تبلیغات
آنا یوردوم ایران - مناقشه قره باغ ( 1 )

آنا یوردوم ایران

پاینده باد سرزمین مادری ام ایران

تحلیل تداوم بحران قره باغ

نوشته : دکتر جواد شریف نژاد

چكیده:

بحران قره‌باغ از بحران‌های با سابقه و دیرپای رخ داده در سرزمین‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق است كه دارای ابعاد و مقیاس گسترده و بزرگی بوده و دورنمای آن نامشخص است این مناقشه روز به روز ادامه می‌یابد و ماهیت بین الدولی و بین‌المللی پیدا می‌كند این بحران كه در اواخر دهه 80 میلادی در فضای سیاسی اتحاد جماهیر شوروی سابق پدید آمد پس از فروپاشی آن كشور بصورت خودكار به شكل معضلی اساسی بین دو كشور تازه استقلال یافته جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان درآمد هر دو كشور به سمت مبارزه مسلحانه خونین سوق داده شدند. براساس آمار رسمی منتشر شده در این درگیری‌ها 000/50 نفر جان خود را از دست دادند (از دو طرف) هر چند درگیری‌ها در سال 1994 متوقف شد ولی تلاش دو دولت و نیز مجامع بین‌المللی و نهادهای منطقه‌ای در زمینه یافتن راه‌حل سیاسی برای پایان دادن به این بحران تا كنون بی‌نتیجه مانده و از این رو در شرایط كنونی وضعیت «نه جنگ، نه صلح» بین دو كشور حاكم است. دو كشور روابط دیپلماتیك با یكدیگر نداشته و مرزهایشان تبدیل به جبهه جنگ شده‌است.

كشورهای مختلف منطقه و جهان با موضعگیری خاص خود درباره این مناقشه عكس‌العمل نشان داده‌اند دراین میان بحران قره‌باغ از دید ایالات متحده آمریكا، روسیه جایگاه ویژه‌ای را دارد. جایگاهی كه نقطه تلاقی علاقه‌مندی‌های اقتصادی و منافع سیاسی این كشورها بشمار می‌رود.

از آنجاكه وضعیت نه جنگ، نه صلح، همواره در درون خود واهمه عملیات نظامی و از سرگیری درگیریهای مسلحانه را زنده نگه می‌دارد. از این رو استمرار چنین شرایطی درجه ناامنی در منطقه را بالا می‌برد.

از بین رفتن مناسبات اقتصادی بین این دو كشور تاثیرات منفی بسیاری بر نحوه معیشت، سطح زندگی و رفاه عمومی مردم در كشور گذاشته است. و نكته قابل توجه در اینجا وجود دارد و آن اینكه تاخیر در حل مناقشه و عدم پیشرفت هر چند اندك در ایجاد ترتیبات مورد نیاز، جستجو و یافتن پتانسیل‌های نهفته در این خصوص را دشوار می‌سازد. و باعث تأسف است كه در هر دو كشور، نگرش دشمنانه نسبت به یكدیگر روز به روز قوی‌تر می‌شود.

 

مقامات آذربایجان هم‌اكنون اعلام می‌دارند كه برای رسیدن به یك توافق در خصوص قره‌باغ هیچ عجله‌ائی ندارند. (Doyle, 2003, p11) . در مقابل در ارمنستان نیز امیدها برای پیشرفت سریع در خصوص توافق بر سر قره‌باغ در حال كاهش است، ارمنستان بطور ثابت پیشنهاد اخیر باكو برای شروع مجدد فرآیند صلح «از ابتدا» را رد كرده است به علاوه رهبران ارمنستان تهدید كرده‌اند كه چنانچه باكو احیای توافقاتی كه در سه سال گذشته میان دو كشور بدست آمده را رد كند تماس‌های مستقیم با آذربایجان را مسدود خواهند كرد. (Dainelyan, 2004, p17)

این مقاله در پی آنست كه با فراهم آوردن سلسه مطالبی ضمن اعلام دیدگاههای خود و صاحب نظران زمینه مسائل اساسی در خصوص این بحران، راه‌حل‌های ممكن را نیز به بررسی و بحث بگذارد تا انشاءالله زمینه‌ائی باشد برای حل این بحران در این موقعیت خاص منطقه‌ كه احتمال بوجود آمدن ترتیبات جدید می‌رود. در این پژوهش با بررسی پیشینه تاریخی و ویژگی‌های طبیعی منطقه قره‌باغ با پرداختی به ماهیت بحران قره‌باغ به تحلیل گزینه‌های ممكن و روش‌های حل مناقشه قره‌باغ خواهیم پرداخت.

ادامه مطلب را مطالعه نمایید.

1 ـ پیشینه تاریخی منطقه:

سرزمین تاریخی قره باغ یكی از مساكن اولیه و بسیار قدیمی انسان‌ها بوده كه غار «آزیخ»[1] در آن نشانگر زیست انسان در زمانهای قدیم در این منطقه است. (دایره المعارف آذربایجان، 1354، ص 183)

در منابع تاریخ اسلامی حمدالله مستوقی مورخ قرن هشتم هجری قمری در كتاب «نزهت القلوب» برای نخستین بار به نام قره‌باغ اشاره می‌كند.

منطقه قره‌باغ كوهستانی كه در حال حاضر مورد مناقشه است از قرن اول میلادی بخشی از ولایت تاریخی «آرتساخ» (Artsax) سرزمین «آلبان»‌های قفقاز بوده است در اوایل قرن چهارم میلادی مسیحیت را قبول كرده و بخشی از مردم نیز از آئین مزدائی ایرانیان تبعیت می‌كردند. بعد از حمله اعراب به این منطقه به فرماندهی مغیره‌ابن شعبه كه به تسلط مسلمانان در آمد در سال 1810 میلادی از 12000 خانوار ساكن در قره‌باغ كوهستانی، 9500 خانوار آذربایجانی و 2500 خانوار ارمنی بودند. كه این آمارگیری توسط یك نفر نظامی و مشاور ایشان (یرمولوف و موگیلیوسكی) نشانگر زندگی 75 درصد آذربایجانی و 25 درصد ارمنی در قره باغ كوهستانی است (بهراد، 1371، ص 38) در فاصله 1920 تا 1930 بیش از 200 هزار نفر ارمنی از ایران به منطقه قفقاز مهاجرت كردند و در قره‌‌باغ كوهستانی سكنی گزیدند. از 1918 تا 1920 قره‌باغ كوهستانی علی‌رغم برخی اعتراضات گروههای ارمنی كلاً در تركیب جمهوری آذربایجان بود. و این موضوع در كنگره 1919 دهقانان ارمنی قره‌باغ كوهستانی مورد تاكید قرار گرفت و طی گزارش «آ. ای. میگویان» از روشنفكران ارمنی قره‌باغ به لنین رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق منعكس می‌شود (آرشیو حزب كمونیست، 1919، ص 121)

 

دولت كمونیستی شوروی در سال 1921 در اجلاس شعبه قفقاز به منطقه قره باغ كوهستانی با مركزیت شوشا خودمختاری داد و این منطقه بصورت خودمختار ولی از نظر تقسیمات كشوری بعنوان بخشی از خاك آذربایجان درآمد.

2 ـ ویژگی‌های طبیعی، اقتصادی، انسانی قره‌باغ

از نظر جغرافیائی و مكانی منطقه قره‌باغ كوهستانی در داخل خاك آذربایجان قرار داد و با كشور ارمنستان مرز ندارد. قره‌باغ تاریخی كه قره‌باغ كوهستانی در قسمت شمال آن جای گرفته، منطقه كوهستانی بین رودهای كورا در شمال و ارس در جنوب است. این منطقه دارای 4500 كیلومتر مربع مساحت است كه 9 منطقه شهری و تعداد زیادی روستا را در بر می‌گیرد. جمعیت فعلی قره‌باغ (قبل از اشغال توسط ارتش ارمنستان) 190 هزار نفر برآورد شده است كه از این میزان 77 درصد ارمنی 5/22 درصد آذربایجانی و 5/0 درصد روس هستند. منطقه قره‌باغ كوهستانی تنوع بسیار زیادی در پوشش گیاهی و حیات جانوری دارد و با توجه به كشاورزی معادن و صنایع كوچك مستقر در این منطقه، از نظر اقتصادی ناحیه توانمندی محسوب می‌شود.

3 ـ ماهیت بحران قره باغ

بحران قره‌باغ در زمره مناقشاتی است كه با حوادث تاریخی در هم تنیده شده است و مسئله‌ای نیست كه طی یك یا چند دوره مذاكره بین رهبران دو كشور كه تسلط زیادی بر افكار عمومی و دیدگاه‌های گروه‌های سیاسی فعال در كشور خود ندارند، برطرف شود. مسئله قره‌باغ علاوه بر اذهان سیاستمداران دو كشور در حافظة تاریخی مردم دو كشور نقش بسته است و گمان نمی‌رود به آسانی از اذهان پاك شود. كتب و اسناد منتشره در این زمینه مملو از كشتار، خونریزی و عقده‌گشایی‌های قومی و مذهبی است.

با این اوصاف دشمنی بین دو قوم منحصر به مسائل سیاسی و ارضی نیست بلكه جنبه‌های قومی و مذهبی را نیز در بر گرفته است. هر چند برخی بر این عقیده‌اند كه این جنگ، مذهبی نیست ولی در عمل جنبه‌های مذهبی آن كاملاً مشهود است. البته ذكر این نكته نیز شایان توجه است كه مردم دو كشور به دلیل شرایط اقتصادی نامناسب حاكم در كشور و معیشت سخت، از درگیری و جنگ استقبال نمی‌كنند.

درگیری قره‌باغ رسماً از فوریه 1988 آغاز شد البته در دهه‌های قبل نیز آذری‌ها و ارامنه در خصوص منطقه با یكدیگر اختلاف داشتند.

رویارویی دو طرف در قبال این منطقه یكی از مهم‌ترین عوامل برهم زننده ثبات در قفقاز جنوبی بوده است. مناقشه قره‌باغ یكی از اولین و طولانی‌ترین جنگ‌های قومی در حوزه شوروی سابق به حساب می‌آید.

آذربایجان و ارمنستان در اواخر دهه 80 بر سر این منطقه وارد جنگ شدند، اگر چه در سال 1994 یك پیمان آتش بس به امضاء رسید اما آنها به لحاظ فنی هنوز در جنگ هستند. حدود یك میلیون نفر به واسطه مناقشه ناگورنو قره‌باغ بی‌خانمان شده‌اند و موضوع سكونت آنها به علاوه وضعیت آتی این سرزمین از جمله مسائل عمده‌ای است كه باید حل و فصل شوند. شش دسته علل را می‌توان در به وجود آوردن مناقشه و طولانی شدن آن برشمرد. اول آنكه در دوران شوروی مرزهای قانونی به سختی با مرزهای فرهنگی منطبق بود. مسئله مرزها یكی از دشوارترین مسائل مرتبط با مسائل ملی در اتحاد شوروی سابق بود. عمده مرزهای بین جمهوری‌ها و نواحی و مناطق خودمختار بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های همگون ملی صورت گرفت. دلیل این امر تصور سازی رژیم شوروی از مفهوم «ملت همپای دولت باحق حاكمیت ملی بود كه اجازه می‌داد تا ملیت‌های كوچك‌تر كه فاقد شروط لازم برای اعمال حق حاكمیت ملی بودند، ولی ساختار حكومتی خود را داشتند جمهوری‌های خودمختار خود را شكل بدهند. دلیل دوم به رویكردهای منطقه‌ای متضاد آذری‌ها و ارامنه مربوط می‌شود. دو طرف دارای رویكردهای سیاسی ـ فكری متفاوت و برداشت‌های كاملاً متمایز می‌باشند.»

در منطقه خودمختار ناگورنو قره‌باغ ابهام كلی و عدم قطعیت مرزی در كنار مشخصات ویژه متناقض دیگری قرار می‌گرفت. به طور مثال در حالیكه این منطقه تقریباً مجاور ارمنستان ـ از نظر جغرافیایی ـ می‌باشد اما از طریق دهلیز باریكی از آن جمهوری جدا می‌شود. وضعیت مشابهی در مورد نخجوان وجود دارد كه یك منطقه آذری‌نشین می‌باشد و ارمنستان آنرا از آذربایجان جدا كرده است.

وجود یك منطقه خودمختار به مفهوم شناسایی قره‌باغ به مثابه سرزمینی ارمنی بود و این امر به خودی خود اوضاع را مخدوش می‌ساخت. اعمال سیاست تبعیض علیه یكدیگر، یكی دیگر از دلایل بحرانی شدن روابط آذربایجان و ارمنستان در خصوص قره‌باغ بوده است. مسئله تبعیض نژادی در منطقه موضوع بسیار پیچیده‌ای است. اصولاً آذری‌ها نزد ارامنه شهروند درجه دو محسوب می‌شوند و ارامنه نیز نزد آذری‌ها چنین وضعیتی داشتند.

سرانجام باید به عامل رقابت قدرت‌های تأثیرگذار اشاره كرد. موقعیت جغرافیایی قفقاز طی یكصد سال گذشته، همیشه منبع جذب نیروهای سیاسی متعارض بوده است. هر چه چالش سیاسی بر سر تبعات مناقشه افزون‌تر می‌شد، طرف‌های مناقشه هم به فراخور خود سعی در بهره‌برداری از آن به نفع خود می‌كردند. این امر تا حدی پیشرفت كرده است كه در واقع صحنه مناقشه و رویارویی ارامنه و آذری‌ها جای خود را به چالش‌ سیاسی بین قدرت‌های خواهان شكل دهی به سیمای منطقه داده است. لئون پتروسیان، رئیس جمهور سابق ارمنستان معتقد بود كه عدم توافق بین روسیه و سازمان امنیت و همكاری اروپا مانع اصلی و عمده پایان بخشیدن به این بحران دراز مدت شده است. كشورهای خارجی در خصوص بحران قره‌باغ علی‌رغم تلاش‌هایی كه انجام می‌دهند، ولی بیشتر نتیجه كار را با منافع خود پیوند می‌زنند. در كشور آمریكا، محافل سیاسی تا چند سال پیش به شدت از ارامنه طرفداری كردند و این مسئله باعث شده بود تا كنگره آمریكا كشور آذربایجان را از كمك‌های مالی بلاعوض كه دولت آمریكا به كشورهای تازه استقلال یافته اعطا می‌كرد، محروم كند. در سال‌های اخیر دولت آمریكا تحت تأثیر منافع اقتصادی خود در زمینه انتقال نفت از آذربایجان (به ویژه خط لوله باكو ـ تفلیس ـ جیهان) و مجامع بین‌المللی كه آذربایجان در آن‌ها نفوذ كرده، از دولت باكو حمایت می‌كند و گویا برخی احزاب تندرو ارمنی (از جمله حزب داشناكسیون) را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده است. روسیه نیز در حل مناقشه قره‌باغ به دنبال نفوذ و منافع از دست رفته روس‌ها در دوران اتحاد جماهیر شوروی است و از این رو پیشنهاد استقرار قوای روسی در قره‌باغ به عنوان نیروی بی‌طرف را داده است.

 

تركیه نیز از جمله كشورهایی است كه در زمینه حل بحران قره‌باغ تلاش می‌كند. این كشور بر عكس آمریكا و روسیه، علناً از آذربایجان حمایت می‌كند. همسانی قومی، زبانی و دینی تركیه با آذربایجان كه تاریخ، فرهنگ و آداب و رسوم و سنت‌های مشابهی را برای دو كشور به وجود آورده، باعث شده تا منافع ملی دو كشور به هم پیوند بخورند. از این رو دولت تركیه یكی از شرایط عادی‌سازی روابط خود با ارمنستان را تخلیه اراضی اشغالی آذربایجان عنوان می‌كند. كشور ایران نیز تلاش‌هایی در زمینه حل بحران قره‌باغ داشته است و حتی در سال 1991 سران دو كشور را برای مذاكره به تهران دعوت كرد كه آتش بس موقتی نیز صورت گرفت. ولی در همین ایام نیروهای ارمنی با استفاده از فرصت پیش آمده تهاجم گسترده‌ای را شروع و بخش‌هایی از خاك آذربایجان را اشغال كردند و مذاكرات بی‌نتیجه ماند كه این امر لطمة زیادی به جایگاه ایران در معادلات سیاسی منطقه زد. در حال حاضر ایران خواستار برقراری صلح در منطقه است و تمامیت ارضی آذربایجان را قبول دارد ولی از هیچ طرفی حمایت نمی‌كند.

مجموعه عوامل مذكور موجبات اوج‌گیری بحران قره‌باغ و رویارویی آذربایجان و ارمنستان بر سر این منطقه را فراهم ساخت.

4 ـ سطوح و ابعاد بحران قره‌باغ: از بعد محلی تا ابعاد جهانی

جمهوری آذربایجان از سال‌های پیش و زمانی كه در تركیب اتحاد جماهیر شوروی قرار داشت بعنوان سرزمینی از موزائیك اقوام و اقلیت‌ها مواجه بود ولی از بین آنها تنها یكی به جنگی تمام عیار تبدیل گشت و آنهم مسئله ارامنه قره‌باغ بود كه باعث شد دو كشور آذربایجان و ارمنستان وارد جنگی شوند كه طبق آمارها 50 هزار كشته و 250 هزار آذری مجبور به كوچ و 400 هزار نفر ارمنی ساكن در آذربایجان به ارمنستان مهاجرت نمایند و ارمنستان علاوه بر اشغال قره‌باغ كوهستانی، 6 رایون (استان) دیگر از خاك آذربایجان را نیز به اشغال خود در آورد. و 800 هزار نفر آذری را از خانه و كاشانه خود بصورت آوارگان جنگی رهسپار مناطق دیگر نماید و در مجموع ارمنستان 20% خاك آذربایجان را به تصرف خود در آورد. شناخت سطح عملكرد و ابعاد این مناقشه در دوره‌های مختلف دارای اهمیت بسیار است. ابعاد و سطوح بحران قره‌باغ را می‌توان در دسته‌بندی‌های زیر گنجاند.

 

1 ـ بعد دینی ـ قومی مناقشه؛ آذربایجانی‌ها ـ ارمنی‌ها

2 ـ بعد منطقه‌ای بحران؛ آذربایجان ـ قره‌باغ ـ ارمنستان

3 ـ بعد وابسته به شوروی بعد از فروپاشی شوروی؛ آذربایجان ـ روسیه ـ ارمنستان

4 ـ بعد بین‌المللی مناقشه؛ آذربایجان، ارمنستان و سایر بازیگران (مهمترین آنها آمریكا، روسیه، كشورهای اتحادیه اروپا، تركیه، ایران).

 

بررسی این ابعاد را بصورت خیلی مختصر انجام می‌دهیم.

منبع : www.arannews.ir



پیکار با پانترکیسم و تجزیه طلبی

علی رضا قره باغی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :