تبلیغات
آنا یوردوم ایران - نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ایران (2)

آنا یوردوم ایران

پاینده باد سرزمین مادری ام ایران

نگاهی به تاریخ همسایگان شمالی ( ۲ )

 

نوشته : سیروس غفاریان

نگاهی مختصر به تاریخچه قفقاز و اقوام ساکن در آن

قفقاز از جمله سرزمین هایی است که بخشی از آریایی ها که به فلات مرکزی ایران مهاجرت کردند، از این منطقه گذشتند. اقوام این ناحیه از شمال رود ارس به ترتیب عبارتند از 1- آذری های ساکن در آذربایجان که به زبان آذری که شعبه یی از ترکی است، سخن می گویند و مسلمان و اکثریت آنان شیعه هستند. این سرزمین به نام اران نیز معروف است ولی کلمه آذربایجان از آتور پاتکان آمده است. «آتور»، «آگر» و «آذر» به معنی آتش است که در حال حاضر نیز در لرستان آگر به معنی آتش است. از آنجا که اولین آتشکده ها در آذربایجان ایجاد شد، احتمال می رود این سرزمین را آذربایجان گویند. آذربایجان در طول تاریخ از زمان مادها به خاک ایران تعلق داشته است.

2- ارمنی ها که گروهی از هند و اروپایی ها بودند و نام آن در کتیبه های دوره داریوش اول آمده است زیرا از متصرفات ایران بوده و نژاد آنها آریایی است و مسیحی مذهب هستند.

3- داغستانی ها که در شمال آذربایجان زندگی می کنند. داغستان از ادوار پیش از تاریخ مسکون بوده. کوه های بسیار صعب العبور آن (که وجه تسمیه داغستان یعنی «سرزمین جبال» بوده اند) سپر حفاظتی مستحکمی در برابر تاراج گران ایجاد کرده بود به طوری که شمال قفقاز را نفوذناپذیر کرده بود. داغستان در حال حاضر جزیی از فدراسیون روسیه است. اقوامی که در داغستان زندگی می کنند، مخلوطی از تاتارها، آوارها، آذربایجانی ها و لزگی ها هستند. زبان این قوم مخلوطی از زبان های قفقازی، ترکی، ایرانی و مذهب آنها سنی شافعی و عده زیادی از آنها پیرو تصوف و از طریقه نقشبندی و قادری هستند. مرکز داغستان شهر «ماخاج قلعه» (ماخاج کالا) است که در کنار دریای مازندران قرار دارد. داغستان تا زمان نادرشاه در دست ایرانی ها بود و نادر برای فرونشاندن شورش لزگی ها به آنجا رفت. بعد از مرگ نادر تزارهای روسیه به آن منطقه هجوم بردند. بعد از قراردادهای گلستان و ترکمانچای که روس ها با ایران در دوره قاجاریه امضا کردند، تمام مناطق شمال رود ارس از قبیل ارمنستان، جمهوری فعلی آذربایجان، گرجستان مسیحی نشین و داغستان که مسلمان هستند به طور کلی از ایران جدا شد. بعد از این قراردادها بود که تزارهای روسیه قیام های ضدسلطه روس ها را به همت شیخ شامل بعد از مدت ها مبارزه سرکوب کردند و شیخ شامل در سال 1868 همزمان با سلطنت الکساندر دوم سرکوب شد.

شگفت اینجاست که در قفقاز و آذربایجان نیز مانند ترکستان، با وجود زبان ترکی به ادب فارسی توجه می شد. کسانی مانند نظامی گنجوی (اهل گنجه) در قرن ششم هجری در آذربایجان، خاقانی شروانی معاصر خاقان، منوچهر بن فریدون از شروانشاهیان و شاعران دیگر که به فارسی شعر گفته اند و بالاخره بر اثر وجود حاکمان ایرانی به ویژه اتابکان آذربایجان، شعر و ادب فارسی رواج یافت. امرای ترک زبان از سمرقند و بخارا گرفته تا شهر شروان و گنجه در آذربایجان مشوق ادب و هنر فارسی بودند.تیمور در سمرقند، که پایتخت او بود، به ادبا و شعرای پارسی گوی ارج می نهاد.

 ملکشاه سلجوقی از کسانی بود که خواجه نظام الملک را در اداره کشور پهناور ایران یاری کرد و حتی خواجه نصیرالدین طوسی وزیر هلاکوخان مغول توانست نظر هلاکو را درباره کمک به دانشمندان و ادبا فراهم سازد و از خرابکاری های بیشتر مغولان در ترکمنستان و نقاط دیگر کاسته شود. حتی او را تشویق کرد که رصدخانه یی در مراغه ایجاد شود. با یادآوری نکات فوق پی می بریم که به چه نحوی اقوام ترک و دانشمندان فارسی زبان با یکدیگر تعامل داشته اند.

نگاهی کلی به تاریخ ترکستان و قفقاز

از آنجایی که تا قبل از روی کار آمدن کمونیست ها در روسیه، تمام آسیای میانه تحت عنوان ترکستان روس نامیده می شد و بعد از روی کار آمدن کمونیست ها، ترکستان به جمهوری های ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان تقسیم شد، بهتر است ابتدا به جای رقم زدن تاریخچه هر کدام از جمهوری ها به طور یکجا تاریخ ترکستان و چگونگی تسلط روس ها را بر آن شرح دهیم. همچنین است وضعیت قفقاز. که سعی بر این است تحت عنوان تاریخچه قفقاز، تاریخچه آذربایجان، داغستان، چچن، ارمنستان و گرجستان را نیز یکجا رقم زنیم. آسیای میانه دارای دیرپاترین تاریخ در جهان است. مهاجرت ها و هجوم های بزرگ از بخش شرقی آسیای مرکزی به منطقه اوراسیا و اروپا و همچنین فلات بزرگ ایران باستان گاهی مخرب و زمانی تمدن ساز بوده اند. هجوم یا مهاجرت آریایی ها از جنوب سیبری از طریق ماوراءالنهر و قفقاز به فلات ایران نمونه یی از مهاجرت های تمدن ساز بوده است. بخشی از این تیره به نام سکاها و ماساژت ها (خزرها) در اطراف دریای مازندران مانده اند. از نشانه های هجوم این اقوام از آسیای مرکزی به مرکز فلات ایران و منطقه خراسان نشانه بزرگی به دست آمده است. در جریان یکی از این حملات فرش های گرانبهایی را ربوده و به سرزمین های خود در جنوب سیبری برده اند که نزدیک به 60 سال پیش در پازیریک یکی از این فرش ها از زیر یخ ها سالم به دست آمد که در یکی از موزه های روسیه است. روی این فرش نقوش و علامت هایی شبیه به نقوش دوره هخامنشی دیده می شود و این امر صحت هجوم سکاها را به ایران ثابت می کند. پس از زوال هخامنشیان، یونانی ها از طریق بلخ (باکتریا) در افغانستان کنونی به ماوراءالنهر رفتند و در آثار یونانی آن را «ترانس اوکسیان» نامیدند. «ترانس اوکسیان» در ورای رودهای سیحون و جیحون است که یونانیان به آنها به ترتیب «یاکسارتس» و «اوکسوس» گفته اند. در ادبیات ایران، چون ماوراءالنهر مهد ظهور ادیبان درجه اول فارسی گوی بوده نام سیحون و جیحون را به ترتیب «سیردریا» و «آمودریا» و رودکی در شهر معروف خود که با نیم بیت بوی جوی مولیان آید همی آغاز می شود آن را «آمویه» (آموی) می نامد. پارتی ها (اشکانیان) که هم نژاد سکاها بوده اند، ابتدا در ماوراءالنهر ساکن بوده اند و مورخین عقیده دارند پارتی ها با قبایل «داها» که شعبه یی از سکاها بوده اند و در زمین های بین گرگان و بندر «کراسنوودسک» در ساحل شرقی دریای مازندران در ترکمنستان امروزی که به ترکمن باشی تغییر نام داده است، ساکن بوده اند و بعداً ساکن «قوچان» (آساک) شدند و علیه سلوکیان قیام کرده و سلسله اشکانی را تشکیل دادند. همزمان با استیلای اشکانیان قومی از نژاد «یوئه چی» به نام کوشانی ها بر ترکستان غلبه کردند و پس از تسلط بر نواحی دریاچه آرال به جنوب آمده در افغانستان، امپراتوری کوشانی را تشکیل دادند. این طایفه به دست هون ها (هیاطله، آفتالیت ها) که از شمال مغولستان به سمت آسیا هجوم آورده بودند، منقرض شدند. هون ها پس از غارت شمال آسیای مرکزی از کوه های صعب العبور آرال در منطقه اوراسیا عبور کرده و به سرپرستی فردی به نام «آتیلا» ابتدا در جلگه «پانونی» در مجارستان اسکان یافته و سپس عازم مرزهای امپراتوری روم شدند و آن منطقه را غارت کردند. در سال 800 میلادی پس از برافتادن ساسانیان همه آسیای میانه و قفقاز به دست مسلمانان افتاد. اولین سلسله مسلمان و ایرانی الاصل که از نسل بهرام چوبینه بودند، به نام سامانیان در بخارا و سمرقند و خوارزم و تمام ازبکستان و تاجیکستان و ترکمنستان دست یافتند. همه متصرفات سامانیان ترک نژاد بودند به غیر از تاجیکستان که ایرانی بودند. تاجیک به عقیده مورخان کسی است که ترک و مغول نباشد. اما همین پادشاهان تاجیک، از سرداران ترک چون سبکتکین پدر محمود غزنوی استفاده کردند و محمود از بزرگ ترین فرمانروایان غزنوی است. بعد از غزنویان و سلجوقیان که در شمال بحر خزر می زیستند و با هجوم خود از سمت ماوراءالنهر و قفقاز، امپراتوری وسیعی را در ایران تشکیل دادند، ترکان خوارزمشاهی از منطقه خوارزم، در قرن دوازدهم میلادی بر شهرهای آبادی که زمامداران سلجوقی بنا کرده بودند، استیلا یافتند. طولی نکشید که چنگیزخان از طایفه مغول از طریق صحرای تاریم و گبی همه اقوام زیرمجموعه مغول که تاتار خوانده می شدند و چنگیز آنها را مطیع خود ساخته بود، در 1231 میلادی پس از هجوم به شهرهای آسیای مرکزی و انهدام آنها، سلسله خوارزمشاهی را برانداخت و فرزندانش به نام ایلخانیان بر همه بلاد قفقاز و ترکستان شرقی مسلط شدند و حتی مغول ها توانستند در ساحل دریای سیاه اردوی زرین را تشکیل دهند. به مناسبت آنکه آنها چادرهای زرد برای خود انتخاب می کردند، به اردوی زرین مشهور شدند. مغول ها توانستند حتی شهرهای روسیه را نیز غارت کنند. هجوم مغول ها به آسیای مرکزی و قفقاز بر زبان و عادات مردم این ناحیه ها و حتی شمال بحر خزر و جایی که امروز به تاتارستان معروف است، تاثیر مستقیم گذاشت. در قرن چهاردهم میلادی تیمور لنگ که اروپاییان به او «تامرلان» می گویند و از نوادگان چنگیز بود، توانست بر تمام بلاد آسیای مرکزی و قفقاز و شام و فلات مرکزی ایران تسلط یابد. او شهر سمرقند را در ترکستان پایتخت خود قرار داد. دولت تیموری در 1500 میلادی به دست امرای شیبانی که از نوادگان چنگیز در ماوراءالنهر بودند، شکست خورد و محمد شیبانی دولت ازبک را در ازبکستان فعلی تشکیل داد. دو شعبه از خاندان جوجی مغول به ترتیب در هشترخان و خیوه، خان نشین های هشترخان و خیوه را در اوایل قرن 16 میلادی ایجاد کردند. در دوره صفوی به ویژه در زمان شاه اسماعیل صفوی بر سر مالکیت بر شهرهای قفقاز جنگی بین ایران و عثمانی درگرفت که در نتیجه آن در چالدران قوای شاه اسماعیل شکست خورد. از آن پس دولت صفوی در شرق با ازبکان مقیم آسیای مرکزی که به شهرهای خراسان هجوم می آوردند و عثمانی ها که از طریق شهرهای قفقاز به آذربایجان تجاوز می کردند، در حال جنگ و گریز بود.

وضع ایران صفوی در مرزهای شرقی با ازبکان و در مرزهای شمال غربی با عثمانی ها ثباتی نداشت تا آنکه نادر توانست در 1740 میلادی ضمن شکست دادن ازبکان، سلطه خود را بر ترکستان برقرار کند. در این زمان بود که ابوالفیض خان امیر بخارا خود را خراجگزار نادر نامید و دختر خویش را به عقد شاهرخ فرزند رضاقلی میرزا درآورد. نادرشاه سپس داغستان، شیروان، گرجستان و ارمنستان و همه قفقاز را از دست عثمانی ها گرفت. اوضاع ایران بعد از قتل نادر نابسامان شد و خان های بخارا و قفقاز ادعای استقلال کردند اما در زمان سلطنت آقامحمدخان قاجار با حمله به تفلیس، گرجستان و پاره یی از نقاط قفقاز را گرفت. بعد از آنکه سپاهیان روس به شهرهای قفقاز و آسیای مرکزی هجوم بردند، مقاومت های مسلمانان علیه روسی کردن فرهنگ این مناطق آغاز شد به طوری که کاترین دوم (کاترین کبیر) مجبور شد در «اورنبورگ» در روسیه اروپا به سال 1788 فرمانی صادر کند که طبق آن مسلمانان آسیای مرکزی در تشکیل «مجمع روحانی محمدی» آزاد باشند و خان های بخارا و خوارزم بر ایجاد مساجد و حوزه های دینی تا حدی آزادی یافتند.

