تبلیغات
آنا یوردوم ایران

آنا یوردوم ایران

پاینده باد سرزمین مادری ام ایران

هشدار ارمنستان به دولت باکو

هشدار ارمنستان به دولت باکو

 

خبرگزاری آران / سرویس آذربایجان : سخنگوی رئیس جمهوری ارمنستان هشدار داد در صورت عملی شدن تهدیدات آذربایجان در خصوص استفاده از توان نظامی برای حل مناقشه قره باغ، ایروان نیز استقلال جمهوری قره باغ كوهستانی را به رسمیت خواهد شناخت.
ارمنستان دوشنبه تهدید کرد اگر آذربایجان در منطقه قره باغ اقدام نظامی کند، این منطقه را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت خواهد شناخت.
سامول فرمانیان سخنگوی ریاست جمهوری ارمنستان گفت: ایروان مدت طولانی قره باغ را فقط به این علت به عنوان کشور مستقل به رسمیت نشناخت که مبادا به مانعی در روند مذاکرات صلح تبدیل شود.
وی افزود اگر مذاکرات صلح به شکست بینجامد و اقدامات نظامی آغاز شود هیچ چیز مانع از آن نخواهد شد که ارمنستان استقلال قره باغ را به رسمیت بشناسد.
تنشها درباره منطقه قره باغ پس از آن آغاز شد که ارمنستان و ترکیه متحد نزدیک آذربایجان
قراردادی تاریخی برای برقراری روابط دیپلماتیک و بازگشایی مرز خود امضا کردند.
خبرگزاری آذربایجان شنبه به نقل از الهام علیف رئیس جمهور این کشور گفت باکو حق دارد
در صورتی که مذاکرات صلح به شکست بینجامد، قره باغ را با زور بازپس گیرد.
میانجی‌های بین المللی در بیانیه‌ای پس از مذاکرات اعلام کردند پیشرفتهایی صورت گرفته اما برخی مسائل هنوز حل نشده است.
نیروهای قومی ارمنستان با حمایت ایروان در دهه 1990 کنترل منطقه قره باغ و هفت بخش اطراف آن را از آذربایجان به دست گرفتند.
نیروهای ارمنستان و آذربایجان در دو طرف خط آتش بس بین در منطقه قره باغ مستقر هستند و اغلب در فاصله نزدیک با هم درگیر می ‌شوند و تیراندازی رایج است.
به گزارش خبرگزاری ترندنیوز، رسانه‌های آذربایجان دوشنبه گزارش دادند یک غیرنظامی آذربایجانی به ضرب گلوله نیروهای ارمنستان در مرز قره باغ کشته شده است اما نیروهای طرف مقابل، چنین گزارشهایی را تکذیب می‌کنند.


تاریخ درخشان ایران زمین

تجلیل دکتر علی اکبر ولایتی از کوروش بزرگ و خشایارشا

دکتر علی اکبر ولایتی، وزیر سابق امور خارجه و از پژوهشگران تاریخ تمدن ایران و اسلام، در ادامه مباحث تاریخی خود در برنامه دو قدم مانده به صبح، با بیان سرفصل‌هایی از مکتب فارس به این نکته اشاره کرد که بسیاری از جهانیان و به ویژه اعراب، ایران را به نام «پارس» یا «فارس» می‌شناسند.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، وی با برشمردن خدمات مکتب فارس به علم، فرهنگ، هنر و مذهب در ایران زمین، تخت جمشید را نمادی برجسته از تاریخ این مکتب برشمرد.

ولایتی که مدت‌هاست یکشنبه‌ شب‌ها، مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح محمد صالح‌علا است، در هفته‌‌های اخیر با اشاره به مکاتب خراسان و اصفهان و با برشمردن گزیده‌هایی از بزرگی‌ها و خدمات این دو نقطه مهم ایران اسلامی، بحث مکتب فارس را به بررسی تاریخی با قدمت بیش از دو هزار و پانصد سال تمدن و فرهنگ ایرانی آغاز کرد.

وی درباره مکتب فارس با تجلیل از خدمات انجام گرفته توسط پادشاهان آن دوران، گفت: آنچه در نقوش برجسته تخت جمشید دیده‌ می‌شود، همه نشانه پاکی و بزرگی است و برعکس مکاتب غربی مانند یونان و روم و یا مصر، زنان عریان و یا بداخلاقی و یا نقوش بردگی و بندگی در آنها دیده نمی‌شود.

بنا بر این گزارش مشاور رهبر انقلاب، از حرمت‌ نگاه داشتن زنان در آن دوران به نیکی سخن گفت و با خواندن دو متن منسوب به کوروش و خشایار درباره یکتاپرستی ایرانیان و دعا برای کشوری که مردم آن پاک نهاد هستند، از عظمت، مجد و شکوه ایرانیان و پادشاهان آن دوران به فضل و نیکی یاد کرد و گفت: اینها همه در حالی روی داده است که در یونان، می‌بینیم که رب‌النوع‌های بسیاری آفریده شده و خدا به صورت یکتاپرستی و واحد دیده نمی‌شود.

وی به عدم بردگی و کاربرد خشونت ـ با توجه به آنچه از پادشاهان و آثار باستانی تخت‌جمشید باقی مانده است ـ اشاره کرد و گفت: این موضوع در تمدن‌های یونان و روم برعکس بوده است و برای نمونه، توحش و بردگی در مسائلی چون نبرد گلادیاتورها و خشونت و بداخلاقی برای کشتار انسان‌ها، تفاوت آن عصر پرشکوه را با تمدن‌های غربی نشان می‌دهد.

بر این اساس و با توجه به صراحت و شفافیت در سخنان دکتر علی‌اکبر ولایتی، می‌توان گفت که این سخنان در نوع خود کم نظیر است. در حالی که در سخنان، مکتوبات و بسیاری از نشست‌های سیاسی و علمی و حتی دینی در سال‌های گذشته، همه شاهان در تاریخ ایران منفور شناخته می‌شدند، سخنان ولایتی، پرده از واقعیت‌هایی بر‌می‌دارد که مدتهاست عده‌ای تلاش می‌کنند، نادیده گرفته شود.

دکتر ولایتی که با حضورش در برنامه دو قدم مانده به صبح، مخاطبان بسیاری را به سوی خود متوجه ساخته است، دو هفته پیش در المپیاد نجوم و در میان شرکت‌کنندگان خارجی با برشمردن خدمات ایرانیان مسلمان به علم نجوم و ریاضی، گوشه‌هایی از تاریخ پر عظمت علمی کشور را بازگو کرد.

گفتنی است، تلاش دکتر ولایتی در این زمینه که با استدلالات علمی و پژوهشی همراه است، برای نسل جوان و حتی نسل اول و دوم انقلاب اسلامی، سخنان نویی است که روشنتر از همیشه و با نگاهی منطقی و به دور از تعصب به تاریخ پر فراز و نشیب ایران نگریسته و حتما قابل ستایش است.

 

منبع : تابناک


جزایر سه گانه ایرانی

ایران از هزاران سال گذشته بر بسیاری از جزیره های ارزشمند و استراتژیك از جمله بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك، در تنگه هرمز و دهانه خلیج فارس حاكمیت و مالكیت دارد.

دولت ایران در چند سال گذشته تلاش گسترده یی در راستای استقرار آشتی و پایداری در منطقه و تنش زدایی انجام داده است، ولی حاكمان امارات عربی متحده باز هم بر تكرار ادعاهای نادرست درباره جزیره های تنب و بوموسا، پایداری می ورزند؛ و این ادعاهای بیهوده، روندی جدی و فراگیرتر از گذشته به خود گرفته است.

سه دهه از ایجاد كشور امارات عربی متحده توسط بریتانیا نمی گذرد و بایستی دانسته شود، سرزمینی به نام امارات بخشی از خاك ایران به شمار می رفته است كه در اثر عدم شایستگی رژیم های پیشین ایران از خاك میهن جدا شده و همراه با زمینه سازی كه برای امروز ایران فراهم آمده بود، نام امارات عربی متحده به خود گرفت.

بنابراین تاریخ این كشور كوچك نه تنها در برابر فرهنگ باشكوه ده هزار ساله و بیشتر ایران جایی برای سخن گفتن ندارد، بلكه با توجه به پیشینه كوتاه تاریخی، جمعیت اندك و نداشتن توان سیاسی و نظامی، هیچ گاه توان رویارویی با ایران را نخواهد داشت. در این میان، پیشینه تاریخی، نقش ژئوپولتیك كرانه یی یك هزار و هشتصد كیلومتری ایران و وزن بازرگانی اقتصادی ایرانیان امارات هم توسط شیخ های عرب، قابل پرده پوشی نیست، توان هایی كه می تواند در هنگام بایسته در راستای بهره مندی ملی ایران به كار آید.

جزیره های بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك، دارای جایگاه كلیدی، ژئوپولتیك و استراتژیك، در نگهداری امنیت و آزادی كشتیرانی بر پایه حقوق بین الملل هستند.

تمامی صادرات نفت ایران و ۸۰ درصد بازرگانی خارجی ایران از راه خلیج فارس و تنگه هرمز انجام می شود؛ به همین رو، جزیره های ایرانی از دیدگاه آزادی كشتیرانی جهانی، پشتیبانی از صادرات نفتی ایران و در سطح كلان، بازرگانی خارجی از ارزش ویژه یی برخوردارند. بنابراین كنترل آنها توسط ایران در راستای تضمین آزادی كشتیرانی جهانی، پشتیبانی از بهره مندی های ملی ایران و كشورهای منطقه خلیج فارس است.

بررسی ها، پژوهش ها، كاوش های باستان شناسی و اسناد تاریخی و حقوقی انجام شده تاكنون، نشانگر آن است كه از هزاره دوم پیش از میلاد، جزیره های بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك همانند دیگر جزایر دریای پارس توسط ایرانیان اداره می شده و در قلمروی امپراتوری ایران بوده است.

خلیج فارس و جزیره های آن در دوران عیلامی زیر چیرگی این دودمان بوده است. همچنین از دوران های ماد، هخامنشی، اشكانی، ساسانی، اسلامی و بعد نیز پیوسته بخشی از خاك ایران بوده اند كه اسناد نوشتاری و سنگ نوشته های هخامنشی بیستون و تخت جمشید ایران و سنگ نوشته های تل المسخوته مصر، گواه بر این ادعا است.

جزیره های تنب و بوموسا در خلیج فارس بر پایه اسناد تاریخی و حقوقی از روزگار باستان در حاكمیت و مالكیت ایران بوده و هست، ولی به هنگام ناتوانی ایران، پرتغالی ها در سال ۱۵۰۷ م، جزیره های هرمز، كیش، قشم، بحرین، بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك را اشغال و بر همه كرانه ها و جزیره های دریای پارس حاكم شدند. حاكمیت آنان بر این كرانه ها و جزیره ها نزدیك به یك سده ادامه یافت و این دوران بسیار درازتر از دورانی است كه قبیله های كرانه های مسندم، از جمله قاسمی ها، از كرانه ها و جزیره های مورد ادعای امارات عربی متحده بازدید می كردند تا اینكه با توانمند شدن امپراتوری صفوی، چیرگی پرتغالیان در خلیج فارس و دریای عمان پایان یافت.

بنابراین می توان گفت چرا یك ادعای خیالی از سوی كشور پرتغال در آن دوران یا در دوران كنونی نسبت به هر بخش در دریای پارس به دلیل اینكه نزدیك به یك سده در آن جا حاكمیت داشته اند، حتی قابل تصور نیست، ولی یك ادعای همانند از سوی امارات عربی متحده بر رهنمونی یكسان می تواند قابل پذیرش باشد؟ و آن اینكه نیاكان قبیله یی آنان و به گفته سرآرنولد ویلسن انگلیسی، امرای جزء خلیج فارس كه توانایی و شكوه نادرشاه افشار آنها را بر سر جای شان نشانده و از ترس او جرات تجاوز نداشتند، چند سده پیش برای زمان كوتاهی از بخش های مورد ادعای امروزی آنان دیدن كرده یا برای زمان اندكی در آنجا سكونت و از سوی ایران حكومت كردند آن هم در دوران كوتاهی پس از كشته شدن نادرشاه افشار در سال ۱۷۸۰ م، كه ایران سر و سامان درستی نداشت.دسترسی به تنگه هرمز و ارزش نظامی چیرگی بر این مجموعه جزیره ها، انگیزه یی شد تا انگلستان از آغاز سده ۱۹ م، بر این جزیره ها چشم طمع بدوزد.اشغال موقت و در دست گرفتن جزیره های تنب و بوموسای ایران در سال ۱۹۰۳ م، توسط دولت انگلستان، به دو سازه؛ بازسازی و نیرومند شدن نیروی دریایی ایران و تلاش روسیه تزاری برای دست یافتن به آب های گرم دریای پارس، بستگی داشته است.ایران با وجود نداشتن توان بایسته برای رسیدن به آرمان های خود دست به كارهایی زد كه انگلستان را نگران ساخت. در ۱۱ سپتامبر ۱۸۸۷ م، دولت ایران حاكم بندرلنگه را كه از قبیله قاسمی راس الخیمه و خراجگزار ایران بود و جزیره های بوموسا، تنب بزرگ و تنب كوچك را در اداره خود داشت بركنار كرد.

ایرانیان در درازای سال ها، همواره به این اشغالگری ها، به گونه نوشتاری رسمی و نیز حضور نظامیان و كاركنان دولت و برافراشتن پرچم ایران در جزیره ها و همچنین به روش حقوقی به ویژه از دیدگاه حقوق بین الملل، واكنش نشان داده اند. تا آنكه بریتانیا در شانزدهم ژانویه ۱۹۶۸ م، تصمیم گرفت خلیج فارس را ترك كند.مهمترین دلیل ایران برای بازستاندن جزیره های تنب و بوموسا، حقوق تاریخی ایران بر پایه حقوق بین الملل نسبت به آنها بود زیرا جزایر تا آخر سده نوزدهم میلادی در حاكمیت ایران بود. در اسناد و مدارك دولت بریتانیا شامل گزارش ها و نشریه های رسمی نقشه های رسمی و نیمه رسمی كه از سوی وزارتخانه های جنگ و خارجه و همچنین نیروی دریایی دولت انگلیسی هند و شركت هند خاوری تا سال ۱۹۰۲ م تهیه شده تعلق جزایر تنب و بوموسا به ایران مورد تایید قرار گرفته است.در سال ۱۸۸۶ م، نقشه ایران به دستور وزیر امور خارجه بریتانیا در وزارت جنگ این كشور تهیه و نسخه یی از آن تقدیم ناصرالدین شاه قاجار شد. هنگامی كه شاه جزایر تنب و بوموسا را در نقشه به رنگ ایران دید، گفت كه به گواهی بریتانیا این جزیره ها بخشی از ایران است. وزیر مختار بریتانیا كه نقشه را به شاه پیشكش كرده بود در برابر سخنان شاه سكوت اختیار كرد. بریتانیا نه تنها هیچ گونه اعتراضی درباره تفسیر ناصرالدین شاه از نقشه نكرد بلكه این نقشه دو بار دیگر نیز در سال های ۱۸۹۱ و ۱۸۹۸ م، چاپ شد. در این چاپ ها نیز تغییری در رنگ جزایر داده نشده بود.

پس از ۶۸ سال تلاش دولت ایران برای بازگرداندن جزیره ها سرانجام در سال ۱۹۷۱ م، انگلستان پذیرفت كه در چارچوب توافق های قانونی و بستن پیمان ویژه، این جزیره ها به ایران بازگردانده شوند. در آن زمان دولتی به نام امارات عربی متحده وجود نداشت و انگلستان سرپرست یا قیم امیرنشین های شارجه و راس الخیمه بود و بازگشت جزیره ها به ایران قانونی و بر پایه حقوق بین الملل بوده است. به همین رو امارات عربی متحده به گونه قانونی نمی تواند ادعای سرزمینی را داشته باشد كه پیش از موجودیت یافتن دولت امارات عربی متحده به شیوه قانونی به ایران بازگردانده شده است، یعنی كار جزیره های مورد ادعا پیش از تشكیل امارات، به گونه قانونی روشن شده است. بر پایه سازش به دست آمده ایران می توانست در اجرای یادداشت تفاهم ۲۵ نوامبر ۱۹۷۱ م/ ۴ آذر ۱۳۵۰ خ، حاكمیت خود بر جزایر سه گانه را از سر گیرد. دو روز پیش از پایان زمان پیمان تحت الحمایگی بریتانیا با شارجه و راس الخیمه در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ م/ ۹ آذر ۱۳۵۰ خ، جزیره های بوموسا و تنب بزرگ و تنب كوچك، پس از ۶۸ سال از اشغال بیرون آمده و به میهن بازگردانده شدند.

در درازای ۳۵ سال گذشته پس از انتقال قانونی جزایر سه گانه به ایران در دسامبر ۱۹۷۱ م، كشورهای عراق، لیبی و یمن و یاسر عرفات به نمایندگی از فلسطینی ها، شكایتی علیه ایران به سازمان ملل متحد ارائه كردند كه شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از بررسی، این شكایت را بی اعتبار دانست و رد كرد. پس از این گام مهمترین واكنش عرب ها نسبت به جزایر سه گانه به جنگ عراق علیه ایران بازمی گردد كه صدام حسین در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ خ، در برابر مجلس ملی عراق پیمان نامه ۱۹۷۵ م، خود با ایران را باطل اعلام كرد و در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خ، یورش نظامی خود به ایران را آغاز كرد و در ۵ مهر ۱۳۵۹ خ، یكی از شرایط سه گانه پایان جنگ را افزون بر جداسازی خوزستان و حاكمیت كامل بر اروندرود، واگذاری جزیره های تنب و بوموسا به عرب ها عنوان كرد.

در ۳۱ مرداد ۱۳۷۱ خ/ آوریل ۱۹۹۲ م، كه مسوولان ایرانی از پیاده شدن بعضی افراد در جزیره بوموسا، جلوگیری كردند كوشش های دیپلماتیك تازه یی در این زمینه آغاز شد به منظور حسن اجرای یادداشت تفاهم درباره جزیره بوموسا، ایران و امارات عربی متحده كه عهده دار امور خارجه شارجه است از ۲۷ شهریور ۱۳۷۱ خ، به گفت وشنود پرداختند كه در مهرماه بی هیچ نتیجه یی این گفت وشنودها متوقف شد. از آن زمان این موضوع هر از گاهی در نشست كارشناسان سازمان های منطقه یی مطرح شده و مقام های عربی به آن پرداخته اند.

از دیدگاه ایران دشواری های اجرای یادداشت تفاهم درباره بوموسا را می توان از راه گفت وشنود با امارات عربی متحده برطرف ساخت ولی امارات و دیگر كشورهای عربی بایستی بدانند و بپذیرند كه جزایر سه گانه همواره جزء لاینفك خاك ایران بوده و خواهند بود؛ و هرگونه ادعایی علیه تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران مردود و محكوم است. بنابر نگرش دولت ایران اشغالگری انگلستان در سال ۱۹۰۳ م، حق حاكمیتی به زیان ایران پدید نیاورده است. همچنین سازش سیاسی ۱۹۷۱ م، با بریتانیا كشمكش ارضی بر سر جزیره های ایرانی را كه انگیزه رویارویی با آن دولت شده بود برای همیشه برطرف ساخت.

لازم به ذكر است این مقاله در هفدهمین همایش بین المللی خلیج فارس ارائه شده و همان طور كه ملاحظه كرده اید پژوهشگر محترم نام ابوموسی را بوموسا خوانده است.

 

 

ایرج افشار سیستانی نویسنده وپژوهشگر در زمینه ایران شناسی

منبع : http://www.persiangulfstudies.com/

 


Cyrus the Great

Cyrus the Great


 

Cyrus (580-529 BC) was the first Achaemenian Emperor. He founded Persia by uniting the two original Iranian Tribes- the Medes and the Persians. Although he was known to be a great conqueror, who at one point controlled one of the greatest Empires ever seen, he is best remembered for his unprecedented tolerance and magnanimous attitude towards those he defeated.

Upon his victory over the Medes, he founded a government for his new kingdom, incorporating both Median and Persian nobles as civilian officials. The conquest of Asia Minor completed, he led his armies to the eastern frontiers. Hyrcania and Parthia were already part of the Median Kingdom. Further east, he conquered Drangiana, Arachosia, Margiana and Bactria. After crossing the Oxus, he reached the Jaxartes, where he built fortified towns with the object of defending the farthest frontier of his kingdom against nomadic tribes of Central Asia. The victories to the east led him again to the west and sounded the hour for attack on Babylon and Egypt. When he conquered Babylon, he did so to cheers from the Jewish Community, who welcomed him as a liberator- he allowed the Jews to return to the promised Land. He showed great forbearance and respect towards the religious beliefs and cultural traditions of other races. These qualities earned him the respect and homage of all the people over whom he ruled.

As Prof. Richard Frye of Harvard said (in The Heritage of Persia, p10-151):

 

"In the victories of the Persians... what was different was the new policy of reconciliation and together with this was the prime aim of Cyrus to establish a pax Achaemenica..... If one were to assess the achievements of the Achaemenid Persians, surely the concept of One World, .... the fusion of peoples and cultures in one 'Oecumen' was one of their important legacies"

The victory over Babylonia expressed all the facets of the policy of conciliation which Cyrus had followed until then. He presented himself not as a conqueror, but a liberator and the legitimate successor to the crown. He took the title of "King of Babylon_ King of the Land". Cyrus had no thought of forcing conquered people into a single mould, and had the wisdom to leave unchanged the institution of each kingdom he attached to the Persian Crown. In 537 BC he allowed more than 40,000 Jews to leave Babylon and return to Palestine. This step was in line with his policy to bring peace to Mankind. A new wind was blowing from the east, carrying away the cries and humility of defeated and murdered victims, extinguishing the fires of sacked cities, and liberating nations from slavery.

Cyrus was upright, a great leader of men, generous and benelovent. The Hellenes, whom he conquered regarded him as 'Law-giver' and the Jews as 'the annointed of the Lord'.

Prior to his death, he founded a new capital city at Pasargade in Fars. and had established a government for his Empire. He appointed a governor (satrap) to represent him in each province, however the administration, legistlation, and cultural activities of each province was the responsibility of the Satraps. Accoding to Xenophon Cyrus is also reputed to have devised the first postal system, (Achaemenide achievements).

His doctrines were adopted by the future emperors of the Achaemenian dynasty. Darius I (521-486 BC) brought together skills and craftsmen from all over the empire in building the city of Persepolis.

www.oznet.net


روز جهانی کوروش بزرگ

روز جهانی کوروش بزرگ

 بیست و نهم اكتبر روز جهانی كوروش (سایرس دی) نام گذاری شده است كه از دیرباز پارسیان، یهودیان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامی داشته و رعایت می كنند.
     این روز به مناسبت تكمیل تصرف امپراتوری بابل به دست ارتش ایران (29 اكتبر سال 539 پیش از میلاد) و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان برقرار شده است . 2548 سال پیش در همین ماه اعلامیه تاریخی كوروش بزرگ در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافت كه نخستین سنگ بنای یك دولت مشترك المنافع جهانی و هر سازمان بین المللی بشمار می آید. حقوق انسان از دیدگاه کوروش همان زمان مکتوب شده است که موجود است و استوانه کوروش نامیده می شود.

به قلم دکتر نوشیروان کیهانی زاده


مناقشه قره باغ

بازگردانی اراضی آذربایجان ،  بلوف یا واقعیت؟
 
اخبار مربوط به مساله بازگردانی بخش‌های اطراف قره باغ از سوی ارمنستان به آذربایجان مجددا توجه رسانه‌ها و مطبوعات را بسوی خود جلب كرده و مطرح شدن طرح‌هایی در رابطه با آوارگان و جنگزدگان نیز حكایت از نزدیك شدن تحقق این روند دارد.
از سوی دیگر، مساله قره‌باغ در مذاكرات انجام شده بین تركیه و ارمنستان بطور مداوم مطرح شده است. تركیه تاكید می‌كند كه منافع آذربایجان را در این مذاكرات مورد توجه قرار خواهد داد. رییس جمهور، نخست وزیر و وزیر خارجه تركیه به كرات اعلام كرده‌اند كه گشایش مرزهای تركیه با ارمنستان تنها مساله‌ای نیست كه در این مذاكرات حل و فصل خواهد شد.
قفابیل حسینلی معاون حزب مساوات و كارشناس مسایل سیاسی در مصاحبه با روزنامه « ینی مساوات» در ارتباط با تحقق یا عدم تحقق بازگردانی بخش‌های اطراف قره‌باغ به آذربایجان، گفته است:
اخبار در رابطه با مذاكرات برای بازگردانی بخش كلبجر نیز به مطبوعات درز كرده است. در حال حاضر هم آذربایجان و هم ارمنستان تحت فشار قرار دارند. روسیه نیز هر چند تمایل كاملی نسبت به این مساله ندارد، ولی با آن موافقت می‌كند. آمریكا و فرانسه ( روسای دیگر گروع مینسك ) نیز امتیازات اصلی را به روسیه داده‌اند و تحت این شرایط، موضع روسیه تعیین كننده خواهد بود و مساله بازگردانی 5 بخش در اطراف قره‌باغ نیز امكان‌پذیر است.
الخان مهدی‌اف یكی دیگر از كارشناسان سیاسی نیز علیرغم امكان‌پذیر دانستن بازگردانی 5 بخش داطراف قره‌باغ به آذربایجان، از زوایه دیگری به این مساله نگاه می‌كند:
تركیه تلاش زیادی در این زمینه بذل می‌كند و این نیز ناشی از تمایل این كشور به بازگشایی مرزهای خود با ارمنستان و برقراری مناسبات دیپلماتیك با آن كشور است. مذاكراتی در خصوص بازگردانی 5 بخش اشغالی در اطراف قره‌باغ جریان دارد. طرف ارمنی تخت شرایط كنونی مایل به خروج از اراضی تحت اشغال خود نیست و خواستار موافقت آذربایجان با برگزاری رفراندوم در قره‌باغ است. ارمنستان با توجه به اینكه آذربایجان 10 سال پیش صرفا در مورد خودمختاری مذاكره می‌كرد و اكنون به اعطای حق تعین سرنوشت و بالاترین سطح خودمختاری به قره‌باغ علاقمندی نشان می‌دهد، مایل به طولانی كردن مساله است و روند جاری به گونه‌ای كه آنها می‌خواهند پیش می‌رود. چنانچه به مذاكرات باصطلاح صلحی كه از سال 1994 میلادی آغاز شده است، نظر بیافكنیم، ملاحظه خواهیم كرد كه خواسته‌های آنها ( ارامنه) گام به گام برآورده شده است. ارمنستان اكنون نیز حاضر به بازگردانی بخش‌های مجاور قره‌باغ به آذربایجان است، ولی مشروط به اینكه قره‌باغ به ارمنستان ملحق شود.
به عقیده این كارشناس سیاسی، بازگردانی 5 بخش اشغالی پیروزی نیست، ولی حكومت آذربایجان بازگردانی یك روستا را نیز به عنوان پیروزی تبلیغ خواهد كرد: « بازگردانی 5 بخش اشغالی در واقع برای متعهد كردن آذربایجان به حل صرفا مسالمت‌آمیز مساله خواهد بود.»
مناقشه ارضی قره باغ بین ارمنستان و آذربایجان در سال 1988 آغاز شد. در آن زمان منطقه کوهستانی قره باغ که بیشتر ساکنین آن را ارامنه تشکیل می دادند، اعلام کرد که از ترکیب آذربایجان خارج می شود. روز 10 دسامبر سال 1991 در قره باغ رفراندومی برگزار شد که طی آن بیشتر مردم خواستار کسب استقلال کامل از آذربایجان شدند.
بدنبال آن، اقدامات گسترده نظامی آغاز شدند که در نتیجه آذربایجان کنترل بر منطقه قره باغ و هفت منطقه پیرامون آن را از دست داد. از روز 12 ماه مه 1994 پس از امضای قرارداد صلح در بیشکک اقدامات نظامی در منطقه مناقشه که در نتیجه آن حدود 15 هزار نفر کشته و حدود 1 میلیون نفر مجبور به ترک خانه های خود شده بودند، متوقف شد. 
از سال 1992 تا به امروز مذاکراتی برای حل مسالمت آمیز مناقشه در چارچوب گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا انجام می شوند. ریاست این گروه را روسیه، آمریکا و فرانسه بر عهده دارند.
 
منبع : www.arannews.ir
 
 


قفقاز در بستر تاریخ

برگزاری همایش بین المللی قفقاز در بسترتاریخ در تبریز
 
درمراسم افتتاحیه این همایش که از ساعت 9 صبح 28 مهر ماه در تالار شایان مهر دانشکده پزشکی برگزار خواهد شد علاوه بر سخنرانی مسئولین استانی یکی از شخصیتهای علمی کشوری نیز به ایراد سخن خواهند پرداخت.
مسئول دبیر خانه و دبیر اجرایی همایش بین المللی قفقازدر بستر تاریخ از برگزاری این همایش طی روزهای 28 و 29 مهر ماه سال جاری در تبریز خبرداد.
حسن گلی در گفتگو با خبرنگاران با اعلام اینکه پس از انتشار فراخوان مقاله در فروردین ماه 88 ،طی مهلت تعیین شده 350چکیده مقاله داخلی و 50چکیده مقاله خارجی به دبیر خانه رسید ؛ اظهار داشت از بین چکیده مقالات رسیده از صاحبان 270 چکیده مقاله خواسته شد تا اصل مقالات خود را ارسال نمایند که پس از آن 150 مقاله داخلی و 20مقاله خارجی از کشورهای مختلف به ویژه جمهوریهای حوزه قفقاز  وصول گردید.
مسئول دبیر خانه همایش بین المللی قفقاز در بستر تاریخ در خصوص تعداد و نحوه انتخاب مقالات برتر گفت : از بین 150مقاله رسیده بیش از یکصد مقاله با توجه به محورهای تعیین شده در فراخوان مقاله، به داوری ارجاع گردید؛ پس از اعلام نظر داوران که از برجسته ترین اساتید کشور بودند ،کمیته علمی طی دو جلسه 18 مقاله داخلی را برای ارائه بصورت سخنرانی و حدود 50 مقاله را برای چاپ در مجموعه مقالات انتخاب نمود. ضمن اینکه دراین همایش چندین مقاله خارجی از اساتید و پژوهشگران کشورهای روسیه ،ترکیه ،جمهوری آذربایجان ،گرجستان و... بصورت سخنرانی ارائه خواهد شد .
سردبیر فصلنامه تحقیقی مطالعاتی آران افزود : درمراسم افتتاحیه این همایش که از ساعت 9 صبح 28 مهر ماه در تالار شایان مهر دانشکده پزشکی برگزار خواهد شد علاوه بر سخنرانی مسئولین استانی یکی از شخصیتهای علمی کشوری نیز به ایراد سخن خواهند پرداخت.
دبیر اجرایی این همایش بین المللی از برگزاری نمایشگاه عکس ،اسناد تاریخی و کتاب قفقاز در جنب این همایش خبر داد و یاد آور شد دبیر خانه همایش تلاش می نماید دبیر خانه دائمی مطالعات قفقاز با مشارکت تمام دانشگاههای منطقه در تبریز تشکیل گردد.
حسن گلی در پایان تاکید نمود : همایش بین المللی قفقاز در بستر تاریخ توسط موسسه فرهنگی آران و گروه تاریخ دانشگاه تبریز و با مشارکت تعدادی از دانشگاهها ،موسسات پژوهشی و نشریات منطقه ،طی روزهای 28و 29 مهرماه برگزار خواهد گردید که ایجاد فضای هم اندیشی برای صاحب نظران داخلی و خارجی ،ایجاد فضای علمی جهت بررسی مستندات تاریخی ،تبیین علمی حقایق تاریخی به منظور شفاف سازی تحریفات تاریخی منطقه قفقاز، تقویت پیوندهای تارخی و دینی ایران و کشورهای حوزه قفقاز ،شناسایی موانع موجود در خصوص گسترش روابط همه جانبه ایران و کشورهای منطقه قفقازو... از اهم اهداف این همایش علمی محسوب می گردد.


اعتراض دولت باکو به ترکیه

جلوگیری ترکیه از ورود پرچم جمهوری آذربایجان به ورزشگاه

خبرگزاری آران / سرویس آذربایجان : آذربایجان به ترکیه اعتراض رسمی نمود.
وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان روز گذشته با صدور بیانیه به اقدام آنکارا در جلوگیری از ورود پرچم این کشور به ورزشگاه شهر بورسا محل برگزاری دیدار تیمهای ملی فوتبال ترکیه و ارمنستان اعتراض کرد.
آراز عظیم اف معاون وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان، یهات جیوان ار کاردار سفارت ترکیه در باکو را به وزارت امور خارجه احضار نمود.
طی این دیدار اعتراض رسمی وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان به خاطر بی احترامی به پرچمهای ملی آذربایجان در 14 اکتبر و در حین بازی تیمهای ملی فوتبال ترکیه - ارمنستان به وی ابلاغ شده است.
دیدار تیمهای ملی فوتبال ترکیه و ارمنستان دو شب پیش در شهر بورسا ترکیه با حضور رئیسان جمهور دو کشور برگزار شد.
دولت ترکیه چند روز پیش از برگزاری این مسابقه اعلام کرده بود در این مسابقه هیچ تماشاگری حق حمل پرچم جمهوری آذربایجان را ندارد. ماموران انتظامی ورزشگاه بورسا پرچمهای جمهوری آذربایجان را از دست برخی از تماشاگران در ورودی این ورزشگاه جمع آوری کردند.
این در حالی است که "ضیافت عسگراف" معاون پارلمان جمهوری آذربایجان دیروز امضای توافقنامه عادی سازی روابط بین ترکیه و ارمنستان را به خنجر از پشت زدن مقامات ترکیه به جمهوری آذربایجان تعبیر کرد. اعضای چند گروه سیاسی جمهوری آذربایجان هم در روزهای گذشته با تجمع در برابر سفارت ترکیه در باکو به امضای این توافقنامه اعتراض کردند.

 

 


موسیقی عاشیقلار

موسیقی عاشیقلار به نام دیگران

تابناک : چند روزی بیشتر نیست که شاهد ثبت پرسش برانگیز موسیقی زیبای «عاشیقلار» آذربایجان ـ یادگاری از دوره شاه اسماعیل صفوی ـ به عنوان یکی از ارزشمندترین میراث معنوی ایران زمین، به نام کشوری هستیم که در تاریخ نه سرزمین آذربایجان، بلکه همواره با نام «اران» و «شروان» نامیده شده است.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، همان گونه که تلاش‌های پیگیر ترکیه را در ترک معرفی کردن مولانای پارسی گوی و تلاش‌های کشورهای عرب در تملک دانشمندان ایرانی از جمله بوعلی سینا، رازی، بیرونی و ... و غارت پنهان و آشکار و حراج میراث فرهنگی ارزشمند ایران زمین به وسیله بسیاری از کشورهای دنیا به ویژه روسیه و انگلیس را شاهد بوده‌ایم، اکنون قرعه دست‌اندازی بر میراث ایرانیان، به نام مناطق نیمه شمالی ایران زمین خورده است.

موسیقی «عاشیقلار» که با زیبایی و حرکت و ریتمی بسیار دلنشین، قرن‌هاست در منطقه آذربایجان اصیل و حقیقی ـ شامل تبریز، ارومیه و اردبیل ـ نواخته می‌شود و ترنم آن تار و پود وجود همه ایرانیان آذری زبان و غیر آذری زبان را به وجد و تحسین وامی‌دارد، با تلاش‌های پیگیر و بی سر و صدای دولت اران و شروان تاریخی ـ آذربایجان کنونی ـ و انفعال و بی تفاوتی مسئولان ایرانی با نام آن کشور به ثبت جهانی رسیده است.

بنا بر این گزارش، با وجود تعلق انکار نشدنی تاریخی سرزمین‌های جدا شده شمال ارس از سرزمین اصلی ایران و به دنبال آن، بهره‌گیری این مناطق از بسیاری از دستاوردهای فرهنگی تاریخی ایران بزرگ، از جمله موسیقی عاشیقلار آذربایجان حقیقی، نمی‌توان پذیرفت که مسئولان ایرانی بگویند ما در تلاشیم از دولت باکو خواهش کنیم که ایران را هم در میراث معنوی موسیقی عاشیقلار با آنها شریک کرده و به نام هر دو ثبت کنند!



در حالی که ایران خود را متعهد به فرستادن كمك انسان دوستانه كمیته امداد حضرت امام(ره) به محرومان آن سوی ارس می‌داند، در حوزه فرهنگی بسیاری از نمادهای فرهنگی ـ تاریخی ایران زمین در ایران شمالی تاریخی، از جمله شاعر بزرگ پارسی گوی نظامی گنجوی و زادگاه او با غفلت و بی توجهی کامل از سوی مسئولان امر در کشورمان روبه‌رو شده‌اند.

حال پرسش اینجاست که چرا سازمان میراث فرهنگی در معرفی، ثبت و تبلیغ برای خانه و زادگاه نظامی گنجوی ـ همان گونه که خود نوشته در روستای تاد شهرستان تفرش ایران است ـ نه تنها هیچ حرکتی انجام نمی‌دهد، بلکه حتی این خانه بسیار ارزشمند ملی تاریخی بازسازی هم نمی‌شود و هم‌اکنون در معرض نابودی کامل قرار گرفته و حتی بسیاری از ایرانیان از وجود خانه نظامی در ایران هم بی‌خبرند؟

بنای یادبود داستان‌های «پنج گنج» نظامی گنجوی در باکو

آیا نابودی این خانه و موارد مشابه، نمی‌تواند ادعاهای آینده دیگران را در تصاحب دیگر میراث و مشاهیر بزرگ ایران زمین به دنبال داشته باشد؟

این گزارش در ادامه می‌افزاید: شمار جشن‌های متعدد ایرانی را بیش از 73 جشن در سال برآورد کرده‌اند که از میان این جشن‌ها، می‌توان از جشن‌های ماهانه نام برد؛ جشن‌هایی که با همزمان شدن نام روز با نام ماه برگزار می‌شوند.

در روز شمار کهن ایران، هر یک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. پیشینیان در هر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن می‌گرفتند. از این جشن‌های دوازده‌گانه، تا آنجا که سندها و کتاب‌های تاریخی گواه است، در دوره‌های پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمی و شکوهمند برگزار می‌شد. افزون بر یکی بودن نام ـ روز مهر از ماه مهر ـ مناسبت‌های دیگری را نیز برای برگزاری این جشن برمی‌‌شمردند که معروفترین آن قیام کاوه آهنگر و پیروزی بر ضحاک و به پادشاهی نشستن فریدون است.

اما باید توجه داشته باشیم که بی‌توجهی به میراث معنوی و فرهنگی ایران زمین، مانند جشن مهرگان ـ شانزدهم مهر ماه ـ که پس از نوروز به عنوان بزرگ‌ترین جشن ایرانی و بازمانده‌ای از آیین مهر در ایران باستان شناخته می‌شود، سبب خواهد شد که چنین آیین‌هایی در آینده نه چندان دور، همانند موسیقی «عاشیقلار» توسط دیگر کشورها که تنها بخش کوچکی از فرهنگ ایران باستان را در خود جای داده‌اند، مصادره شود.

نکته جالبتر اینکه همه ایرانیان حتی پس از اسلام نیز به چنین آیین‌هایی احترام می‌گذاردند؛ برای نمونه، در «آثار الباقیه» آورده شده است: سلمان فارسی می‌گوید: ما در عهد زرتشتی بودن می‌گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر.

بنای باستانی نیمه ویران «بلاد شاپور ساسانی» در کهگیلویه

و بیورسب هزار سال عمر کرد؛ این که ایرانیان به یکدیگر دعا می‌کنند که: «هزار سال بزی» از آن روز رسم شده است، چون دیدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند و این کار در حد امکان است، هزار سال زندگی را دعا و آرزو کردند.
و یا ابوریحان بیرونی در «التفهیم» می‌نویسد: «مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرین روز، افریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچه از پس نوروز بود...».

این گزارش همچنین اضافه می‌کند: از دوران کهن، همراه با جشن‌ها و آیین‌ها، واژگان پارسی نوروز و مهرگان به صورت معرب نیروز و مهرجان وارد زبان کشورهای عرب زبان شد و امروز در بسیاری از کشورهای ـ آسیایی و آفریقایی ـ واژه مهرجان به معنی و مفهوم جشن و فستیوال به کار می‌رود.

هم‌اکنون مهرگان به جز در میان زرتشتیان، متأسفانه به صورت رسمی در ایران پاس داشته نمی‌شود. این در حالی است که کشور تاجیکستان پس از فروپاشی شوروی و استقلال، علاوه بر تغییر نام میادین و خیابان‌های شهرهای مهم خود از نام‌های کمونیستی لنین و ... به فردوسی و رودکی، جشن‌های مهرگان و سده را هم احیا و در کنار نوروز هر سال با شکوه تمام برگزار می‌کند.

حال باید منتظر بود، عملکرد سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را در حفظ و ثبت دیگر میراث ملموس ایران زمین که به ثبت جهانی نرسیده‌اند، از جمله جشن مهرگان، سپندارمذگان ـ که ولنتاین اروپایی کپی برداری از آن است ـ جشن سده، آیین چله یا یلدا ـ که پایه پیدایش کریسمس تلقی می‌شود ـ جشن تیرگان، موسیقی زیبا و باشکوه کردی، خراسانی، مازندرانی، گیلکی، بلوچی و ...، شاهنامه فردوسی، خمسه ـ پنج گنج ـ نظامی گنجوی، منظومه بزرگ شهریار ـ حیدر بابا سلام ـ و ... چگونه خواهد بود؟

آیا باید آن قدر دست روی دست بگذاریم که باز هم همسایگانی که هر یک خود بخشی از حوزه فرهنگی ایران بزرگ به شمار می‌روند، میراث ما را به نام کشور خود به ثبت جهانی برسانند و به آن مباهات کنند؟

فراموش نکنیم که میراث فرهنگی ملموس و غیر ملموس ایران سند هویت و شناسنامه ملت کهن ماست؛ شناسنامه‌ای که اگر گم یا ربوده شد، دیگر به جای آن المثنی صادر نمی‌شود.


سیمای آذری

نگاهی به سیمای آذری شبکه تلویزیونی سحر

 

سیمای آذری عضو ارشد و تاثیر گذار شبکه سحر

 

صحنه های دیگری از نقش آفرینی قابل توجه در میدان رویارویی و تقابل و تأثیر رسانه ای شبکه سحر در منطقه هدف، متعلق به سیمای آذری این شبکه است که به حق در کسوت موثرترین عضو خانواده شبکه جهانی سحر شناخته می شود.

                                                                                     
نکته مهم در این مورد به اتمسفر رسانه ای، سیاسی و اجتماعی جامعه ای که عرصه عرض اندام سیمای آذری است، باز می گردد؛ در کشوری که در آن بی توجهی به اسلام و اصول و ارزشهای آن، غربگرایی و گرایش به صهیونیسم به مثابه اصولی لایتخلف درآمده اند.
در همین رابطه توجه به مطالب زیر را به عنوان مقدمه، مفید می داند.
برخی از ویژگیهای مشترک شبکه های تلویزیونی در جمهوری آذربایجان
با توجه به آنچه آمد بطور کلی در جمهوری آذربایجان، تلویزیون دولتی بیانگر مواضع رسمی دولت بوده و تلاش دارد طبق بخشنامه های دولت، برنامه های خود را حتی المقدور به زبان آذری پخش کند. شبکه آ تی . وی پخش شو و موسیقی و رقص را در اولویت اصلی پخش برنامه های خود قرار داده است.
ا. ان. اس برنامه های سیاسی بیشتر و اخبار گزنده تری داشته و در موارد زیادی از
B.B.C تقلید کرده و الگو می گیرد. شبکه اسپیس متعادل تر و خواهان تعامل بیشتر با خارجیها و همکاری رادیو و تلویزیون با ایران است. شبکه لیدر که منصوب به الهام علی یف رئیس جمهور فعلی است نسبت به گذشته دولتی تر می نمایاند و به مرور اخبار آن شباهتهایی به شبکه تلویزیونی دولتی پیدا کرده است. اما در محتوای غالب برنامه ها و ضوابط پخش برنامه های بی پرده و به عبارتی مستهجن دربسیاری از اوقات، فرقی میان شبکه های تلویزیونی جمهوری آذربایجان وجودندارد و مسابقه برای دریافت سفارش آگهیهای بیشتر، پخش اینگونه برنامه ها را گسترده تر می کند. اما با وجود تفاوتهای مذکور، ویژگیهای مشترکی نیز دارند:
1- اگر چه در معرفی شبکه های تلویزیونی از یک شبکه به عنوان شبکه دولتی و از 4شبکه دیگر به عنوان شبکه های خصوصی یا غیر دولتی یاد می شود اما حتی در جمهوری آذربایجان هم کسی این مطلب را باور نمی کند که دراین کشور شبکه تلویزیونی خصوصی وجود داشته باشد. همه این شبکه ها به نوعی وابسته به دولت و حاکمیت هستند و توسط افراد متنفذ دولتی و اعضای حزب حاکم اداره شده و با هماهنگی مرکز قدرت فعالیت می کنند. این شبکه ها در حفظ حریم حاکمیت و به خصوص شخص رئیس جمهور، روسای شعبات ریاست جمهوری که مسئولیت سیاستگزاری وزارتخانه ها و دستگاهها را برعهده دارند وهمچنینوزرای موثر و وزارتخانه های مهم به صورت هماهنگ عمل می کنند. دستور العملهای نهاد ریاست جمهوری، وزارت امنیت ملی، وزارت کشور و وزارت امور خارجه به شدت اعمال می گردد. در برخورد با حزب حاکم و احزاب مخالف همه شبکه ها شیوه هماهنگ و یکسانی دارند و بعضاً در مورد برخورد با کشورهای دیگر از سوی برخی مراجع و مراکز قدرت، نقش هایی به هریک از شبکه های تلویزیونی واگذار می شود. از جمله شواهد این نقشها برخورد وموضع گیری در قبال کشورهای نظیر ایران، روسیه، آمریکا، اسرائیل و ترکیه است. همچنین برای موضع گیری در مورد اسلام گرایی، تشیع، وهابیت و احزاب مخالف، هر شبکه نقشی قالبی وتعریف شده بر عهده می گیرد. در خصوص اخبار داخلی و احزاب مخالف نیز همین سیاست وجود دارد و احزاب مخالف تقریباً هیچ جایگاهی در پخش برنامه ها ندارند.
2- عمده فیلمها و سریالهایی که از شبکه های تلویزیونی جمهوری آذربایجان پخش می شوند تولیدات کشور آمریکاست. پس از آن سریالهای تلویزیونی کشورهای آمریکای لاتین از جمله برزیل و پرو، روسیه و هندوستان جدول پخش شبکه های تلویزیونی را پر می کند. سریالهای ساخت کشورهای آمریکای لاتین عموماً حول مسایل عشقی و روابط جنسی دور می زند و عموم مردم اعتقاد دارند این برنامه ها در هر دو زمینه شکل و محتوا، مستهجن و هتاک بوده و علاوه بر اینکه حریم پاک خانواده را آلوده می سازند، اخلاقیات و اعتقاد به پایبندی به اصول زناشویی و حتی محرمات را زیر سوال می برند، به نحوی که این جمله رئیس حزب اسلامی جمهوری آذربایجان عیناً ریال حس می شود که می گوید: " شبکه های تلویزیونی کشور ما با اعتقادات و اخلاقیات مردم کاری کرده اند که 70 سال حکومت کمونیستها نتوانسته بود انجام دهد."
3- همه شبکه های تلویزیونی جمهوری آذربایجان در سه سال اخیر، روی ماهواره قرار گرفته و عمدتاً با پرداخت کرایه به ماهواره " ترک ست" از خدمات آن استفاده می کنند. از حدود یک سال قبل این قصد که برخی از این شبکه ها از ماهواره " هات برد" استفاده کنند - که برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از جمله شبکه های جام جم و سحر بر روی آن پخش می شوند - نیز به طور جدی مطرح شد برخی از کارشناسان علت این تحرکات را جذب بیشتر مخاطبین ایران ذکر می کنند. مسئولین برخی از این شبکه ها در طرح مقاصد خود مبنی بر جذب مخاطبان آذری در جمهوری اسلامی ایران ابایی ندارند.
4- بنا به ادعای رئیس شبکه آ. ان. اس ایرانیان زیادی بیننده برنامه های این شبکه هستند و مکاتبات زیادی از شهرهای تبریز، اردبیل و حتی تهران با این شبکه انجام می شود. همچنین در بررسی های بعمل آمده در شهر آستارای جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از مغازه ها و همینطور خانه ها و غذاخوریها شبکه تلویزیونی دولتی آذ . تی. وی روشن است و بینندگانی دارد و علت دریافت آسان آن در آستارا و برخی دیگر از شهرهای مرزی کشورمان وجود فرستنده های پر قدرتی است که از زمان حاکمیت شوروی نصب شده و وظیفه پوشش دادن کل کشور پهناور اتحاد جماهیر شوروی را برعهده داشته اند. نکته بسیار جالب توجه که بحث درباره آن به روانشناسی اجتماعی و فردی برمی گردد توجه و علاقه مردم نواحی جنوبی جمهوری آذربایجان بخصوص نواحی نزدیک به مرز ایران، به برنامه های شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی است. یعنی ساکنین نواحی مرزی دو کشور توجه بیشتری به آن سوی مرز و فرهنگ غالب آن دارند.
5- پخش موسیقی و رقصهای داخلی و خارجی بخش عمده ای از برنامه های همه شبکه ها را تشکیل می دهد.در برنامه ریزی فرهنگی و سیاست گذاریهای بلند مدت این کشور تازه استقلال یافته، تقویت زمینه های رشد رقص و موسیقی در کنار ورزش های قهرمانی از اولویتهای مهم این کشور در هویت یابی برونمرزی است. علاوه بر آن با توجه به حاکمیت قانون لائیسم دراین کشور، زمینه های جدایی نسل ها را از مذهب تقویت می کند.
با توجه به مطالب پیش گفته در خصوص شبکه های تلویزیونی شاخص فعال در جمهوری آذربایجان همچنین غلبه وجه " دولتی بودن" ، " تحت سلطه حاکمیت بودن" و فعالیتهای فرمایشی و تحت کنترل اکثریت غالب شبکه های رادیویی و نیز رسانه های مکتوب جمهوری آذربایجان، ظاهر شدن سیمای آذری شبکه جهانی سحر در کسوت یک رسانه روشنگر، تعمیق بخش بینش سیاسی، دینی و نگرشهای اجتماعی و فردی مخاطبان این رسانه در خاک همسایه شمال شرقی ایران که با توجه به محورهای مطرح شده در خصوص اشتراکات صبغه و روش کاراین رسانه ها از اهمیت و ضرورت ویژه ای نیز برخوردار می گردد، نقشی بسزا در توفیق حصول اهداف برون مرزی انقلاب اسلامی ایران، همدلی و همبستگی امت اسلامی و ملل مسلمان همچنین تقویت جبهه واحد ایدئولوژیک در مقابل هجمه فرهنگی، سیاسی و .... غرب و استکبار جهانی به جهان اسلام ایفا می نماید.
آنچه در پی خواهد آمد مطالبی است که پیرو گزارش قبلی روابط عمومی شبکه سحر تحت عنوان " برخی وجوه عملکرد برنامه کمپاس سیمای آذری شبکه جهانی سحر در برخورد با تحولات جمهوری آذربایجان، منطقه و جهان" بر تاثیر گذاری شگرف این رسانه در حضور چشمگیر مردم این جمهوری در مراسم روز جهانی قدس - در مقایسه با سالهای قبل - اشعار دارد.
برای درک بهتر احراز این نقش توسط سیمای آذری و با توجه به مشخصاتی که از جوّ رسانهای رقیب سیمای آذری ارایه شد، پرداختن به وجوه برجسته سیاستهای حاکمیت آذربایجان و آنچه که طبعاً توسط رسانه های مطبوع و تحت سلطه حاکمیت دراین جمهوری اعمال و تبلیغ می شود مفید و بلکه الزامی می نماید.
حاکمیت آذربایجان و رسانه های تابع آن در پی القاء چه محورهایی هستند؟
1- سوق به سمت فرهنگ لیبرالی آمریکا در سر لوحه فعالیت و سیاستگزاری حاکمیت و ابزارهای رسانه ای آن است. لائیسم و بی توجهی به ریشه های هویت مذهبی، پوک کردن اعتقادات دینی جوانان با هجوم فرهنگی همه جانبه و ... ارکان اصلی این استراتژی و حرکت خزنده را تشکیل می دهد.
2- گسترش روابط دولت آذربایجان با غرب و گروه مینسک با هدف حل مسئله قره باغ یکی دیگر از پایه های سیاست رو به رشد حاکمیت این کشور است. این نکته که اخیراً 80 نماینده متمایل به آمریکای پارلمان آذربایجان داعیه دار تشکیل یک جمهوری خود مختار با عنوان قره باغ شده اند موید این نکته است که دولت آذربایجان به هیچ وجه عزم جدی ای در حل این مناقشه نداشته و حتی از گروه مینسک نیز که روسیه، فرانسه و آمریکا سردمداران اصلی آنند، آبی گرم نمی شود و نباید منتظر بود تا از طریق این گروه در خصوص مسئله قره باغ طرفی بر بسته شود و هر چند هیاتی می روند و می آیند و مذاکراتی صورت می گیرد و گاهی جنجالهایی هم به راه می افتد اما در واقع قصد و نیت اصلی درنهایت فراهم آوردن یک پایگاه مستقل دیگر برای آمریکا در منطقه آسیای میانه است . طبیعی است رسانه های رقیب ایران دراین جمهوری نیز جز این مشی، مشی دیگری نپیمایند و سازی کوک نکنند. عملکرد نابسزای گروه مینسک دراین قضیه به حدی نامناسب بوده که چندی پیش وزیر خارجه آذربایجان اظهار داشت ما دیگر به بی طرفی گروه مینسک در حل بحران قره باغ اعتقاد نداریم.
دور شدن از پتانسیل قدرتمند کشورهای منطقه و جهان اسلام و پناه بردن به دامن قدرتهای استکباری نقطه اصلی غبن و خسارت غیر قابل جبران دولت آذربایجان و رسانه های متبوع آن در خصوص مسئله اشغال قره باغ است . غبن و خسارتی که در برنامه سازیها و تلاشها تاثیرگذاری این رسانه ها نمود مستقیم و غیر مستقیم خود را دارد.
3- گسترش ارتباطات آذربایجان - اسرائیل در یک سال گذشته نقطه عطفی درروابط این دو کشور بوده است. اظهارات مکرر سفیر رژیم صهیونیستی در باکو که به شکلهای مختلف آذربایجان را تنها کشور متحد اسلامی معرفی کرده و اینکه این کشور دراین راستا می تواند به منزله به اصطلاح الگو و مدل قابل تبعیتی برای کشورهای اسلامی منطقه و جهان در رابطه بااسرائیل علم شود یکی دیگر از اقدامات پلتیکال اسرائیل برای گستردن مرزهای نامریی نفوذ در منطقه و آسیای میانه بوده و افزایش رفت و آمدهای دیپلماتیک دو طرف موید همین نکته است . اخیراً یک روزنامه نگار اسرائیلی طی سفری به جمهوری آذربایجان، به عنوان یک یهودی ازاینهمه گسترش ارتباط و پهن شدن زمینه های آمادگی و اشتیاق دولت آذربایجان برای همکاری با رژیم صهیونیستی اظهار شگفتی نمود. حتی برخی اتباع رژیم صهیونیستی آذربایجان را وطن دوّم خود نامیده اند.
یک نکته قابل توجه دیگر دراین رابطه ترکیب 80-70 درصدی یهودی آذری درهمایش سال گذشته آذری های جهان درباکوست، که نشان می دهد آذربایجان به عنوان یک هدف مشخص سیبل تلاش رژیم صهیونیستی برای پایگاه قراردادن آن در منطقه است.
فلسفه این تلاش درتامین اهداف زیر نهفته است:
• با حمایت و سمپاتی رسمی از ایده " آذربایجان واحد" از سوی سفیر رژیم صهیونیستی درباکو، از گرایش های ناسیولیستی در آذربایجان که ریشه در تاریخ این خطه داشته و در روزگار سلطه حکومت کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی به مثابه یک ابزار حفظ هویت ملی ومذهبی مردم این خطه عملکرد داشته و امروز به عنوان ماشین مقابله با حاکمیت ایران با دستاویز قراردادن آنچه از آن به عنوان به اصطلاح فاکتور همگرایی نژادی و زبانی مردم دو سوی ارس یاد می شود مورد استفاده قرار می گیرد، هدف تضعیف سیطره ارضی و قدرت نظام ج. ا. ا یعنی مهم ترین نیروی بازدارنده اسرائیل تامین می شود.
• منابع انرژی مورد نیاز اسرائیل وامنیت این جریان از طریق ارتباط هر چه مستحکمتر و مطمئن تر با آذربایجان به خوبی تامین می شود. طبق آمار رسمی منتشره توسط مطبوعات آذربایجان و اسرائیل در حال حاضر 20 درصد از سوخت مصرفی اسرائیل از طریق آذربایجان تامین می گردد و این میزان در آینده افزایش نیز خواهد یافت.
اکنون اسرائیل در نهایت جدیت در پی حفظ و توسعه دسترسی به منابع انرژی بوده و مذاکرات برای توافق امتداد خط لوله نفت باکو - جیهان - تفلیس به بندر اشکولان اسرائیل نیز در همین جهت صورت گرفته و در همین راستا یکی از این نقاط مهم و استراتژیک برای رژیم صهیونیستی آذربایجان است و هر چه اسرائیل در مال خود کردن این جمهوری موفق تر عمل کند آینده و بقای نظامی و اقتصادی و ... آن نیز تضمین شده تر خواهد بود.
در سفر وزیر انرژی اسرائیل به آذربایجان نیز بر خلاف شیوه مرسوم ومتداول سفرهایی از این دست، وی به صراحت ایران را به سبب دستیابی به فناوری هسته ای تهدیدی برای منطقه معرفی کرده و در خصوص مسایل و سیاستهای کلان آذربایجان سخنانی مداخله آمیز بیان داشت.
تمامی این تلاشها برای این صورت می گیرد که آذربایجان با مکانیسم عمل یک کلونی منطقه ای برای اسرائیل با تعمیم سیاه نمایی های انجام شده پیرامون هر آنچه به نظام اسلامی ایران مربوط است در سطح جامعه آذربایجان و فرهنگ سازی عمومی آن، دامن زدن به توهم امید به لابی یهودی به عنوان منجی قره باغ از سلطه لابی ارامنه به عنوان تنها هماورد قابل تمسک آذربایجان در مقابل ارمنستان، تهییج و تشدید احساسات و گرایش پان آذریسم در مردم این کشور و بخش آذری نشین ایران و بهره برداری از این حربه به عنوان یک سدّ و قطب مقاومت و منطقه فاصل در شمال شرقی ایران بین نظام ایران و تیول اسرائیل، اندک اندک مسیر حرکت به سمت حتی انفکاک کامل دیپلماسی با ایران هدایت شده و علاوه بر گسست اساسی در جهان اسلام، بر متحدان و حامیان اسرائیل از بدنه امت اسلامی افزوده شده و پایه های توسعه سلطه و ابقای آن محکم تر شود. بدیهی است که اسرائیل با تمام قوا به دنبال بازوهای حمایتی از بطن جهان اسلام است و به کم سوترین چراغ سبزها نیز با آغوشی به گشودگی تمام پاسخ مثبت داده و بال سیطره می گسترد. وجود تعداد 25 تا 30 هزار یهودی در آذربایجان وسیله ای است که اسرائیل را به آینده دخیل کردن آنها در سطوح بالای مدیریتی و تصمیم گیری و سیاستگزاری - ولو در پشت پرده - امیدوار می سازد.
4- حاکمیت آذربایجان به مواجهه تبلیغی غیر مستقیم و حتی فیزیکی با هر گونه اعلام مخالفت با اشغالگری اسرائیل عملاً در سطح و حدّ یک مسئله امنیت ملی می نگرد درایام مقاومت 34 روزه لبنان علیه تجاوز رژیم صهیونیستی در حالیکه در خود اسرائیل تظاهرات و اعتراض نسبت به این تجاوز در جریان بوده و رسانه ها نیز آنها را پوشش می دادند، حتی 20 روز پس از شروع تعرض نیز اجازه تجمع حتی 4-5 نفری هم در اعتراض بدان در خیابانهای این جمهوری داده نمی شد و تظاهرات مردمی به شدت و با خشونت مثال زدنی سرکوب گردید.
دنباله روی و اعمال اعزاض تبلیغی صهیونیستها توسط رسانه های این کشور که در واقع به سبب حمایت و همسویی دولت آذربایجان با آنها صورت می گیرد و ریشه در دولتی و حافظ منافع خانواده علی یف بودن این رسانه ها دارد به حدی است که علاوه بر اینکه قبلاً تعدادی خبرنگار برای کسب آموزشهای حرفه ای رسانه ای به اسرائیل سفر کرده اند، شبکه آینس با مغز اداره کننده یهودی آن برای پوشش تمامی رویدادهای سیاسی اسرائیل خبرنگار و گزارشگر اعزام می کند و در همه آنها حضور خبری تام دارد.

 


ادامه مطلب

فراخوان مقاله

دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند برگزار می کند :

کنفرانس شاهنامه و هویت پارسی ( ایرانی )

 

CALL FOR PAPERS

 THE SHAHNAMEH AND PERSIANATE IDENTITY CONFERENCE 

April 2010, University of St Andrews, St Andrews, Scotland 12- 9 

A conference focusing on the Shahnameh and the development of Persianate

identity in historical perspective. 

Organised by 

Institute of Iranian Studies, University of St Andrews and the Iran Heritage

Foundation.

Covened by

Prof. Ali Ansari (St Andrews) 

Introduction

 

A millennium after his death, the Shahnameh of Ferdowsi remains the single most

important literary source of the construction and definition of Persianate

identity. Ferdowsi’s magisterial achievement in collating and versifying the

history and myths of the Iranian peoples ensured not only the preservation of a

canon of shared historical memory and experience, but crucially secured the

renaissance of the Persian language for future generations.

This conference will focus on the political, social and historical legacy of the

Shahnameh in the development of identities in the Persianate world. Moreover, it

will welcome papers which look at aspects of identity beyond ethnic or national

characterisations. What, if any, are the ethical bases of the Shahnameh? Does

it serve as a moral guide for human behaviour which transcends ethnic

affiliation or can it be best understood as the creation myth of a particular

people? How are we to understand its mythical and historical relevance? How do

we explain its continued – political - appeal to this day?

The conference will seek to address these questions, amongst others in

historical context, looking at the origins and development of the Shahnameh in

Sasanian Iran and its aftermath, particularly in the post-conquest period when

Persianate historians struggled to reconcile their inherited narratives with

those resulting from the Muslim conversion. How did these historians seek to

reconcile these competing traditions, and why did the Shahnameh remain popular

with governing elites from Delhi to Istanbul, from the mediaeval to the modern

world?

 

The organisers welcome papers on a broad range of topics but will be guided by

the following thematic areas:

 

1- Reconciling competing traditions: Persianate historians in the Islamic era  

2- The idea of Iranshahr

      3- Hero & King in the Shahnameh: the chivalric ethos

    4- The epic in comparative perspective

5- Myth and history: historical mythology in the modern Persianate world

 

Proposals for papers should send an abstract of no more than 250 words, along

contact details, a brief biography including an institutional affiliation, to

the Organising Committee, Shahnameh Conference, School of History, University

of St Andrews, St Andrews, Fife, KY16 9AL, by November 15th 2009. Alternatively

proposals may be sent in electronic format to the email below. All proposed

papers must constitute unpublished new research. Authors of papers presented at

the conference must commit themselves to publish their papers in the publication

described below, if the editors of the publication select their papers for

inclusion in the publication.

 

Confirmed Speakers:

1- Professor Dick Davis (Ohio)

2- Professor Charles Melville (Cambridge)

3- Professor Robert Hillenbrand (Edinburgh)

4- Professor Dick Bulliet (Columbia)

5- Professor Parvaneh Pourshariati (Ohio)

6- Dr Hussein Kamaly (Columbia)

7- Dr Paul Luft (St Andrews)

8- Professor Robert Hoyland (St Andrews)

9- Professor Hugh Kennedy

 

Publication:

A book, edited by Ali Ansari, of selected papers from the conference will be

published by I. B. Tauris Publishers, in the series “Iran and the Persianate

World”. 

Organising Committee:

Professor Ali Ansari

Dr Tim Greenwood                                                                       

Dr Pedram Khosronejad

Professor Robert Hoyland

Dr Paul Luft

Professor Nick Rengger

Dr Angus Stewart

 For general enquiries please contact Professor Ansari on iran@st-andrews.ac.uk 

Regular updates can be found on http://www.st-andrews.ac.uk/~iranian

 


خالد مشعل و خلیج ع ر ب ی

استفاده خالد مشعل از عبارت جعلی « خلیج ع ر ب ی  »

خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین ( حماس ) از عبارت جعلی خلیج ع ر ب ی در سخنرانی خود در قلعه صلاح الدین دمشق استفاده کرد.

به گزارش یک سایت خبری نزدیک به دولت ، وی جمعه شب در سخنرانی خود به مناسبت جشن « قدس ، پایتخت فرهنگی جهان عرب » در سال 2009 گفت : « امیدوارم همه کشورهای اسلامی از شمال آفریقا ، مصر ، عربستان ، سوریه ، خلیج عربی ، ایران و اندونزی تا مالزی ، در یک صف در بابر دشمن بایستند.  »

 


کنسرت ارکستر ارمنستان در ایران

ارکستر 70 نفره ارمنستان به رهبری « سرگی سامباتیان » برای اولین بار در ایران کنسرت می دهد.

محمدرضا ظزیف مدیرعامل شرکت هنرطلایی ظریف گفت : در این کنسرت که آذرماه برزگار می شود ارکستر 70 نفره ارمنستان به همراه امیر مهیار مرادی به عنوان نوازنده پیانو در ایران به روی صحنه می رود. وی ادامه داد : در این اجرا ارکستر ارمنستان قطعاتی از آهنگسازان برجسته جهان از جمله سمفونی دنیای نو اثر دورژاک و کنسرتو پاینو چایکوفسکی را اجرا خواهند کرد.

ظریف در ادامه خاطر نشان کرد : کنسرت ارکستر ارمنستان با همکاری سفارت ارمنستان ، سفارت ایران و ئزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران برگزار می شود.


نوروز جهانی شد

ثبت نوروز و موسیقی ردیفی ایران

 در میراث معنوی یونسکو

نوشته : شبنم رحمتی

سرانجام پس از طی چهار سال انتظار، «نوروز» در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت و این آیین جهانی شد. این اتفاق ساعت 11 روز هشتم مهرماه و در کشور ابوظبی رخ داد و طی آن نوروز به فهرست میراث ناملموس  جهان پیوست.

پرونده ثبت نوروز از سوی کشورهای فلات ایران به یونسکو ارائه شده است و علاوه بر کشورمان، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه نیز سایر کشورهای تشکیل دهنده این پرونده بوده اند. پرونده نوروز به صورت چندملیتی برای ثبت در این فهرست آماده شده و مسوولیت تدوین آن برعهده محمد میرشکرایی مردم شناس و رئیس سابق پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی بوده است. یک فیلم 10دقیقه یی، یک فیلم یک ساعته و کتابچه یی حاوی مستندات درباره نوروز به اضافه یک برنامه اجرایی، محتویات این پرونده را تشکیل می دهند. برنامه اجرایی دارای زیرفصل های چگونگی حفاظت، چگونگی حمایت، چگونگی احیا و چگونگی اشاعه است. اجلاس میراث ناملموس یونسکو از 28 سپتامبر (ششم مهرماه) در ابوظبی کشور امارات آغاز شده است و تا دوم اکتبر (دهم مهرماه) ادامه می یابد.

مسعود علویان صدر معاون حفظ و احیا و ثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی در پاسخ به این سوال «میراث خبر» که چرا کشورهای تاجیکستان و افغانستان که مراسم نوروز در آنها برگزار می شود در تشکیل این پرونده نقش نداشتند، گفت؛ «تاجیکستان هنوز به عضویت کنوانسیون میراث ناملموس جهانی درنیامده است و افغانستان نیز به تازگی به این کنوانسیون ملحق شده و نتوانست خود را برای همکاری در این پرونده آماده کند.»نوروز مجموعه آیینی چند هزارساله است که از روز چهارشنبه سوری آغاز می شود و غروب سیزدهم فروردین پایان می یابد.

فهرست میراث ناملموس یونسکو

جمعی از کارشناسان فرهنگی در مقر یونسکو در پاریس در سال 2003 کنوانسیون میراث معنوی  را برای حمایت و حفاظت از آیین ها و آداب و رسوم ملل مختلف بنیان گذاشتند.تاکنون حدود 90 اثر در این کنوانسیون ثبت شده  است.ایران همچون بسیاری از کشورهای جهان برای حفاظت از میراث معنوی خود در سال 1384 به این کنوانسیون پیوست و چهار سال پیش طرح ثبت نوروز در فهرست یونسکو را درانداخت. اما از آنجا که نوروز مجموعه آیین هایی است که در چند کشور همسایه با اندکی تفاوت جشن گرفته می شود، قرار شد به صورت پرونده یی مشترک از سوی این 10 کشور ارائه شود. سه سال پیش ایران که میزبان نخستین اجلاس کشورهای حوزه تمدنی نوروز بود، پرونده یی با همکاری این کشورها تهیه کرد که در آن دوره موفق نشد نظر موافق یونسکو را جلب کند و رد شد. رد این پرونده در حالی که رسانه ها فراوان به آن پرداخته بودند و گزارش های متعددی از روند آماده سازی و تحویل پرونده به یونسکو منتشر کرده بودند، بازتاب های زیادی میان اهالی فرهنگ کشور داشت و برخی در آن دنبال پیدا کردن سرنخ های سیاسی میان کشورهای منطقه گشتند. کار آنقدر بالا گرفت که سیدمحمد بهشتی رئیس سابق این سازمان نیز گفت؛ «به ثبت نشدن نوروز مشکوک هستیم.» اما تیم آماده سازی پرونده اعلام کرد فقط نقص فیلم 10 دقیقه یی و برنامه اجرایی کشورها مانع ثبت نوروز شده است.همزمان با این اتفاق یونسکو هم ضوابط قبلی را کنار گذاشت و برای پرونده های میراث معنوی ضوابط جدیدی تدوین کرد و قرار شد کشورهایی که درخواست ثبت اثری در حوزه میراث معنوی را دارند تا سپتامبر سال 2008 پرونده هایشان را ارسال کنند. پیرو این قانون، دومین اجلاس کشورهای حوزه تمدنی ایران بدون شرکت افغانستان و ترکمنستان از دوم تا چهارم شهریور سال گذشته در تهران برگزار شد. در این اجلاس مقرر شد یک فیلم 10دقیقه یی، یک فیلم یک ساعته و کتابچه یی حاوی مستندات درباره نوروز آماده و به یونسکو ارسال شود. سال گذشته میرشکرایی به «اعتماد» گفت؛ «احتمال موفقیت این پرونده بسیار بالاست و به عنوان کارشناس معتقدم این پرونده صددرصد تایید خواهد شد.» نظری که روز گذشته حقانیت آن ثابت شد.

ردیف های موسیقی سنتی ایران

در گوش جهان


پرونده «ردیف های موسیقی سنتی» ایران نیز روز گذشته پس از بررسی در اجلاس یونسکو، به تایید اعضا رسید و به عنوان دومین پرونده میراث ناملموس ایران در فهرست جهانی ثبت شد. این پرونده از سه سال گذشته در حال جمع آوری و آماده سازی از سوی خانه موسیقی بود و با ارائه فهرست جدید ضوابط ثبت میراث معنوی از سوی یونسکو، پرونده تکمیل شد. یکی از مهم ترین بخش های این پرونده به فیلم مستندی مربوط است که درباره ردیف موسیقی سنتی ایران باید تهیه می شد. این فیلم با حضور بزرگان ردیف آوازی مانند محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، حاتم عسگری، فرهاد فخرالدینی، کیانی، طلایی، ظریف و دیگر استادان حوزه آوازی و با کمک استادان دانشگاه تهران و استادان خانه موسیقی و یکی از مستندسازان آماده شد.


به یاد جانبازان شیمیایی

                      نگاهى به حملات شیمیایى رژیم بعث به ایران
 
نخستین قرارداد بین المللى براى محدودسازى استفاده از سلاح هاى شیمیایى به سال ۱۶۷۵ میلادى برمى گردد.هنگامى كه فرانسه و آلمان با امضاى موافقتنامه اى در استراسبورگ درباره ممنوعیت كاربرد گلوله هاى سمى به توافق رسیدند.
دویست سال بعد در سال ۱۸۷۴میلادى «كنوانسیون بروكسل درباره حقوق و قوانین جنگ»كاربرد سموم یا سلاح هاى سمى و نیز سلاح ها، پرتابه ها و موادى را كه باعث مصدومیت و رنج غیرمعمول مى شود، ممنوع اعلام كرد.
پیش از پایان قرن نوزدهم و در سال ۱۸۹۹میلادى كنفرانس بین المللى صلح در لاهه برپا شد و منجر به امضاى موافقتنامه اى در ممنوعیت استفاده از پرتابه هاى جنگى محتوى گاز سمى گردید.

* دولت هاى غربى و تجهیز عراق به سلاح شیمیایى
با وجود اینكه كشورهاى اروپایى همچون آلمان و فرانسه از قرن ها پیش در ممنوعیت استفاده از سلاح هاى شیمیایى پیشگام شده اند، اما اسناد و مدارك حاكى از آن است كه این كشورها در عمل به قراردادهاى بین المللى چندان پایبند نبوده و با هدف تجارى در تجهیز دیگر كشورها به این سلاح ها نقش اساسى داشته اند.نمونه بارز این ادعا نقشى است كه كشورهایى از این دست در تجهیز رژیم بعث به سلاح شیمیایى ایفا كرده اند .
سرتیپ «عبدالرزاق السامرایى» كه مسئول راه اندازى بخش سلاح هاى شیمیایى در نیروى هوایى رژیم بعثى بوده است در خاطرات خود دراین باره چنین مى گوید: من در ۲۵ اكتبر ۱۹۷۹ (۵۸‎/۸‎/۳) در یك مأموریت سرى براى تهیه تجهیزات تولید سلاح هاى شیمیایى، رهسپار آلمان غربى شدم.پس از مذاكره با مسئولان شركت آلمانى «KarlKolb»، قرار دادى در این مورد امضا كردم، اما به دلیل اجرا نشدن كامل این قرار داد، بنا شد كه آنان خود به عراق سفر كنند.
پس از چندى، مسئولان شركت مزبور با كارشناسان نظامى ارتش در عراق ملاقات كرده، راهنمایى هاى فنى لازم را در خصوص ساخت و تولید گازهاى سمى و تركیبى ـ از جمله گاز تابون (Tabun) و موستارد (Mustard) و گازهاى اعصاب كه قادر است نزدیك به یك صد هزار نفر را نابود كند ـ ارائه دادند.
همچنین با امضاى یك قرار داد خرید گلوله و موشك شیمیایى با شركت هاى آلمانى توانستیم بیش از ۱۰۷۵۵ كلاهك شیمیایى ـ اعم از بمب، گلوله توپ و موشك ـ وارد كنیم و با ذخیره سازى ۱۰۰۵ تن مواد شیمیایى، میزان ذخایر این مواد را در انبارها به پنج هزار تن افزایش دهیم.
بدین ترتیب، عراق پس از تلاش هاى بسیار توانست مقادیر زیادى مواد میكروبى شامل پانصد هزار لیتر (۱۳۰ هزار گالن) ماده بسیار سمى «پوتولیمن» و پنجاه هزار لیتر (۱۳ هزار گالن) ماده «انتراكس» ـ موسوم به «اخگر خبیث» ـ تولید كند.
در زرادخانه شیمیایى عراق، حداقل سى هزار تن مواد گازى و مایع سمى از جمله گاز خردل، خردل فسفرى و گوگردى و گازهاى اعصاب مانند سارین، تابون، سرمان، هیدروژن سیاتید و گازهاى تاول زا وجود داشت.گاز خردل، در كارخانه هاى «التاجى» به طور خیلى محرمانه ساخته و درموشك هاى جنگنده هاى نیروى هوایى تعبیه مى شد.
از سوى دیگر، عراق تكیه زیادى بر نیروهاى هوایى خود داشت.این ویژگى باعث شد كه به استفاده از سلاح هاى كمكى در نیروى هوایى روى آورد.بدین رو، فكر كاربرد سلاح شیمیایى در نیروى هوایى مطرح و با استقبال رو به رو شد، زیرا از نظر اقتصادى، این كار مقرون به صرفه بود.
به همین دلیل، سرتیپ ستاد «عبدالرزاق السامرایى» كه از افسران متخصص نیروى هوایى در امور شیمیایى بود، به فرانسه اعزام شد تا با شیوه هاى كاربرد گازهاى شیمیایى در موشك ها آشنا شود.او پس از سه سال به عراق بازگشت و بخش گازهاى شیمیایى را در این نیرو راه انداز كرد.
دكتر حسین شهرستانى وزیر نفت دولت فعلى عراق و از دانشمندان هسته اى این كشور كه به علت مخالفت با صدام سالها زندان بوده است مى گوید : فعالیت هسته اى صدام از سال ۱۹۸۰ (۵۹) آغاز و در بخش شیمیایى در سال ۱۹۸۲ (۶۱) با كمك تعدادى از شركت هاى آمریكایى جهت تولید گاز اعصاب و سارین توسعه یافت.
دكتر گراهان پى یرسون (از محققان ساخت عوامل جنگ هاى بیولوژیك در دپارتمان صلح دانشگاه برادفورد انگلیس) نیز به این امر اذعان دارد، فقط وى معتقد است اقدام عراق براى كسب توانمندى BW (بیولوژیك)، از سال ۱۹۷۶ (۵۳) آغاز شد و یك سال بعد در ۱۹۷۵ (۵۴) عراق اجراى ۷۸ پروژه تحقیق و توسعه را در مركز آل سلمان آغاز كرد و در سال ۱۹۸۵ (۶۴) قادر به تولید انبوه عوامل میكروبى سیاه زخم و سم بوتولیسم بود.
جیمز وولسى رئیس سابق سازمان سیا معتقد است میكروب سیاه زخم در بسیارى از آزمایشگاه هاى آمریكا قابل دسترسى بود و از سوى كشورهاى مختلف و از جمله عراق در دهه ۸۰ توزیع شد.

* فجایع شیمیایى رژیم بعث در هشت سال دفاع مقدس
اقدام عراق براى دستیابى به تكنولوژى و ذخایر شیمیایى متعاقب شكست هاى عراق و استفاده از جنگ شیمیایى به عنوان یك راه حل ممكن براى مشكلات نظامى اش آغاز شد.
در زمستان ۱۳۵۹ - یعنى چند ماه بعد از جنگ تحمیلى- عراق از گلوله هاى شیمیایى كه غالباً گاز اشك آور و تهوع زا بود، استفاده نمود كه استفاده از آن كاملاً محدود و احتمالاً آزمایشى بود.اما از اواسط سال ۱۳۶۲ حملات هدفمند شیمیایى عراق علیه ایران آغاز گردید و در طول جنگ بیش از سى حمله علیه مناطق مسكونى انجام شد.حمله به سردشت در تیر ماه ۱۳۶۶ فجیع ترین آن بود.در این حمله از جمعیت ۱۲ هزار نفرى سردشت ۱۳۰ تن كشته و چهار هزار نفر مصدوم شدند.
در مرداد ماه ۱۳۶۲ هفت حمله شیمیایى مهم در منطقه عملیاتى شمال غرب كشور شامل منطقه عملیاتى والفجر ،۲ پیرانشهر و حاج عمران صورت گرفت.در منطقه حاج عمران بعد از انفجار بمب ها در حمله هاى ۱۷ و۱۸ مرداد ۱۳۶۲ دود سیاه رنگى در منطقه پخش شد و ذرات ریزى روى زمین، تجهیزات و نیروها را گرفت و بوى تند خاصى مشابه سیر در منطقه پخش شد.پس از ۳-۲ ساعت نیروها دچار قرمزى چشم شدند و ۷-۵ ساعت بعد استفراغ شروع شد.
در آبان ماه ۱۳۶۲منطقه وسیعى از غرب كشور چند روز پس از عملیات والفجر ،۴ با گاز خردل بمباران شد كه ده نفر از مردم شهر بانه و سردشت شهید شدند.
در تاریخ سوم اسفند ماه۱۳۶۳ در جنوب در روز چهارم عملیات خیبر،عراق دست به عملیات شدید شیمیایى با استفاده از گاز خردل زد و طى ۴۸ ساعت حدود ۵ تن گاز خردل را با یكصد بمب بر روى رزمندگان ریخت كه نتیجه آن ۲۱۰۰ نفر مصدوم بود.
در تاریخ نوزدهم اسفند ماه۱۳۶۲ بر اثر حملات شیمیایى عراق در جزایر مجنون ۵۴۳ رزمنده با گاز خردل مصدوم و تعدادى شهید شدند.با این وجود بعد از اعتراضات ایران واعزام تعدادى از مصدومین شیمیایى به بیمارستان هاى كشورهاى اروپایى و اعزام هیأت هاى كارشناسى سازمان ملل طى سال ۱۳۶۲ به بعد، در زمستان ۱۳۶۵ عراق براى نخستین بار به عنوان كاربرد جنگ افزارهاى شیمیایى علیه نیروهاى ایرانى معرفى شد.
در روز بیست ودو اسفند ماه ۱۳۶۳ عراق حملات شیمیایى شدیدى را در جزایر مجنون از سر گرفت كه از مجموعه گاز خردل و گاز اعصاب علیه سربازان ایرانى استفاده نمود كه در نتیجه آن ۲۲۳۱ نفر مصدوم و ۳۲ نفر شهید شدند.
در بعد از ظهر چهار شنبه بیست و سه بهمن ماه ۱۳۶۴ عراق با استفاده از هوا پیما منطقه آزاد شده فاو را به شدت مورد حمله شیمیایى قرار داد كه این حملات عمدتاً با گاز اعصاب و كمتر خردل بوده است و طى دو روز تعداد مصدومین شیمیایى در منطقه فاو ناشى از گاز هاى خردل، اعصاب- سیانید- به ۸۵۰۰ نفر رسید.
متأسفانه آنكه در صبح هشتم اسفند ماه ۱۳۶۴ بیمارستان صحرایى حضرت فاطمه زهرا (س) به وسیله ده فروند هواپیماى عراقى بمباران شیمیایى شد و به همین دلیل با مصدومیت عده كثیرى از كاركنان بیمارستان، این مركز درمانى براى مدت طولانى از فعالیت باز ایستاد.
در تاریخ دهم دى ماه ۱۳۶۵ یك بیمارستان صحرایى در سومار در اثر بمباران شیمیایى با گاز خردل به شدت آلوده شد و جمع زیادى از كادر پزشكى این بیمارستان مصدوم شدند كه آمار موجود ۴۰۰ مصدوم و ۲۰ شهید را گزارش مى نماید.
در روز پنج شنبه بیست و هفتم اسفند ماه ۱۳۶۶ شهر حلبچه در استان كردستان عراق و روستاهاى اطراف به شدت مورد حملات شیمیایى با گاز اعصاب و سیانید قرار گرفت و در این فاجعه ۵۰۰۰ كشته و۷۰۰۰ مصدوم بجا ماند كه در روز هاى بعد جاده هاى ارتباطى و روستاهاى اطراف را با گاز خردل نیز مورد حمله قرارداد.
در بهار ۱۳۶۷ با فعال شدن مجدد جبهه هاى عملیاتى جنوب حملات شیمیایى عراق نیز مجدداً در این مناطق شدت یافت كه در بیست و هشتم فروردین ماه ۱۳۶۷ عراق حمله وسیع شیمیایى را به منطقه فاو در خطوط مقدم و پشتیبانى آغاز كرد.
در روز پنج شنبه اول اردیبهشت ماه ۱۳۶۷ عراق روستاهاى خوزستان در اطراف دار خونین و هویزه را با گاز اعصاب وسیانید مورد حمله قرار داد و در همین روز مناطق واقع در اطراف جاده اهواز - خرمشهر را نیز مورد حمله قرار داد.
در تاریخ چهارم تیر ماه ۱۳۶۷ حمله عراق به جزایر مجنون با عوامل شیمیایى آغاز شد و شدت حمله به حدى بود كه با مصدوم نمودن سربازان و گردو خاك حاصله عراق جزایر مجنون را تصرف نمود. با توجه به ناپایدارى گاز اعصاب بعد از مدتى عراقى ها وارد منطقه شدند.
و سرانجام آخرین حمله شیمیایى عراق در مرداد ماه ۱۳۶۷ در شهر اشنویه اتفاق افتاد كه با پرتاب ۸ بمب از یك هواپیماى ملخى بااستفاده از گاز خردل انجام شد كه ۲۶۸۰ مصدوم غیر نظامى بر جاى گذاشت و بعد از توقف جنگ ایران و عراق، رژیم عراق حملات شیمیایى را متوجه مخالفان و مناطق كردنشین عراق نمود.
سهیلا طائى
روزنامه ایران
 
منبع : www.sajed.ir


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

پیکار با پانترکیسم و تجزیه طلبی

علی رضا قره باغی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :