحریف های احتمالی وقایع تاریخی ، زندگی نامه مفاخر بین المللی و بزرگداشت ها و نکوهیدن های بی اساس و ... مبارزه کرده و از جعل و فریب کاری در این گونه موارد به ویژه اگر با اهداف نژادپرستانه همراه باشد ، جلوگیری کرده و با قاطعیت برخورد نموده است و در اشاعه حقایق در جهان کوشیده است.
در آن سال نیز سازمان یونسکو که پی به این سیاست های نژادپرستانه و حرکات کور در تحریف زندگی مولانا برده بود ، با ارایه معرفی نامه کامل و جامع از مولانا برای مخاطبان خود در سرتاسر جهان ، که همواره این سازمان را معتبرترین نهاد فرهنگی در جهان می دانند ، بر جهل فروشی ها و فریب کاری های پانترکیسم خط بطلان کشید. سازمان یونسکو همواره مولانا را پارسی زبان و هر سه کشور افغانستان ، ایران و ترکیه را میراث داران این بزرگ مرد تاریخ ، معرفی نمود. حتی در یک مورد نیز دیده نشد که نام کشور ترکیه به تنهایی آورده شود و جشن ها و مراسم بزرگداشت مولانا در هر سه کشور همزمان اعلان شد. آنچه در ادامه می آید عین متون از پایگاه اینترنتی سازمان یونسکوست که در اینجا ذکر می گردد.
Mawlana Jalal-ud-Din Balkhi-Rumi
The Persian-language poet and philosopher Mawlana Jalal-ud-Din Balkhi-Rumi (Mevlana Celaleddin Belhī Rūmī) was born in 1207 in Balkh, now Afghanistan. He lived most of his life in Konya, in today’s Turkey, where he died in 1273. Author of the renowned Mathnawi or “Rhyming Couplets”, he is considered to be one of the greatest Sufi masters, a peer of the well known Ibn Arabi and Shams-e Tabrizi. During his lifetime, Mawlana enjoyed especially good relations with people of diverse social, cultural and religious backgrounds. He addressed humanity as a whole: “I do not distinguish between the relative and the stranger.”

In collaboration with Afghanistan, the Islamic Republic of Iran and Turkey, UNESCO celebrated the 800th anniversary of Mawlana’s birth at its Paris headquarters. The Director-General, Koïchiro Matsuura, inaugurated a day-long programme of cultural events on 6 September 2007, highlighted by the launching of a commemorative medal. Struck by the Paris Mint, the medal’s obverse side bears a portrait of the poet. The reverse features the UNESCO logo.
Available in gold, silver and bronze.
Photo © UNESCO/D. Bijeljac

در ادامه مطلب اطلاعات دیگری درباره مولانا برگرفته از پایگاه اینترنتی سازمان یونسکو آورده شده است.
پیکار با پانترکیسم و تجزیه طلبی