چگونگی انضمام قفقاز به امپراتوری روسیه

در زمان پادشاهی فتحعلی شاه بر ایران و امپراتوری الکساندر اول بر روسیه، طی دو دوره جنگ بین ایران و روسیه و شکست قوای عباس میرزا، اولاً طبق قرارداد گلستان در 1813 میلادی، دولت روسیه تزاری حاکمیت خود را بر داغستان و شمال آذربایجان استوار ساخت. در 1817 به علت هجوم روسیه به «چچنیا» و حمله به آن نقاطی از قفقاز که در تصرف ایران بود، در 1826 جنگی بین ایران و روسیه آغاز شد که طبق قرارداد ترکمانچای در 1828 روس ها بر نخجوان، ارمنستان و بخشی از آذربایجان که در شمال رود ارس قرار داشت از جمله بر گرجستان مسلط شدند. این قرارداد در زمان نیکلای اول منعقد شد.

مقاومت مردم قفقاز به رهبری شیخ شامل

هنوز مدتی از قرارداد گلستان نگذشته بود که مردم قفقاز به ویژه در داغستان، در برابر روس ها مقاومت کردند. قبل از شیخ شامل، شیخ منصور 17 سال با تزارها جنگید. بعد از او قاضی ملا و حمزه بیک مبارزه را رهبری کردند تا آنکه در 1834 شیخ شامل که به شیر داغستان معروف شد، مبارزه یا سلطه روس ها را بر عهده گرفت. در اواسط جنگ داغستان، تزار نیکلای اول در فرمانی خطاب به ژنرال پاسکوویچ ضمن اعطای لقب «کنت ایروان» به وی می نویسد؛ «پس از انجام ماموریت شما در تسلط بر دشت های ارمنستان، ماموریت دیگری در برابر شما قرار دارد که اگرچه به ظاهر کم اهمیت تر است اما از حیث محتوا و نتایجی که از آن به دست خواهد آمد، مهم تر است و آن مطیع کردن طوایف کوه نشین یا نابودی آنهایی است که حاضر به تسلیم نمی شوند.» طبق نوشته مورخان روسیه 280 هزار سرباز روسیه همراه با توپخانه قوی با سربازان شیخ شامل که به اسلحه ابتدایی مجهز بودند، مدت ها جنگیدند. شامل توانست حتی سرزمین چچن را تصرف کند. در زمان سلطنت الکساندر دوم قیام شیخ شامل با شکست روبه رو و او دستگیر شد و به پترزبورگ برده شد ولی الکساندر دوم او را آزاد کرد که هر جا که می خواهد برود. شیخ شامل به مدینه رفت و در جوار تربت رسول خدا درگذشت. نویسندگان روسیه مانند پوشکین و الکساندر دوما نویسنده فرانسوی بعد از سفری که به داغستان کردند، از شجاعت او تمجید کردند. حتی کارل مارکس و انگلس بنیانگذاران کمونیست در خارج از روسیه، زبان به ستایش این شیخ آزاده گشودند. سعید شامل فرزند شیخ شامل می گوید؛ «در واقع تاریخ مردم مسلمان آسیای میانه و قفقاز سرشار از قهرمانی های جاودانه است.» مارکس در آن زمان به کمونیست های آن زمان و آینده می گوید؛ «بنگرید انسان ها را، هنگامی که خواستار آزادی هستند چه کارهایی که نمی کنند.» وی از کمونیست های اروپایی (در آن زمان روسیه هنوز کمونیست نشده بود) می خواهد پایمردی را از آنان بیاموزند. بعد از انقلاب کمونیستی 1917 برداشت تاریخ نگاران شوروی از جنگ قفقاز به نسبت تغییر خط مشی حزب، دگرگون شد. ابتدا شیخ شامل را به تقلید از گفته مارکس «دموکرات بزرگ» نامیدند و جنگ های قفقاز را هم عملیات غارتگرانه ارتش تزار قلمداد کردند. استالین که خودش گرجی بود شیخ شامل را فردی جاسوس ترکیه نامید.

بالاخره با شکست طرفداران شیخ شامل همه قفقاز تا رود ارس بدون تعارض در دست روس ها باقی ماند تا آنکه انقلاب 1917 آغاز و روسیه به کشوری کمونیستی مبدل و منطقه آذربایجان تبدیل به جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شد که مرکز آن شهر باکو است. ارمنستان و گرجستان نیز تبدیل به جمهوری هایی شبیه به آذربایجان شدند. بعد از فروپاشی نظام کمونیستی بر اثر شکست دکترین گورباچف در 1991 همان رهبران کمونیست سابق در مناطق آذربایجان ارمنستان با ایجاد احزاب کمونیستی رئیس جمهور این کشورها شدند. فقط در گرجستان ادوارد شواردنادزه که وزیر خارجه شوروی در زمان گورباچف بود، به ریاست جمهوری گرجستان رسید. از آن زمان تاکنون گرجستان شاهد تغییرات کادر رهبری کشور با انقلاب های مخملی و نرم بوده است.

چگونگی انضمام ترکستان به روسیه

در دوره ناصرالدین شاه قاجار، دولت روسیه حس کرد وی مایل است به کمک دولت های اروپایی و عثمانی قرارداد ترکمانچای را لغو کند. دولت روسیه برای آنکه فکر ناصرالدین شاه را متوجه مرزهای شرقی ایران در ترکستان کند به حدود جیحون و خوارزم دست اندازی کرد. در زمان سلطنت نیکلای اول سپاه روسیه به سرپرستی ژنرال پروسکی در 1839 شهر خیوه را در منطقه خوارزم تصرف کرد. در 1863 همزمان با سلطنت الکساندر دوم سپاهیان روسیه به تدریج مناطق آرال، سمرقند و تاشکند را تصرف کردند و بعداً خود را به مرو رسانیدند. خان بخارا که از ناصرالدین شاه استمداد کرده بود ولی از جانب تهران کمکی به او نشده بود، مجبور شد طبق قراردادی در 1868 حاکمیت روس ها را بر سمرقند به رسمیت بشناسد.

 در 1873 طبق قراردادی که بین انگلستان و روسیه در زمان الکساندر دوم منعقد شد، دولت انگلستان تحت الحمایگی خان نشین های منطقه بخارا را به روسیه به رسمیت شناخت و در همان سال پس از شکست نیروی نظامی ایران در مرو قوای روسیه به رهبری ژنرال «کافمان» به بهانه تعقیب ترکما ن های یموت خود را به ساحل رود اترک رسانید. در 1881 تمام منطقه ترکمنستان به تصرف روس ها درآمد. ناصرالدین شاه مجبور شد در دسامبر 1881 برابر با 29 محرم 1299 هجری قمری طی قراردادی که در تهران با روس ها توسط میرزاسعیدخان وزیر خارجه و ایوان زینوویف سفیر روسیه در تهران به امضا رسید، تسلط روس ها را بر سرزمین های شمال رود اترک به رسمیت بشناسد. روس ها بعد از جدایی کامل ترکستان آنجا را ترکستان روسیه نامیدند. دولت روسیه برای ایجاد راه آهن سرتاسری از سن پترزبورگ به ولادی وستک که به آن راه آهن ماوراء سیبری می گفتند، در زمان سلطنت الکساندر سوم ساختمان آن را آغاز و سمرقند و تاشکند را نیز به این راه متصل کرد به طوری که این راه آهن که طول آن پنج هزار کیلومتر بود و بندر ولادی وستک در شرق دور را به وسیله منطقه سیبری و ترکستان به روسیه اروپا متصل می کرد، در 1902 در زمان پادشاهی نیکلای دوم افتتاح شد، در حالی که شهرهای سمرقند، تاشکند و شهرهای دیگر آسیای میانه به آن متصل می شد. بعد از آن روس ها درصدد روسی کردن فرهنگ مردم آسیای میانه برآمدند.

در 1917 بعد از انقلاب کمونیستی جمهوری های آسیای میانه به نام های ترکمنستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان به وجود آمدند. از آنجایی که در منطقه ترکستان مردم مسلمان با اسلام زدایی کمونیست ها روبه رو شدند از 1911 یعنی قبل از انقلاب کمونیستی در قفقاز و ترکستان قیام مسلحانه یی تحت عنوان قیام مساواتیان آغاز شد. این قیام ضدسلطه روس ها بود. در فوریه 1918 در شهر بخارا و سپس بیشتر مناطق ترکستان و جمهوری های کنونی آسیای میانه قیام جدیدی به نام باسماچی ها به وجود آمد. این نهضت، قیام مردم ترکستان بود ضدسلطه روس ها به ویژه کمونیست ها که درصدد بستن مساجد بودند. روس ها به باسماچی یاغی می گفتند. باسماق در ترکی به معنی هجوم آوردن و حمله کردن است. بعد از آنکه حوزه جیحون و سیحون و شهرهای آن به دست کمونیست ها سقوط کرد عده یی از مسلمانان در برابر حرکت کمونیست ها مانند تعطیل کردن مساجد، مصادره اموال و زمین ها و بی حرمتی به آداب اسلامی و سنن اقوام ترک دست به یک قیام عمومی زدند. این قیام تا 1930 طول کشید.

در 1921 یکی از سران ترک عثمانی به نام «انورپاشا» که طرفدار «پان ترکیسم» و «پان تورانیسم» بود، خود را به بخارا رسانید تا قیام باسماچی ها را که بیشتر جنبه مذهبی داشت به سمت ناسیونالیسم افراطی بکشاند و این سرزمین را به عنوان ترکستان بزرگ با ترکان قفقاز و ترکان کشور ترکیه به سرزمین های واحدی تبدیل کند. عاقبت انورپاشا بعد از حمله ارتش سرخ به سرکردگی «کامنف» معاون استالین در بخارا و کشتار باسماچی ها در جریان عملیات تیراندازی بین او و ارتش کمونیست ها به قتل رسید (چهار آگوست 1926) اما به علت پذیرش حکومت کمونیستی در جمهوری های آسیای میانه این قیام که طرفدارانش توانسته بودند تا 1930 مقاومت کنند، سرکوب شد.

 بعد از مرگ لنین در 1924 استالین به قدرت رسید و رهبران حزبی را که مورد اعتمادش بودند برای جمهوری های آسیای میانه انتخاب کرد.او نام شهرها را تغییر داد مثلاً در آسیای میانه دوشنبه را به استالین آباد و خجند را به لنین آباد تبدیل کرد و الفبای عربی را منسوخ کرد و به جای آن الفبای روسی را در کتاب های درسی گنجانید. بعد از مرگ استالین خروشچف در شوروی مصدر کار شد و برای جلوگیری از قیام مردم آسیای میانه دستور داد مجسمه های رودکی و ابن سینا و سایر رجال علمی محلی را در میدان ها نصب کنند اما دیگر دیر شده بود. در زمان گورباچف با دادن مختصر آزادی سیاسی فتیله انفجار به ماده منفجره رسید و قیام های ضدکمونیستی آغاز شد به طوری که در 1991 بعد از فروپاشی شوروی رهبران حزبی مجبور شدند با تغییر نام حزب و تولد احزاب جدید خود به ریاست جمهوری برسند به طوری که اسلام کریم اف رهبر ازبکستان برای جلب نظر عمومی دستور داد 1996 را سال تیمور لنگ اعلام کنند. آن سال به عنوان شصت و ششمین سالگرد حکومت تیمور لنگ در تاشکند جشن گرفته شد و در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان مجسمه فردوسی به جای مجسمه لنین نصب شد و در ترکمنستان از افتخارات مردم ترکمن به خوبی یاد شد و در سایر جمهوری ها نیز مراسمی که افتخارات ملی را به خوبی جلوه می داد، برپا شد.

منابع؛----------------------------

1- اقوام مسلمان اتحاد شوروی، نوشته شیرین آکینر، ترجمه محمدحسین آریا، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1367

2- ملیت های شوروی، زیر نظر گراهام اسمیت، ترجمه میرحسین سرشار، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1375

3- مساله اقلیت های ملی در شوروی، آوتور خانف، ترجمه فتح الله دیده بان، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 1371

4- تحولات سیاسی در اتحاد شوروی از برژنف تا گورباچف، نوشته یان دار بی شر، ترجمه هرمز همایون پور، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 1371

5- ایران در دوره سلطنت قاجار، تالیف علی اصغر شمیم، انتشارات علمی، تهران، 1322



پیکار با پانترکیسم و تجزیه طلبی

علی رضا قره باغی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :